<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
















































































<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
<title>Radio Zamaneh</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/" />
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://radiozamaaneh.com/atom.xml" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008://4</id>
<updated></updated>

<generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.31</generator>

 
<entry>
<title>آغاز جشن تیرگان در تورنتو</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/canada/2008/07/post_129.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/canada//44.22949</id>
 
<published>2008-07-19T19:45:17Z</published>
<updated>2008-07-19T20:06:25Z</updated>
 
<summary>محمد تاج‌دولتی: جشنواره «یکی بود، یکی نبود» که به مناسبت جشن تیرگان برگزار می‌شود، از بعدازظهر پنجشنبه هفدهم ژوییه، طی مراسمی در مرکز هنری هاربرفرانت در شهر تورنتو و در حضور صدها تن از ایرانیان و کانادایی‌ها و تعدادی از شخصیت‌های سیاسی ـ فرهنگی کانادایی آغاز شد. انتظار می‌رود بیش از یک‌صدهزار نفر از این جشنواره که به مدت چهار روز و با شرکت بیش از یکصد هنرمند ایرانی که از کشورهای اروپایی، امریکا و ایران به تورنتو آمده‌اند، بازدید کنند.</summary>
<author>
<name>محمد تاج‌دولتی</name>


</author>
<category term="تورنتو" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://radiozamaaneh.com/canada/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>جشنواره «یکی بود، یکی نبود» که به مناسبت جشن تیرگان برگزار می‌شود، از بعدازظهر پنجشنبه هفدهم ژوییه، طی مراسمی در مرکز هنری هاربرفرانت در شهر تورنتو و در حضور صدها تن از ایرانیان و کانادایی‌ها و تعدادی از شخصیت‌های سیاسی ـ فرهنگی کانادایی آغاز شد.</p>

<p>انتظار می‌رود بیش از یک‌صدهزار نفر از این جشنواره که به مدت چهار روز و با شرکت بیش از یکصد هنرمند ایرانی که از کشورهای اروپایی، امریکا و ایران به تورنتو آمده‌اند، بازدید کنند.</p>

<p>ژیان قمیشی، یک از معروف‌ترین برنامه‌سازان شبکه رادیو ـ تلویزیونی سی بی سی، که اجرای برنامه را به عهده داشت، گفت:</small></strong></p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080719_tajdolati_Tirgan_Festival_Day_1.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>«جشنواره امسال که مناسبت جشن تیرگان برگزار می‌شود، حاصل کوشش بی‌دریغ بیش از دویست داوطلب در دو سال گذشته و نزدیک به یک‌صد هنرمندی است که از ایران، اروپا و دیگر نقاط جهان به تورنتو آمده‌اند تا بزرگی و عمق تمدن ایرانی را از طریق نمایش‌ها‌ی فرهنگی و هنری، به نظر همه ایرانیان و غیر ایرانیان برسانند. چرا که همه مردم دنیا، تمدن‌ها و ملت‌های بزرگ را از طریق فرهنگ و هنرشان شناخته‌اند.»</p>

<p><strong>مهرداد آریان‌نژاد، مدیر جشنواره تیرگان، پیتر فونسگا، وزیر جهانگردی اونتاریو و دکتر رضا مردی، نخستین و تنها نماینده ایرانی‌تبار مجلس اونتاریو؛ از اهمیت برگزاری جشنواره ایرانی در جامعه مهاجرت، صحبت کردند. </strong></p>

<p>دکتر رضا مریدی در پاسخ به این پرسش من که برگزاری چنین جشنواره‌هایی چه تاثیری بر ذهنیت کانادایی‌ها و دیگران در مورد ایرانیان مقیم کانادا و ملت ایران خواهد گذاشت، گفت:</p>

<p>امروز، روز بسیار بزرگی است برای جامعه ایرانی. برای این‌که دوستان واقعاً دوسال است که زحمت کشیده‌اند. حدود دویست نفر شب و روز زحمت کشیدند و فستیوال به این قشنگی را برای ما ایرانیان ترتیب دادند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/tirgan_logo1.jpg' /><br/>
<small><small>لوگوی مراسم جشن تیرگان در تورنتو</small></small>


</p>

<p>امروز تعداد‌ زیادی از ایرانیان و غیرایرانیان در این‌جا جمع شده‌اند و چند تن از اعضای هیات دولت و همین‌طور نمایندگان پارلمان فدرال، پارلمان استان اونتاریو، در این جمع  حضور دارند و همین‌طور که ملاحظه فرمودید، مراسم توسط وزیر توریسم ایالت اونتاریو و از طرف آقای نخست وزیر اونتاریو افتتاح شد؛ که همین خود نشاندهنده اهمیتی است که این فستیوال در جامعه ما و در بالا بردن ارزش‌های فرهنگی و هنری و ملی ما ایرانیان خواهد داشت.</p>

<p>این یک حرکت بسیار زیبایی است و بسیار بسیار موثر خواهد بود در بالا بردن وضعیت جامعه ایرانی درکانادا و همین طور در همه جای دنیا.</p>

<p>ما ایرانیان واقعا شایستگی این را داریم که بتوانیم فرهنگ و ملیت خودمان را آن طور که هست به جهانیان نشان دهیم و این قدمی است در این جهت.</p>

<p><strong>می‌دانید که به دلیل اعتقاد به  سیاست چند فرهنگی در دولت کانادا، این دولت چه در سطح فدرال و چه در سطح استان‌ها، به جوامع مختلف قومی، فرهنگی که این‌جا هستند، برای این‌که بتوانند فرهنگ و هنرهای اصیل خودشان را حفظ کنند، کمک‌های مالی زیادی می‌کنند. ایرانیان برای اولین بار است که چنین فستیوالی را در این سطح گسترده برگزار می‌کنند. فکر می‌کنید که این توانایی را داشته باشیم و دولت هم چه در سطح فدرال و چه در سطح استانی این کمک را بکند؛ که ما این فستیوال را سالیانه و در مواقع دیگری هم برگزار کنیم؟</strong></p>

<p>دقیقاً همین‌طور است. دولت کمک خواهد کرد. برای این فستیوال هم دولت کمک کرده. دولت اونتاریو حدود ۸۵ هزار دلار به این موسسه برای برگزاری سه فستیوال کمک کرده که فستیوال تیرگان هم یکی از آن‌ها‌ست. الان من با وزیر توریسم هم صحبتی کردم. ایشان گفتند برای سال آینده اگر «تیرگان» درخواستی داشته باشد، درخواستش مورد نظر قرار می‌گیرد و بودجه کافی در اختیارش قرار خواهد گرفت.</p>

<p>کنسرت محمد رضا لطفی، آهنگ‌ساز و نوازنده چیره‌دست ایرانی، به عنوان نخستین برنامه هنری جشنواره تیرگان، در دو بخش و در حضور نزدیک به هزارتن از ایرانیان و کانادایی‌ها در فضایی باز و در کنار دریاچه ی اونتاریو اجرا شد.</p>

<p><strong>در بخش نخست، لطفی با سه تار و همراهی تنبک و دف رضا قویهلم، قطعاتی را با صدای خود اجرا کرد.</p>

<p>در بخش دوم برنامه، محمدرضا لطفی ابتدا توضیح داد که چرا گروه شیدا نتوانسته است به کانادا بیاید:</strong></p>

<p>‌«دوستان عزیز؛ همان‌طور که می‌دانید‌ قرار بود که امشب گروه شیدا از ایران بیایند. متاسفانه با تمام تلاشی که از ایران و از کانادا شد، به اعضای گروه ویزا ندادند. و تنها عضوی که از گروه شیدا توانست ‌بیاید، آقای خلعتبری هستند که چون مقیم کانادا هستند، توانستند این‌جا باشند. آقای قویهلم هم از فرانسه تشریف آورده‌اند ‌و ویزا احتیاج ندارند.</p>

<p>جای دوستان ما این‌جا خیلی خالی است. امروز که در تورنتو قدم می‌زدیم، جای بچه‌ها را خیلی خالی کردیم. </p>

<p>آن‌ها خیلی عشق داشتند که در خدمت دوستان ایرانی و کانادایی، این‌جا باشند. ولی متاسفانه بعضی وقت‌ها مسایل اجتماعی و سیاسی بین‌ دولت‌ها لطمه می‌زند به روابط فرهنگی و فعالیت های فرهنگی. این باید درست شود و هنرمندان بتوانند در سراسر جهان سفر کنند. چرا که آن‌ها پیام‌آور صلح، دوستی و عشق و محبت هستند.»</p>

<p><strong>در پی این توضیح؛ محمد‌رضا لطفی با تار، خلعتبری با کمانچه، و قویهلم با دف و تنبک، قطعاتی را اجرا کردند. خود لطفی نیز گاه با نواختن دف و خواندن تصنیف‌ها، دو نوازنده دیگر را همراهی می‌کرد.</strong></p>

<p><center>***</center></p>

<p>نخستین روز جشنواره تیرگان با اجرای کنسرت محمد‌رضا لطفی به پایان رسید و از روز جمعه برنامه های گوناگون فرهنگی ـ هنری در بخش‌های مختلف مرکز هنری هاربر فرانت اجرا خواهد شد.<br />
</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>«مهم این است که همه کار می‌کنیم»</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/pejman/2008/07/post_121.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/pejman//35.22950</id>
 
<published>2008-07-19T19:49:54Z</published>
<updated>2008-07-19T19:58:50Z</updated>
 
<summary>به تازگی کنسرتی در لندن برگزار شد که در آن اثری از امیر مهیار تفرشی‌پور روی سروده‌های فروغ فرخ‌زاد اجرا شد. خواننده‌ي اثر، ایتالیایی و گروه اجرا کننده، بریتانیایی بودند. به همین بهانه پس از کنسرت با آهنگساز و خواننده‌ي «میان تاریکی» گفتگویی کردم. </summary>
<author>
<name>پژمان اکبرزاده</name>


</author>
<category term="رویدادهای موسیقی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://radiozamaaneh.com/pejman/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>در ماه‌های گذشته، برای بررسی سروده‌های فروغ فرخزاد، شاعره‌ي نوپرداز ایرانی، همایش‌های گوناگونی در اروپا برگزار شد. </p>

<p>اما شنبه شب، 12 ژوییه، کنسرتی در لندن برپا شد که در آن اثری به نام «میان تاریکی» روی سروده‌های فروغ، از امیر مهیار تفرشی پور اجرا شد. کاری مدرن برای آواز و گروه نوازندگان کلارینت که مایا ساپون (Maya Sapone) خواننده‌ي آن بود.</p>

<p> امیر مهیار تفرشی‌پور، آهنگساز این قطعه، متولد 1353 در تهران، از 12 سالگی در دانمارک و سپس در بریتانیا در رشته‌های پیانو، آموزش موسیقی و آهنگسازی تحصیل کرده و حدود دو سال است که برای تدریس به ایران بازگشته است. او برنده‌ي جایزه نخست دوسالانه‌ي موسیقی نو در دانشگاه تهران است و در سال 2004 کنسرتویی برای چنگ و ارکستر ساخت که با ارکستر سمفونیک بی‌بی‌سی اجرا شد.</p>

<p>در کنسرتی که اثر وی در لندن اجرا شد حضور داشتم. درباره‌ي کار تازه با او صحبت کردم و دلایل رویکردش به سروده‌های فروغ:</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080715_Pejman_Forousgh_Concert_London.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p><strong>امیرمهیار تفرشی‌پور</strong>: امسال چهلمین سالگرد درگذشت فروغ بود. در سال گذشته علاقه زیادی داشتم که از اشعار فروغ استفاده کنم به خاطر آنکه آنطور که باید در موسیقی از فروغ استفاده می‌شد اصلاً استفاده نشده.</p>

<p><strong>فکر می‌کنید چرا؟</strong></p>

<p>به خاطر اینکه شعر فروغ شعر خیلی درگیری است و باید موسیقی او را خیلی مدرن ساخت. یک تفکر بازتری از مثلاً موسیقی تونال، موسیقی که هماهنگی داشته باشد و کلاسیک باشد لازم دارد. این تفکر هم متاسفانه در ایران خیلی کم است و فروغ هم آدم مدرنی بود. شعرهای او هم فوق‌العاده مدرن است. برای همین، موسیقی او هم باید مدرن باشد. اگر امروز اینجا بود من مطمئن هستم که از این موسیقی خوشش می‌آمد. چون موسیقی مدرن بود و بازتابی از شعر فروغ.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/indarkmahyar.jpg' /><br/>
<small><small>از چپ به راست: مایا ساپون (خواننده)، امیر مهیار تفرشی‌پور (آهنگساز)، (رهبر گروه)</small></small>


</p>

<p><strong>در مورد این شعری که از او انتخاب کردید که روی آن قطعه را ساختید برایمان بگویید؟</strong></p>

<p>«میان تاریکی، تو را صدا کردم». شعری است که من مدت‌ها دنبال آن گشتم. اصلاً دنبال یک فضای تاریکی بودم نه دنبال یک فضای تونال یا شیرین و روشن.</p>

<p><strong>چرا؟</strong></p>

<p>به خاطر اینکه زمان ساخت قطعه زمستان بود و تاریک. اصلاً امسال کلا یک مجموعه دیگری هم ساختم به نام «تنها صدا است که می‌ماند». مجموعه‌ای از چهار آواز که باز هم بر روی اشعار فروغ است. کاملاً در این قطعه سعی کردم که شعر را بازتاب بدهم. اگر صحبت از تاریکی است موسیقی تاریک می‌شود. اگر صحبت از روشنایی باشد شاید با تریل‌های سازی سعی کردم این را بازتاب بدهم.</p>

<p><strong>چطور این موقعیت پیش آمد که با یک گروه انگلیسی، قطعه را در لندن اجرا کنید؟</strong></p>

<p>من در گذشته در لندن زندگی می‌کردم و با گروه‌های مختلف در تماس بودم. این گروه هم به من سفارش داد و من آزاد بودم برای انتخاب شعر. من هم شعر را از فروغ انتخاب کردم و به فارسی.</p>

<p><strong>شعری که روی آن قطعه را ساخته‌اید از ایران می‌آید؛ ارتباط  خود قطعه به لحاظ موسیقیایی با ایران تا چه حد بود؟</strong></p>

<p>موسیقی ایران موسیقی خیلی پیشرفته‌ای بوده است. از روی معماری تخت جمشید می‌شود حدس زد که موسیقی ایران موسیقی خیلی پیچیده‌ای بوده چون معماری بازتاب موسیقی همان دوره است. برای همین، موسیقی ما به همین سادگی نبوده که ما فقط بگوییم موسیقی سنتی بوده است. می‌توانم بگویم اصلاً به این فکر نکردم که این موسیقی باید ایرانی باشد یا باید غربی باشد. به این فکر کردم که شعر و افکار فروغ چیست. این برای من مهم بود. من فکر می‌کنم فروغ یک شاعر ایرانی بود ولی همزمان یک شاعر جهانی بود. برای همین است که همه او را دوست دارند و در خارج هم محبوب است.</p>

<p><strong>خواننده‌ای که این قطعه را اجرا کرد ایرانی نبود ولی شعر را به فارسی و با الفبای لاتین برای او نوشته بودید تا اجرا کند. چقدر راضی بودید از اجرای شعر فارسی توسط یک خواننده غیر ایرانی؟</strong></p>

<p>فکر می‌کنم خیلی خوب بود. در حالی که زمان کمی را با هم گذراندیم. دو سه روز است که تازه من آمدم و توانستیم روی تلفظ کار کنیم. ولی من صدای فارسی آن را برایش فرستاده بودم. نخستین بار نیست که این خواننده یک قطعه از من اجرا می‌کند. خوانندگان کلاسیک عادت دارند به زبان‌های گوناگون بخوانند؛ چه روسی، چه تایلندی. زبان را باید به‌صورت آوا‌نویسی برایشان نوشت تا به راحتی آن را اجرا ‌کنند.</p>

<p><strong>فکر می‌کنید اگر از یک خواننده تحصیل کرده‌ي ایرانی برای اجرای این کار استفاده می‌کردید نتیجه متفاوت بود به لحاظ بیان؟</strong></p>

<p>به لحاظ بیان شعر بله. ما مدت زیادی، شاید یک روز کامل صرف این کردیم که بتوانیم شعر را بفهمیم به انگلیسی. این خودش کار سختی است. اگر با یک خواننده‌ي ایرانی بود شاید از این نظر راحت‌تر می‌شد کار کرد. ولی از لحاظ موسیقیایی نه. چون موسیقی من موسیقی‌ای نیست که بخواهد ایرانی باشد و شعر فروغ هم شعر ایرانی نیست، یک شعر جهانی است.</p>

<p><strong>الان حدود دو سال است که برای زندگی دائم به ایران بازگشته‌اید و کار می‌کنید. فضا را کُلا چطور می‌بینید؟ چه به لحاظ اجرا و چه به لحاظ آموزش.</strong></p>

<p>برای دائم فکر نمی‌کنم هیچ موزیسینی هیچ جای دنیا بتواند دوام بیاورد. کلا باید مسافرت کرد و همه جا رفت. من هیچوقت پل‌های ارتباطی‌ام را با هیچ جا قطع نکردم. چون فکر می‌کنم جهان خانه من است. ولی از لحاظ فضای کاری خب محدودیت‌هایی داریم. وقتی صدای زن نباشد مسلما شاید یک بخش بزرگی از موسیقی را نشود کار کرد. ولی فکر می‌کنم که ما همه‌مان داریم کار می‌کنیم و این مهم است که ادامه بدهیم و دلسرد نشویم.</p>

<p><strong>به لحاظ مسائل آموزشی چطور؟</strong></p>

<p>به لحاظ آموزشی ما خیلی عقب هستیم. ما کُلا فرم تدریس‌مان در ایران خیلی بد است. علم آموزش موسیقی را نمی‌شناسیم. این علمی است که باید یاد گرفت و بعد آموزش داد چون خیلی سریعتر جریان پیش می‌رود. متدهای نوینی استفاده می‌کنند در اروپا و ما اصلا با این متدها آشنا نیستیم.</p>

<p><strong>زمان که می‌گذرد حس می‌کنید ارتباط‌ها دارد بیشتر می‌شود و تجربیات منتقل می‌شود به ایران یا اینکه این بسته بودن فضا و سکون ادامه دارد؟</strong></p>

<p>این سکون فضا ممتد است ولی من در حد خودم و با آنچه یاد گرفته‌ام در اروپا، کلاس‌هایم متفاوت بوده است. همه عملی بوده نه نظری. من دیگر با کلاس‌های نظری موافق نیستم.</p>

<p><br />
*      *      *</p>

<p><em>با مایا ساپون، خواننده‌ي قطعه‌ي «میان تاریکی» هم گفتگوی کوتاهی کردم و ابتدا از چگونگی آشنایی او  با آثار امیر مهیار تفرشی‌پور پرسیدم:</em></p>

<p><strong>مایا ساپون</strong>: من و امیر در کالج موسیقی ترینیتی در لندن درس می‌خواندیم. همان جا هم با هم آشنا شدیم. البته همکلاس نبودیم. من سال اول و او دانشجوی سال سوم بود. ولی محل اقامت‌مان در یک ساختمان بود. یک بار برای بخش آوازی اپرایی که ساخته بود به خواننده نیاز داشت. من هم خواستم آن بخش را بخوانم. چون همیشه آماده اجرای کارهای مدرن ‌هستم. از آن زمان همکاری‌مان را ادامه دادیم.</p>

<p><strong>نخستین بار بود که به فارسی می‌خواندید؟</strong></p>

<p>نه، اولین بار نبود. دو تا کار دیگر هم از امیر خوانده بودم که به فارسی بودند. امیر فقط به فارسی می‌نویسد.</p>

<p><strong>معنی شعرها را هم می‌دانستید؟</strong></p>

<p>بله با امیر روی معنی اشعار کار کردم.</p>

<p><strong>چه تجربه‌ای داشتید از اجرای اشعار فارسی؟</strong></p>

<p>خیلی خوشم می‌آید. بعضی از تلفظ‌ها خیلی به ایتالیایی شباهت دارد. بعضی از صداها خیلی برای من آشنا است. فارسی زبانی است بسیار موسیقیایی و خواندن به فارسی خیلی آسان است. زبانی است دوست داشتنی.</p>

<p><strong>هیچوقت مشکلی برای تلفظ‌ها پیش می‌آمد؟</strong></p>

<p>بعضی صداها مانند «خ» که در ایتالیایی آنها را نداریم. اجرای این صداها خیلی برای من چالش‌برانگیز بود. چون «خ» را نمی‌شود به‌صورت بی‌صدا خواند.</p>

<p><strong>با سروده‌های فروغ کُلا آشنا هستید؟</strong></p>

<p>راستش نه. فروغ را امیر به من شناساند. پیش از این هیچوقت درباره او نشنیده بودم.</p>

<p><strong>چقدر طول کشید که برای اجرای این قطعه آماده بشوید؟</strong></p>

<p>برای این قطعه حدود چند هفته. خیلی چالش‌برانگیز بود.</p>

<p><strong>به خاطر محتوای مدرن آن؟</strong></p>

<p>به خاطر طبیعت قطعه. گاهی اجرای صدا و نت مورد نظر دشوار بود. بخشی که کلارینت‌ها اجرا می‌کردند کاملا با بخش من متفاوت بود و این دشواری اصلی این کار بود.</p>

<p><strong>در زندگی‌نامه‌تان خواندم که در آفریقا به دنیا آمده‌اید، پدرتان ایتالیایی بوده و مادرتان هم تایلندی. یک فضای واقعاً چند فرهنگی. کدام فرهنگ یا ملیت برای شما غالب بوده؟</strong></p>

<p>بدون شک ملیت ایتالیایی. حس می‌کنم ایتالیایی هستم. پدرم شدیداً ایتالیایی بود و می‌خواست سنت‌های ایتالیایی در خانه ادامه پیدا کند. ما کاتولیک هستیم و بچه‌ها هم از همان پیروی کردند.</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>«آشیانه پرنده»ی پکن</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/rohani/2008/07/post_237.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/rohani//39.22947</id>
 
<published>2008-07-19T19:26:09Z</published>
<updated>2008-07-19T21:46:21Z</updated>
 
<summary>معماران سوییسی در طرح ورزشگاه المپیک بیجینگ، با به نمایش گذاشتن سازه بنا، شکل آشیانه پرنده‌ای را میان این مجموعه بزرگ ورزشی خلق کرده‌اند که از جدیدترین فن‌آوری‌های روز در آن استفاده شده است. در کنار ورزشگاه محل افتتاح بازی‌ها، ورزشگاه دیگری با نام مکعب آبی برای شنا و ورزش‌های آبی ساخته شده که از کنار هم‌قرار گرفتن حباب‌های شفاف شکل گرفته است. در ساخت کل مجموعه سعی شده تا اصول معماری منطبق با محیط زیست به کار گرفته شود.</summary>
<author>
<name>بیژن روحانی</name>


</author>
<category term="گزارش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://radiozamaaneh.com/rohani/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>روز هشتم آگوست برابر با هجدهم امرداد، بازی‌های المپیک پکن یا بیجینگ در چین آغاز خواهد شد. بازی‌هایی که در آن بیش از ده هزار و پانصد نفر ورزشکار در رشته‌های گوناگون ورزشی با هم به رقابت می‌پردازند. بیجینگ نام اصلی و چینی شهر پکن، پایتخت جمهوری خلق چین است.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080717_BeijinStadium_Rouhani.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>رویدادهای بزرگ ورزشی، علاوه بر تاثیرات گسترده اجتماعی و اقتصادی، اغلب فرصتی را برای خلق طرح‌های بزرگ معماری نیز فراهم می‌کند. به خصوص آن‌که المپیک‌های ورزشی به محلی برای معرفی توانایی‌ و نمایش قابلیت‌های کشور برگزار کننده نیز تبدیل می‌شود. </p>

<p>مجموعه‌های المپیک با دربرداشتن ورزشگاه‌های متعدد برای رشته‌های مختلف ورزشی و همچنین محل اسکان و استقرار ورزشکاران، هیات‌های همراه و خبرنگاران جزو پروژه‌های ملی کشورهای برگزار کننده قرار گرفته و بسیاری از شرکت‌های بزرگ معماری و ساختمانی برای طراحی و اجرای این ورزشگاه‌ها با یکدیگر به رقابت می‌پردازند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/01-Munich.jpg' /><br/>
<small><small>ورزشگاه المپیک مونیخ</small></small>


</p>

<p>مجموعه‌هایی که به دلیل سرمایه‌گذاری هنگفت، معمولاً سال‌ها پس از افتتاح نیز همواره به عنوان مهم‌ترین مجموعه‌های ورزشی شهر یا حتا کشور برگزار کننده مراسم باقی می‌مانند. </p>

<p>بسیاری از این ورزشگاه‌ها به هنگام افتتاح دربردارنده دست‌آوردهایی جدید در زمینه طراحی معماری یا مهندسی دوران خود بوده‌اند. </p>

<p>به عنوان مثال ورزشگاه المپیک مونیخ که برای بازی‌های  سال ۱۹۷۲ احداث شد، انقلابی در زمینه معماری و مهندسی به حساب می‌آمد. در این ورزشگاه، از کابل‌های فولادی در مقیاس بزرگ برای معلق نگاه‌داشتن پوشش و سایبان اکریلیک روی جایگاه تماشاگران استفاده شد که در نهایت برآمدگی‌های قله مانندی را ایجاد می‌کرد و به نوعی به کوهستان‌های آلپ نیز اشاره داشت. </p>

<p>ورزشگاه جدید آلمان‌ها در دهه هفتاد، با معماری نوین خود سعی داشت چهره‌ای جدید از آلمان را بر خلاف بازی‌های المپیک سال ۱۹۳۶ در زمان آلمان نازی به نمایش بگذارد.</p>

<p>در برخی کشورها، یا به دلیل وجود ورزشگاه‌های بزرگ از قبل و یا به دلایل اقتصادی، هنگام برگزاری بازی‌های المپیک از همان امکانات و تاسیسات موجود استفاده شده و تنها به نوسازی و تجهیز آن‌ها اقدام می‌کنند. ورزشگاه المپیک ۲۰۰۴ آتن، در حقیقت در سال ۱۹۸۲ افتتاح شده بود.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/02-Beijing.jpg' /><br/>
<small><small>لانه پرنده</small></small>


</p>

<p>اما کشور چین که در سال‌های اخیر رشد اقتصادی حیرت انگیزی داشته است، بازی‌های المپیک را میدانی برای نشان دادن توانایی‌های متعدد خود می‌بیند. به همین دلیل ورزشگاه المپیک بیجینگ یا پکن برای بازی‌های تابستانی سال ۲۰۰۸ طراحی و ساخته شد. </p>

<p>در سال ۲۰۰۲ میلادی، دولت چین برای طراحی این ورزشگاه بزرگ یک مسابقه بین‌المللی برگزار کرد که دفتر معماری هرتزوگ و دمورن برنده آن مسابقه شد. این دفتر که نام خود را از دو معمار سوییسی موسس آن، ژاک هرتزوگ (Jacques Herzog) و پیر دمورن (Pierre de Meuron) گرفته پیش از این ‌نیز طراحی ورزشگاه فوتبال جدیدی در شهر مونیخ را به نام ورزشگاه آلیانس (Allianz Arena) برعهده داشته است. </p>

<p>این دفتر در سال ۲۰۰۱ میلادی توانسته بود برنده جایزه پریتزکر، از معتبرترین جوایز بین‌المللی معماری شود. این گروه برای طرح ورزشگاه پکن با یک گروه چینی نیز همکاری کرده و همچنین یکی از سرشناس‌ترین هنرمندان چینی معاصر به نام آی وی وی (Ai Weiwei) نیز به عنوان مشاور هنری طرح در کنار آن‌ها بوده‌است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/03-Water-Cube.jpg' /><br/>
<small><small>مکعب آبی</small></small>


</p>

<p>ورزشگاه ملی بیجینگ به دلیل شکل ظاهری‌اش، به لانه یا آشیانه پرنده هم معروف شده است. این شکل حاصل به نمایش گذاشته شدن ساختار یا سازه ورزشگاه است. عناصر مختلف سازه‌ای که با اتصال به یکدیگر کل ساختمان را برپا نگه‌ می‌دارند شبکه‌ای را تشکیل می‌دهند که از دور شبیه به لانه یا آشیانه یک پرنده است. </p>

<p>بنابراین آن‌چه در نما یا ظاهر ساختمان دیده می‌شود، نمایش کامل و خالصی است از ساختار یا سازه آن. به این ترتیب شبکه‌های درهم تنیده ورزشگاه هم نقش سازه‌ای دارند و هم نما و ظاهر کار را شکل می‌دهند. ضمن آن‌که پلکان‌ها، دیوارها و سقف نیز همانند کلیتی یکپارچه به نظر می‌آیند. در طرح این ساختمان سعی شده تا شکل و عملکرد به یک ترکیب واحد دست پیدا کنند. بیش از چهل و چهار هزار تن فولاد در ساخت این ساختمان عظیم به کار رفته است.</p>

<p>بازدید کننده یا تماشگر می‌تواند در اطراف ساختمان حرکت کند و از میان شبکه فضایی این سازه عظیم پا به درون آن بگذارد. البته هرجا که لازم بوده، فضاهای ایجاد شده میان سازه ورزشگاه با بالشتک‌های بادی پرشده است. </p>

<p>به این ترتیب وزش باد، نور خورشید و به طور کلی عوامل آب و هوایی تحت کنترل در‌آمده‌اند. هم‌چنین این بالشتک‌های شفاف بر اثر نورپردازی‌های متفاوت در شب به رنگ‌های گوناگونی دیده می‌شوند.</p>

<p>این بالشتک‌های شفاف پلاستیکی در سقف ورزشگاه نیز به عنوان مانعی برابر باران و همچنین پرتوهای مضر خورشیدی عمل می‌کنند. البته سقف متحرک ورزشگاه نیز قابلیت‌های متنوعی به آن می‌بخشد: با بسته شدن کامل سقف، ورزشگاه به یک میدان سرپوشیده تبدیل می‌شود.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/04--Interiror.jpg' /><br/>
<small><small>داخل لانه پرنده</small></small>


</p>

<p>تا حد ممکن سعی شده طرح ورزشگاه به الگوهای «معماری سبز» یا معماری سازگار با محیط زیست وفادار باشد. بنابراین ورزشگاه به سیستم جمع آوری و استفاده مجدد از آب باران مجهز شده است و همچنین سقف شفاف آن نیز اجازه استفاده از نورخورشید را می‌دهد.</p>

<p>ورزشگاه ظرفیت نود و یک هزار نفر را دارد گرچه پس از انجام بازی‌های المپیک از ظرفیت آن کاسته خواهد شد و تعدادی از جایگاه‌های و صندلی‌های موقت جمع آوری می‌شوند. هزینه احداث ورزشگاه در حدود پانصد میلیون دلار بوده و عملیات آن در ماه‌های گذشته به پایان رسیده‌است. ورزشگاه را در زمینی به مساحت دویست و پنجاه و هشت هزار متر مربع ساخته‌اند.</p>

<p><br />
<object width="285" height="238"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/e_F2rnugqq4&amp;hl=en&amp;fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/e_F2rnugqq4&amp;hl=en&amp;fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" width="285" height="238"></embed></object><small>مراسم افتتاحیه ورزشگاه پکن</small> </p>

<p>اما در همین مجموعه المپیک و در کنار «آشیانه پرنده» که جایگاه جشن‌های آغاز و پایان المپیک خواهد بود، ساختمان بسیار جالب توجه دیگری برای شنا و ورزش‌های آبی ساخته شده که به «مکعب آبی» یا «ساختمان حباب‌ها» معروف شده است. </p>

<p>ساختمان یک مکعب ساده است که از کنار هم قرارگرفتن بالشتک‌هایی به شکل حباب‌ صابون در داخل قاب‌ها و ساختارهای فلزی به وجود آمده است. این حباب‌ها در فضای داخلی خود فضایی شبیه گلخانه را به‌وجود می‌آورند که به مدد سیستم جذب و تنظیم گرمایش می‌توانند انرژی لازم برای گرم کردن آب استخرها و فضای داخلی  را فراهم کرده و به این ترتیب از نظر مصرف انرژی نیز صرفه‌جویی صورت گیرد. جنس حباب‌ها همانند بالشتک‌های «لانه پرنده» از نوعی پلمیر است.</p>

<p>اما المپیک بیجینگ که به یکی از سیاسی‌ترین بازی‌های ورزشی سال‌های اخیر تبدیل شده، برای معماران این ورزشگاه نیز حاشیه‌هایی به همراه داشته و در مطبوعات از آن‌ها به طور مستقیم علت همکاری با دولت چین سوال شده است. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/05-Nest-and-Cube.jpg' /><br/>
<small><small>لانه پرنده و مکعب آبی در کنار یکدیگر</small></small>


</p>

<p>ژاک هرتزوگ در پاسخ به یکی از این انتقادات می‌گوید: «اعتقاد ندارم که معماری در این وضعیت بغرنج سیاسی و اجتماعی نقش قاطع و تصمیم‌گیرنده‌ای داشته باشد. به عقیده من به جای متهم کردن و یا خودداری از اجرای پروژه در کشورهای "غیر دمکراتیک" باید با آن‌ها وارد ارتباط شد و پروژه‌های زیادی را آن‌جا اجرا کرد به این امید که عاملی برای تحولات بعدی باشند. </p>

<p>پروژه ما یک مکان عمومی بزرگ است که قابلیت گردهم آوردن هزاران هزار نفر را دارد. امری که چندان خوشایند دولت‌هایی که می‌خواهند همه چیز را تحت کنترل داشته باشند نیست»<sup class="footnote"><a href="http://radiozamaaneh.com/rohani/2008/07/post_237.html#fn1">1</a></sup> </p>

<p>با این حال اقدامات وسیع ساختمانی در بیجینگ از جنبه دیگر نیز با انتقاداتی روبه رو شده و برخی معماران چینی آن را به زمین مسابقه‌ای برای معماران خارجی تشبیه کرده‌اند که شناختی از فرهنگ و سنت‌های معماری چینی ندارند و بدون توجه به آن، ایده‌های خود را به آزمایش می‌گذارند. گرچه مخالفان و موافقان این پروژه‌های بزرگ هر دو به استثنایی بودن این ساختمان‌ها اذعان دارند.</p>

<p><small>1- Ideare un cavallo di Troia, La Repubblica delle donne, 12 Luglio 2008, pp.44-48. </small><br />
</p> 







<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://en.beijing2008.cn'>سایت رسمی بازی‌های المپیک بیجینگ</a><br></span>






<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://www.beijingbirdnest.com/index.html'>سایت «آشیانه پرنده»</a><br></span>















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>همجنسگرایی؛ انحراف اخلاقی یا خلاف سلیقه برخی مردم؟ </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/idea/2008/07/post_349.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/idea//23.22902</id>
 
<published>2008-07-19T18:32:58Z</published>
<updated>2008-07-19T18:47:23Z</updated>
 
<summary>آرش نراقی: خوردن گوشت قورباغه خلاف ارزش‌های اخلاقی نیست؛ اما خلاف ذوق و طبع بسیاری از مردم است. ذوق و سلیقه افراد درباره نوع غذا، نوع معاشران، نوع مناسبات جنسی و امثال آن، با احساساتی بسیار عمیق پیوسته است که در غالب موارد با احساسات اخلاقی اشتباه می‌شود. بنابراین چه بسا امری به لحاظ اخلاقی نکوهیده نباشد؛ اما ذوق و طبع عمومی آن را بر نتابد و آن را نوعی انحراف به شمار آورد و نسبت به آن احساس اشمئزاز کند.</summary>
<author>
<name>آرش نراقی</name>


</author>
<category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/idea/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<h4 align="center">(۵)</h4>

<p>تاکنون فرض ما بر این بود که مخالفان رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه، این رفتارها را از آن حیث رماننده و نامطلوب می‌انگارند که معتقدند این رفتارها غیر اخلاقی است. از این رو کوشیدیم تا مهم‌ترین استدلال‌هایی را که تاکنون در تقبیح اخلاقی این‌گونه رفتارها مطرح شده، به اختصار بررسی کنیم.</p>

<p>اما بسیار بعید است که مخالفت با رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه، و تقبیح آن‌ها صرفاً ناشی از استدلال‌های فلسفی - اخلاقی‌ای باشد که کسانی نظیر افلاطون، تامس آکویناس، کانت و دیگران اقامه کرده‌اند.</p>

<p>واقعیت این است که بسیاری از مخالفان رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه از آن استدلال‌ها بی‌خبرند، و مخالفت آن‌ها بیشتر ناشی از آن است که بیش و پیش از هر چیز این رفتارها را «چندش‌آور» «مشمئزکننده» و حتی «نفرت‌انگیز» می‌دانند.</p>

<p>یعنی بسیاری افراد، چیزی عمیقاً ناخوشایند و آزاردهنده در رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه می‌یابند و همین احساس ناخوشایند است که آن‌ها را به مخالفت با آن گونه رفتارها بر می‌انگیزد. به بیان دیگر، آن‌ها رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه را نوعی «انحراف» می‌دانند.</p>

<p>در دهه‌های اخیر فیلسوفان اخلاق در مغرب زمین بحث‌های زیادی درباره‌ی مفهوم «انحراف» و از جمله «انحراف جنسی» مطرح کرده‌اند. من در این‌جا قصد ندارم درباره نظریه‌های مختلفی که در این باره مطرح شده، بحث کنم. صرفاً مایلم بر مبنای یکی از این نظریات وضعیت رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه را بکاوم.</p>

<p>«انحراف جنسی» در واقع «انحراف از وضع طبیعی» است. غالب نظریه‌هایی که درباره ماهیت «انحراف جنسی» مطرح شده، وضع طبیعی را به معنایی بیولوژیک تعبیر می‌کند. برای مثال، سارا رودیک در این باره می‌نویسد:</p>

<p>«مبنای تقسیم‌بندی رفتارهای جنسی به طبیعی یا غیر طبیعی این است: رفتارهای نوع اول در خدمت نقش یا کارکرد بیولوژیکی و تکاملی عمل جنسی (یعنی تولید مثل) است یا می‌تواند در خدمت آن باشد.</p>

<p>تمایل جنسی «طبیعی» معطوف به افرادی از جنس مخالف (و خصوصاً اندام‌های جنسی آن‌ها) است. «غایت» تمایل جنسی طبیعی - یعنی عملی که «به طور طبیعی» آن تمایل را کامل می‌کند - دخول اندام‌های جنسی است. رفتارهای جنسی انحرافی (از آن الگو) منحرف است...»<sup class="footnote"><a href="http://radiozamaaneh.com/idea/2008/07/post_349.html#fn1">1</a></sup></p>

<p>اما در بحث درباره «انحراف جنسی» مفهوم «طبیعی بودن» را نباید صرفاً به معنای بیولوژیک آن تلقی کرد. در این‌جا «طبیعی بودن» وجهی فرهنگی نیز دارد.</p>

<p>البته این درست است که رفتارهای جنسی انحراف‌آمیز خلاف (دست کم) مهم‌ترین کارکرد یا نقش بیولوژیک اندام‌های جنسی (یعنی تولید مثل) است، اما بسیاری از رفتارهای جنسی واجد این ویژگی است و انحراف به شمار نمی‌آید (برای مثال، می‌توان به بسیاری ازانواع مناسبات جنسی غیر هم‌جنس‌گرایانه اشاره کرد که به قصد تولید مثل انجام نمی‌شوند ولذا به این معنا «غیر طبیعی»اند؛ ولی عموماً انحراف جنسی به شمار نمی‌روند.)</p>

<p>در واقع آن دسته از امور «غیر طبیعی» که با پاره‌ای از هنجارها، ارزش‌ها، یا غایات مطلوب جامعه تزاحم و تعارض دارد، انحراف به شمار می‌رود. از همین روست که «منحرف بودن» بار ارزشی منفی دارد.</p>

<p>اما در این‌جا نکته مهم این است که رفتارهای انحراف‌آمیز (از آن حیث که انحراف‌آمیز است) خلاف ارزش‌های «اخلاقی» نیست؛ بیشتر خلاف ارزش‌های «زیباشناسانه» جامعه است.</p>

<p>توجه کنید که ما در این‌جا درباره جرایم جنسی انحراف‌آمیز سخن نمی‌گوییم. چه بسا پاره‌ای از رفتارهای جنسی انحراف‌آمیز نهایتاً به هتک حقوق و کرامت انسان‌های دیگر، یا نقض قوانین مدنی بینجامد و از این حیث، در خور نکوهش اخلاقی و مجازات اجتماعی و قانونی باشد؛ ولی در این صورت آن‌چه آن‌ها را اخلاقاً در خور نکوهش و قانوناً در خور مجازات می‌کند، «انحراف‌آمیز» بودن آن رفتارها نیست؛ پیامدهای ناپسند و ناگوار آن‌هاست. پس در این‌جا موضوع توجه ما رفتارهای جنسی انحراف‌آمیز است، نه جرایم جنسی انحراف‌آمیز.</p>

<p>بنابراین، مطابق آن‌چه گذشت، رفتارهای انحراف‌آمیز رفتارهایی خلاف طبع و ذوق عمومی است. بسیاری از مردم خوردن گوشت مار یا قورباغه را چندش‌آور می‌دانند.</p>

<p>خوردن گوشت قورباغه خلاف ارزش‌های اخلاقی نیست؛ اما خلاف ذوق و طبع بسیاری از مردم است. ذوق و سلیقه افراد درباره نوع غذا، نوع معاشران، نوع مناسبات جنسی و امثال آن، با احساساتی بسیار عمیق پیوسته است که در غالب موارد با احساسات اخلاقی اشتباه می‌شود.</p>

<p>بنابراین، چه بسا امری به لحاظ اخلاقی نکوهیده نباشد؛ اما ذوق و طبع عمومی آن را بر نتابد و آن را نوعی انحراف به شمار آورد و نسبت به آن احساس اشمئزاز کند.</p>

<p>به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین دلایلی که رفتارهای انحراف‌آمیز برای افراد یک جامعه خاص چندش‌آور و مشمئزکننده است، این است که آن‌ها نمی‌توانند بفهمند چرا کسی باید طالب چنان رفتارهایی باشد.</p>

<p>مردم عموماً نمی‌توانند با افراد منحرف احساس همدلی کنند و حتی برای لحظاتی کوتاه خود را به جای آن‌ها تصور نمایند. مردم یک قاتل را بسی بهتر از یک فرد منحرف می‌فهمند.</p>

<p>بسیاری از مردم قتل فرد بی‌گناه را به هیچ وجه خوش نمی‌دارند؛ اما دست کم می‌توانند آن را بفهمند. زیرا همه ما گاهی تجربه نفرت ورزیدن نسبت به دیگری را آزموده‌ایم و حتی چه بسا مرگ کسی را آرزو کرده‌ایم. اما شمار بسیار اندکی از ما در میانه معاشقه با محبوب خود یک‌باره عمیقاً احساس کرده‌ایم که می‌خواهیم او را با پلیدی بیالاییم تا به اوج لذت جنسی برسیم.</p>

<p>ما نمی‌توانیم با چنین فردی احساس هم‌دلی کنیم و نمی‌توانیم حتی برای مدتی کوتاه خود را به جای او تصور نماییم.</p>

<p>اما آیا رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه به این معنا نوعی «انحراف» است؟</p>

<p>به نظر می‌رسد که پاسخ این پرسش بیش از هر چیز، امری تجربی باشد. یعنی باید ببینیم مردم جامعه در واقع نسبت به رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه چه احساسی دارند. آیا ایشان می‌توانند با این نوع رفتارها نوعی ارتباط تفهمی برقرار کنند و هم‌جنس‌گرایان را بفهمند؟ (البته لازمه‌ی این «فهمیدن» به هیچ‌وجه آن نیست که فرد خود چنان تمایلاتی داشته باشد یا اساساً مایل باشد که به چنان رفتارهایی مبادرت ورزد.)</p>

<p>به نظر می‌رسد که بسیاری افراد، اعم از هم‌جنس‌گرا و غیر هم‌جنس‌گرا، می‌توانند چنان کنند و بسیاری افراد هم از انجام آن کار کاملاً ناتوان هستند.</p>

<p>بنابراین به نظر می‌رسد که مطابق این تحلیل، باید پذیرفت که رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه در پاره‌ای جوامع از جمله رفتارهای انحراف‌آمیز به شمار می‌روند و در پاره‌ای جوامع دیگر نه. یعنی منحرف دانستن یا ندانستن رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه از یک جامعه به جامعه‌ی دیگر فرق می‌کند.</p>

<p>اما در این‌جا باید به چند نکته مهم توجه کرد:<br />اولاً نفس این‌که ذوق عمومی پدیده‌ای را بر نمی‌تابد، لزوماً دلیلی بر درستی و ارزش‌مندی آن ذوق نیست.</p>

<p>ثانیاً از آن‌چه گذشت، برنمی‌آید که ذهنیت مردم را درباره موضوعاتی نظیر هم‌جنس‌گرایی نمی‌توان یا نمی‌باید تغییر داد؛ یا فرهیختگان و معلمان اخلاق جامعه در تصحیح تلقی عمومی هیچ‌گونه مسوولیتی ندارند.</p>

<p>ثالثاً حتی اگر رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه را به معنای یادشده مصداق انحراف بدانیم، باز هم رفتارهای خشونت‌آمیز، نفرت‌آلود، یا تحقیرکننده نسبت به اقلیت‌های جنسی توجیه اخلاقی قابل قبولی نخواهد داشت.</p>

<p>رابعاً مردم حق دارند حد و نوع مناسبات خود را با دیگران بر مبنای پسند و ناپسند، ذوق خود سامان بخشند. اما اخلاقاً حق ندارند به بهانه پسند و ناپسند ذوق خود، حرمت و کرامت انسانی کسانی را که خوش نمی‌دارند، زیر پا نهند و به حقوق بنیادین ایشان تعرض نمایند.</p>

<h4 align="center">(۶)</h4>

<p>اگر نتایج بحث و بررسی‌های این نوشتار درست باشد، در آن صورت لاجرم باید بپذیریم که مهم‌ترین استدلال‌هایی که در تقبیح اخلاقی رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه مطرح شده، از استحکام کافی برخوردار نیست. به بیان دیگر، این ادعا که رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه اخلاقاً ناروا و در خور نکوهش است، بنیان عقلی استواری ندارد.</p>

<p>البته چه بسا بسیاری افراد رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه را با ذوق و طبع خود سازگار نیابند و لذا آن را پدیده‌ای ناخوشایند و مشمئزکننده بیابند، اما این امر به هیچ وجه خشونت‌ورزی و تعرض به حقوق اخلاقی و اجتماعی اقلیت‌های جنسی را توجیه نمی‌کند. دین‌ورزان خردپیشه هم لاجرم باید نتایج بحث و فحص‌های عقلی درباره این قبیل موضوعات را جدی تلقی کنند.</p>

<p>به نظر می‌رسد که مسأله شأن اخلاقی و حقوق اجتماعی و انسانی اقلیت‌های جنسی از جمله مسایلی است که جهان جدید در برابر اندیشمندان مسلمان قرار داده و از ایشان پاسخی انسانی و خردپسند می‌طلبد. چه بسا تجربه‌ای که مسلمانان در مورد مساله زنان و اقلیت‌های دینی از سر می‌گذرانند، در مورد مساله اقلیت‌های جنسی نیز درس‌های نکته‌آموزی در بر داشته باشد.</p>

<p><hr /></p>

<p dir="ltr" id=fn1"><small>Sara Ruddick, "Better Sex".  In R. Baker and F. Elliston (eds) Philosophy and Sex.  Buffalo, <span class="caps"><span class="caps">N.Y. </span></span>: Prometheus Books, p.91</small></p> 



<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش‌های پیشین</b><br>
• <a target="_blank" href='/idea/2008/07/post_345.html'>اخلاقی و غیراخلاقی، طبیعی و غیرطبیعی</a><br></span>







<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='/idea/2008/07/post_347.html'>جنسیت، مخاطره و رمزآلودگی</a><br></span>


















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>«طبقه متوسط ایران، هدف شبکه‌ی ام ‌بی‌ سی فارسی»</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/special/2008/07/post_610.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/special//28.22946</id>
 
<published>2008-07-19T18:24:16Z</published>
<updated>2008-07-19T18:41:54Z</updated>
 
<summary>نیک‌آهنگ کوثر: شبکه MBC به تازگی بخش فارسی خود را راه‌اندازی کرده که بیشتر به سراغ سرگرمی رفته است. فهرست برنامه‌های هفتگی این شبکه را که نگاه کنید همه فیلم‌های سینمایی هالیوودی است که نسبتاً هم کم‌خطر محسوب می‌شوند. با ‌مصطفی قوانلو قاجار و امید حبیبی نیا، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس و کارشناس رسانه‌ها درباره‌ی تاثیر این شبکه تلویزیونی صحبت کردم. </summary>
<author>
<name>نیک‌آهنگ کوثر</name>


</author>
<category term="تحولات رسانه ای" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/special/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>شبکه <span class="caps"><span class="caps">MBC </span></span>به تازگی بخش فارسی خود را راه‌اندازی کرده که بیشتر به سراغ سرگرمی رفته است. فهرست برنامه‌های هفتگی این شبکه را که نگاه کنید همه فیلم‌های سینمایی هالیوودی است که نسبتاً هم کم‌خطر محسوب می‌شوند. گروه <span class="caps"><span class="caps">MBC </span></span>که متعلق به یک سرمایه‌گذار سعودی است در حال حاضر چند شبکه تلویزیونی از جمله شبکه خبری «العربیه» و <span class="caps"><span class="caps">MBC2  </span></span>را هم در اختیار دارد. </p>

<p>در همین رابطه به سراغ کارشناسان رسانه رفتیم و با مصطفی قوانلو قاجار و امید حبیبی‌نیا، روزنامه‌نگار، وبلاگ‌نویس و کارشناس رسانه‌ها صحبت کردیم.</p>

<p>مصطفی قوانلو قاجار که روزنامه‌نگار مقیم تهران است می‌گوید:</small></strong></p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080717_MBC_nikan.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>از یک جنبه الان در ایران و شهرهای بزرگ دسترسی به دی‌وی‌دی خیلی سهل و آسان است. فیلم‌های خارجی، آن هم آخرین فیلم‌ها بدون کپی رایت در بازار موجود است و با قیمت هزار تومان که قیمت خیلی ارزانی است در دسترس همه هست و اتفاقاً همه‌ی آن‌ها، زیر‌نویس فارسی دارد و از این نظر برای کسی که بخواهد فیلم ببیند و فیلم خوب هم ببیند، مشکلی نیست.</p>

<p>منتها مساله اساسی به نظر من این‌جاست که من در یک هفته‌ای که <span class="caps"><span class="caps">MBC </span></span>فارسی را نگاه کردم، این شبکه‌، البته در قسمتی که <span class="caps"><span class="caps">MBC </span></span>یک و دو سه هم بود به همین شکل بود؛ صحنه‌هایی را که حاوی روابط جنسی بود سانسور می‌کردند و این مساله باعث می‌شود که خانواده‌ها بتوانند کنار همدیگر بنشینند و فیلم هالیوودی و خارجی نگاه کنند.</p>

<p>اگر الان مثلاً یک خانواده بخواهد یک فیلم با دی‌وی‌دی نگاه کند، یک کار خیلی شاق و سختی است دیگر. اگر با خانواده باشد، یکی باید بنشیند سانسور کند و بزند جلو؛ ولی این کار را به راحتی <span class="caps"><span class="caps">MBC </span></span>فارسی انجام داه و تاثیر آن به نظر من این است که خانواده این بار می‌نشیند فیلم می‌بیند. </p>

<p>الان اتفاقی که در ایران می‌افتد این است که جوان‌ها، تک به تک فیلم می‌بینند. یا افراد خانواده، تک تک فیلم می‌بینند. ولی در کنار هم نشستن شاید یک چیزی باشد که از نظر جامعه شناختی قابل بررسی باشد.</p>

<p><strong>من جدول برنامه‌ها را که می‌دیدم، این شبکه، خیلی از فیلم‌ها را با تاخیر نسبت به اکران در سینماهای آمریکای شمالی دارد نشان می‌دهد و فیلم خیلی جدیدی نیست. یعنی خیلی از آن‌ها را ممکن است بینندگان در داخل ایران هم دیده باشند.</strong></p>

<p>بله، بعد نکته اساسی آن این است که اصلاً سیاست ام‌بی‌سی از گذشته که من زیر‌نویس عرب آن را نگاه می‌کردم؛ این‌ها به هیچ عنوان فیلم یا کیفیت و خوب دنیا را نشان نمی‌دهند. یعنی فیلم‌های سطح اول را اصلاً نشان نمی‌دهند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/mbcpersia01.jpg' /><br/>
<small><small>شبکه <span class="caps">MBC </span>به تازگی بخش فارسی خود را راه‌اندازی کرده است</small></small>


</p>

<p>معمولاً چیزی را که نشان می‌دهند و برای مصرف کننده خاورمیانه به نظر آن‌ها مناسب است، یکی فیلم‌های اکشن و بزن بزن است، که خب این یک بخش آن است. یک بخش آن هم یک‌سری فیلم‌های کمدی است و یا فیلم‌های متوسط و یا پایین‌تر از متوسط که در رده‌بندی نقدها و سایت‌های مختلفِ معرفی فیلم قرار گرفته‌اند.</p>

<p>تا جایی‌که من خبر دارم، فقط یک فیلم خوب را قرار است پخش کنند، فیلمی به نام چوپان خوب. بنابراین خیلی معدود، فیلم‌های با کیفیت و روز دنیا را نشان می‌دهند.</p>

<p><strong>در نظرسنجی‌های سایت <span class="caps"><span class="caps">MBC </span></span>فارسی که نگاه بکنید می‌بینید که خیلی‌ها نگاهی منفی راجع به نوع سانسور این تلویزیون دارند. شما به عنوان یک ناظر چه نظری در مورد این مساله دارید؟ آیا با تلویزیون ایران قابل مقایسه هست‌ یا نه؟ با شبکه‌های ماهوارهای ديگر چطور؟</strong></p>

<p>با تلویزیون ایران که اصلاً قابل قیاس نیست. چون در ایران اصلاً مدلی که سانسور می‌شود، واقعاً وحشتناک است. مثلاً وقتی که یک خانمی یک کمی لباسش باز باشد مجبورند تصویر را بیاورند روی صورت او و اصلاً یک چیز وحشتناکی می‌شود. </p>

<p>ما در <span class="caps"><span class="caps">MBC </span></span>فارسی این چیزها را نمی‌بینیم. یعنی سانسور برای بیرون بودن لباس دامن کوتاه، آستین کوتاه و این چیزها وجود ندارد. فکر نکنم زیاد هم این کار باعث بشود که به اصل فیلم ضربه بزند. مگر این‌که خیلی فیلم خاصی باشد یا متمرکز در این مسائل باشد که معمولاً فیلمی را که متمرکز بر این مسائل باشد اصلاً نشان نمی‌دهند.</p>

<p><small><strong>امید حبیبی‌نیا، کارشناس رسانه‌ها مستقر در سوییس نیز در‌باره ‌MBC ‌فارسی می‌گوید:</strong></small></p>

<p>ببینید در ایران جمعیتی بالغ بر هفتاد میلیون نفر هستند و تعداد زیادی شبکه‌های تلویزیونی به زبان فارسی در ایران از ماهواره پخش می‌شود. درواقع بازار ایران برای رقابت‌های رسانه‌ای، بازاری بسیار قوی است و از پتانسیل زیادی برخوردار است و خیلی از شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای و خیلی از رسانه‌ها دوست دارند که به دلایل مختلف وارد این بازار بشوند.</p>

<p>یکی از این دلایل، اجتماعی و مهم‌تر از همه بازار اقتصادی در ایران با جمعیتِ طبقه متوسط بالاست. طبق آمارهای رسمی که مرکز تحقیقات صدا و سیما یا مراکز تحقیقاتی دیگر در ایران دارند کار می‌کنند، ارائه کرده‌اند؛ تقریباً می‌شود گفت که چیزی حدود ۵۵ درصد مردم از ماهواره‌های تلویزیونی استفاده می‌کنند. </p>

<p>به‌هرحال این بازار بازاری هست که در خاورمیانه خیلی‌ها به آن چشم دوختند و خیلی‌ها دارند روی آن کار می‌کنند.</p>

<p><strong>در حال حاضر عربستان سعودی دارد تلاش می‌کند که تاثیرگذاری بیشتری در منطقه داشته باشد حتی در روابط سیاسی هم سعی می‌کند هر چقدر که می‌تواند ایران را در تنگنا قرار ‌دهد. آیا این رقابت را در این زمینه هم می‌شود بررسی کرد؟</strong></p>

<p>در مورد <span class="caps"><span class="caps">MBC </span></span>‌می‌شود گفت که دارد سعی می‌کند شبکه تلویزیونی‌اش را به زبان فارسی وارد ایران بکند. ولی چیزی که از <span class="caps"><span class="caps">MBC </span></span>فارسی دارد پخش می‌شود در حال حاضر، فیلم‌های سینمایی روز آمریکایی است و هنوز ما مثلاً برنامه‌های مستند یا برنامه‌هایی که در کشورهای عربی تهیه شده باشد یا اخبار به زبان فارسی؛ هنوز در چنین برنامه‌‌‌‌‌هایی را ندیده‌ایم.</p>

<p>تاثیرش شاید آن‌قدر نباشد ولی به هرحال این‌که یکی از بزرگترین کمپانی‌های رسانه‌ای جهان عرب، با زیر نویس فارسی دارد برای ایران برنامه پخش می‌کند خواه ناخواه یک معنا و مفهوم سیاسی مشخصی در ذهن ایرانیان ایجاد می‌کند و این چیزی هست که شاید این شرکت رسانه‌ای یا به تبع آن بعضی از کشورهای عربی به دنبال ان بودند. </p>

<p>حالا دلایل سیاسی مختلفی می‌شود برای این زمینه مد نظر داشت، ولی شاید بیشتر از همه، بحث بر سر مسایل اقتصادی و بازار تجاری است که ممکن است برای ایرانی‌هایی که ساکن کشورهای عربی، به خصوص دوبی هستند‌، منفعتی داشته باشد.</p>

<p><strong>آقای حبیبی‌نیا، اگر از نقطه نظر حکومت ایران بخواهیم به این مساله نگاه بکنیم، می‌بینیم یک شبکه خارجی دارد فیلم‌های هالیوودی را نمایش می‌دهد و بحث قدیمی تهاجم فرهنگی هم همیشه وجود داشته. به نظر شما نحوه نگاه حکومت ایران به این شبکه و برنامه‌های آن چگونه خواهد بود؟</strong></p>

<p>بحثی که در مورد تهاجم فرهنگی وجود داشته، در این چند سال اخیر خیلی مغشوش شده است. در تعطیلات نوروز امسال، صدا و سیما حدود ۳۳ تا ۳۵ فیلم روز هالیوودی را بدون کپی‌رایت پخش کرده. فیلم‌هایی که بعضی از آن‌ها در اروپا هم هنوز اکران نشده بودند. </p>

<p>ظاهراً به نظر می‌رسد پخش فیلم‌های روز هالیوودی با سانسور و یا هر چیز دیگری که موازین جمهوری اسلامی را چندان به خطر نیندازد، دیگر جزو بحث تهاجم فرهنگی مطرح نیست.</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>رنسانس ايرانی و پايان دو قرن سکوت</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/jahed/2008/07/post_297.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/jahed//33.22942</id>
 
<published>2008-07-19T17:35:12Z</published>
<updated>2008-07-20T00:08:17Z</updated>
 
<summary>طلوع رنسانس ایرانی، عنوان کنفرانس دو روزه‌ای بود که در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه در دانشگاه آکسفورد انگلستان برگزار شد. این کنفرانس که دانشگاه آکسفورد، دانشگاه کمبریج و دانشگاه لایدن هلند برگزار کننده آن بودند، به انگیزه بررسی علل شکوفایی فرهنگ و ادبیات ایران در قرن‌های نهم و دهم میلادی می‌پرداخت. دورانی که بعد از یک وقفه دویست ساله پس از حمله اعراب به ایران - که عبدالحسین زرین کوب از آن به عنوان دو قرن سکوت یاد کرده - فرهنگ و زبان فارسی احیا شد. </summary>
<author>
<name>پرویز جاهد</name>


</author>
<category term="گزارش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://radiozamaaneh.com/jahed/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>طلوع رنسانس ایرانی، عنوان کنفرانس دو روزه‌ای بود که در روزهای دوشنبه و سه شنبه ۱۴ و ۱۵جولای (۲۴ و ۲۵ تير ماه ۱۳۸۷) در دانشگاه آکسفورد انگلستان برگزار شد. </p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080715_Oxford_Conference_Report_Jahed.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>این کنفرانس که سه دانشگاه مهم و قدیمی اروپایی یعنی دانشگاه آکسفورد، دانشگاه کمبریج و دانشگاه لایدن هلند برگزار کننده آن بودند، به انگیزه بررسی علل شکوفایی فرهنگ و ادبیات ایران بعد از حمله اعراب به ایران تشکیل شده بود. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Sokhanranan-conference-Oxfo.jpg' /><br/>
<small><small>سخنرانان کنفرانس آکسفورد، عکس‌ها از پرویز جاهد</small></small>


</p>

<p>به گفته دکتر اصغر سید غراب، استاد رشته زبان فارسی و رییس دپارتمان فارسی دانشگاه لایدن هلند و از برگزار کنندگان این کنفرانس، کنفرانس طلوع رنسانس ایرانی جزیی از برنامه‌هایی است که سه دانشگاه بزرگ اروپایی در زمینه بررسی و شناخت ادبیات و فرهنگ ایرانی از سال ۲۰۰۷ آغاز کرده‌اند. </p>

<p>آقای غراب در پاسخ به اين پرسش راديو زمانه که آیا این کنفرانس‌ها اتفاقی هست یا قرار است ادامه داشته باشد، می گويد:<br />
« این کنفرانس اتفاقی نیست. سال ۲۰۰۷ یک کنفرانسی ما داشتیم در دانشگاه لایدن که در طول این کنفرانس ما قراردادی بستیم که سه تا از قدیمی‌ترین دانشگاه های اروپا که در آنجاها فارسی تدریس می‌شده – کمبریج، آکسفورد و دانشگاه لایدن – همکاری‌هایی داشته باشیم در زمینه تحقیق و تدریس و انتشارات، که کتاب های مختلف را بتوانیم چاپ بکنیم. </p>

<p>اولین کنفرانسی که در این زمینه برگزار کردیم در دانشگاه لایدن بود به نام سنت در زبانشناسی و ادب فارسی. کنفرانس دومی که ما داشتیم ماه دسامبر سال ۲۰۰۷ بود در مورد شاهنامه که بین دانشگاه لایدن و کمبریج انجام شد و کنفرانس سوم که اینجاست و طلوع رنسانس و تولد ایران نام دارد.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Firoozeh-Abdolla-Eva_Sai.jpg' /><br/>
<small><small>فیروزه عبدالله ايوا و اصغر سید غراب</small></small>


</p>

<p>هدف اصلی این کنفرانس دو روزه، بررسی پدیده ناگهانی احیای فرهنگ و زبان فارسی در قرن‌های نهم و دهم میلادی بعد از یک وقفه دویست ساله بود. دورانی که عبدالحسین زرین کوب از آن به عنوان دو قرن سکوت یاد کرده و دورانی است که بعد از اشغال ایران توسط اعراب در قرن هفتم میلادی در عصر ساسانیان شروع شده و تا ظهور شاعرانی چون رودکی و نخستین نمونه‌های ادبیات فارسی در عصر سامانی در بخارا طول می‌کشد. </p>

<p>خانم فیروزه عبدالله ايوا، استاد ادبیات فارسی در دانشگاه آکسفورد و مسئول کتابخانه فردوسی این دانشگاه، که از برگزار کنندگان اصلی این کنفرانس است، درباره عنوان این کنفرانس و عبارت رنسانس ایرانی چنین توضیح می‌دهد:</p>

<p>«من اینجا ادبیات فارسی درس می‌دهم و فکر می‌کردم که برای دانشجویان و دانشمندان و همکاران ما در همه دنیا این موضوع جالب باشد. ولی کلمه رنسانس برای فرهنگ و تمدن ایرانی خیلی چیز جالبی است که مثلا چند نفر فکر می‌کنند که هیچ رنسانسی در ايران نبوده ولی سکوت که بود. اما اینطور نبود که سکوت کامل باشد، حتما فرهنگ ایرانی ساکت نبود اگرچه در زیر فرهنگ و تمدن عربی بود.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Mansour-Pooyan.jpg' /><br/>
<small><small>منصور پویان</small></small>


</p>

<p>منصور پویان، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران که از شرکت کنندگان در این کنفراس است، درباره این دوره و دو قرن سکوت می‌گوید:</p>

<p>«آقای زرین کوب در کتابشان يعنی دو قرن سکوت اشاره کردند که بعد از حمله اعراب به ایران، هنر و ادبیات در ایران به محاق تعطیل درآمد برای دو قرن سکوت. اما بلافاصله بعد از این دو قرن یعنی از قرن سوم هجری ما شاهد یک نوع شکوفایی و رویش جدیدی هستیم که رنسانس ادبیات و هنر را می شود به آن اطلاق کرد.</p>

<p>در اوج این رنسانس در قرون چهار، پنج و شش هجری، در دوره مشعشع تمدن اسلامی، ما شاهد اوج فرهنگ و ادبیات فارسی هستیم که در سرتاسر ممالک اسلامی یعنی در زیر خلافت اسلامی این ادبیات می‌درخشیده و شعر فارسی روش سيلابی گذشته را کنار گذاشته و اوزان عروض و قالب های شعری اعراب را به خود می گيرد و يک نوع رويکرد التقاطی در شعر به وجود می آيد. بايد ديد آيا اين رويکرد امری درونی بوده يا ناشی از سرکوب های ايدئولوژيک اعراب بوده است»</p>

<p>محققان، استادان دانشگاه و نویسندگانی که در زمینه‌های مختلف فرهنگ، ادبیات و هنر ایران کار می‌کنند از ایران، روسیه، امریکا و بریتانیا برای سخنرانی در این کنفرانس دعوت شده‌ بودند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Edmond-Bos-Worth.jpg' /><br/>
<small><small>پروفسور کليفورد ادموند باس وورث</small></small>


</p>

<p>در روز اول نیکولاس و اورسلا سيمز ویلیامز از دانشگاه سواس لندن درباره رستم پیش از فردوسی سخنرانی کردند و به بررسی نام رستم و شمایل نگاری او در متون پیش از  اسلام پرداختند.</p>

<p> سخنران دیگر خانم وستا سرخوش کورتیس، محقق ایرانی و کارشناس موزه بریتانیا بود که درباره هویت فرهنگ ایرانیان باستان و تداوم آن در عصر اسلامی سخنرانی کرد. خانم سرخوش درباره موضوع سخنرانی خود در این کنفرانس به زمانه گفت:<br />
« من در سخنرانی‌ام درباره ادبیات کار نکردم. من درباره هنر پیش از اسلام و اینکه چطور این نمادهای ايرانی زنده نگه داشته شدند، سخنرانی کردم. و این هم که مثلا سلسله های اسلامی، مال دوره اسلامی چگونه درباره ایران باستان صحبت می‌کردند. مثلا خود سامانی‌ها عقیده داشتند که جد آنها مال زمان ساسانی بوده. مثلا شما اسپهبد‌های طبرستان را اگر ببینید اینها می‌گفتند که جدشان جم و پیروز ساسانی بوده. </p>

<p>این سلسله‌های اوایل اسلام به خصوص خیلی اشتیاق داشتند که ارتباط خودشان را با پیش از اسلام خیلی محکم کنند. در هنر و سکه ها هم از همین نمادها استفاده می‌کنند.»</p>

<p>علی کولسينکوف، از انستیتو مطالعات شرق شناسی سن پترزبورگ روسیه سخنران دیگری بود که درباره کلیشه‌های عربی اسلامی در متن‌های زرتشتی متاخر سخنرانی کرد. وی با استناد به برخی متون فارسی و داستان‌های عامیانه بعد از اسلام مثل جاماسب نامه و داستان انوشیروان عادل به بررسی کمیت و کیفیت کلیشه‌های اسلامی عربی در متن‌های زرتشتی فارسی شده پرداخت.</p>

<p>موضوع سخنرانی اکبر ایرانی از موسسه پژوهشی میراث مکتوب در تهران، داد و ستد شفاهی فرهنگ ایرانی پیش از ظهور اسلام و فرهنگ عربی و مقابله نسخه‌های خطی در قرون اولیه اسلامی بود. </p>

<p>آقای ایرانی با اشاره به نقش شاعران عرب عصر جاهلی در دربار پادشاهان ساسانی در مبادله فرهنگ گفت:</p>

<p>« در عصر جاهلی، کسانی مثل نضربن حارث و اعشا در دربار شاهان ایران (خسرو پرویز) تردد می‌کردند. بسیاری از داستان‌هایی که آنها از عرب می‌دانستند برای شاهان ایرانی تعریف می‌کردند و درباری‌ها هم برای کسانی مثل نضربن حارث، داستان‌های رستم و سهراب و اسفندیار را تعریف می‌کردند و چون نضربن حارث عود نواز بوده و تردد به ایران داشته و به نوعی آن را از ایران یاد گرفته بوده، در دوره جاهلی پیش از اسلام، داستان‌های رستم و سهراب را به صورت نقالی با عود می‌نواخته و بیان می‌کرده.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Sokhanrani-Sayed-Ghorab.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>یکی از نکات تازه و جالبی که در سخنرانی آقای ایرانی وجود داشت اشاره وی به صنعت کاغذسازی و نقش آن در توسعه ادبیات مکتوب در ایران بعد از اسلام بود:</p>

<p>«در سال ۱۴۶ هجری در جنگی که بین سمرقندیان و چینیان رخ می‌دهد، تعداد زیادی از اسیران چینی که آشنا با کاغذ سازی بودند در سمرقند، صنعت کاغذ سازی را به مردم سمرقند می آموزند. آنطور که در منابع نقل شده، حدود سال ۲۰۰ هجری صنعت کاغذ سازی وارد بغداد شده و حدود سال ۲۲۰ هجری از بغداد وارد ایران شده و به کشور مصر و کشورهای دیگر منتقل شده و جای پاپيروس را در مصر گرفته و جای پوست نویسی را در ایران گرفته. این باعث شد که درواقع فرهنگ کتابت از اواخر قرن دوم و سوم بصورت گسترده‌ای (درايران) رایج بشود.»</p>

<p>با این حال سخنرانی برخی از سخنرانان ارتباط چندانی با موضوع و اهداف بیان شده این کنفرانس نداشت. منصور پویان، نویسنده و پژوهشگر تاریخ معتقد است که سخنرانی‌ها توقع او را برآورده نکرده و کنفرانس بجای تمرکز روی دو قرن سکوت بیشتر به ماقبل و مابعد آن پرداخته است:</p>

<p>« توقع من هنوز هم برآورده نشده. به خاطر اینکه تمرکز اصلی علیرغم عنوان دو قرن سکوت، خود این دو قرن نیست که به تمامی کیفیت‌های درونی و علل این سکوت پرداخته بشود. </p>

<p>البته خود آقای زرین کوب اشاره می‌کنند که ترویج اسلام در سرتاسر فلات ایران بعضا به مدد زور و شمشیر صورت گرفت و یک توهم بزرگ هم ما هنوز داریم که پاسخ داده نشده. آیا این زور بوده که منجر به دو قرن سکوت شده و کتاب سوزانی در کار بوده یا نه، شعارهای اصلی عدل و عدالت و برابری طبقاتی و خط و کتابت برای عموم و وحدانیت و شعار تک خدایی، علل استقبال مردم از اسلام بوده و به این معنی دو قرن سکوت شاید احتیاج درونی این فرهنگ بوده که تجدید نیرو بکند و تجدید تفکر بکند.»</p>

<p>علی دهباشی، پژوهشگر مستقل و سردبیر مجله بخارا که از سخنرانان این کنفرانس است در ارزیابی خود از رویکرد سخنرانان به موضوع می‌گوید:<br />
« همانطور که اشاره کردید یک دوره خاص تاریخی است از جهت فرهنگ، ادبیات و تاریخ که هنوز پس از گذشت چندین سده مورد بحث است. کنفرانس هم درواقع مرتب رجعت به گذشته و اکنون را در عرصه های گوناگون و در صحبت‌های سخنرانان مد نظر دارد. خب گاهی سخنرانان دورتر می‌شوند از موضوع، گاهی نزدیک می‌شوند وگاهی هم اصلا ارتباطی با موضوع برقرار نمی‌کنند.»</p>

<p>خانم عبدالله ايوا، برگزار کننده کنفرانس در پاسخ به انتقاداتی از این دست می‌گوید:<br />
« فکر می‌کنم که این خیلی درست نیست. ایده کنفرانس آن بود که متخصصان این دوره را ‌اینجا جمع کنیم و مثلا نه فقط تاریخ دان و متخصصان تاریخ ایرانی و فرهنگ ایرانی  و يا مثلا هنر ایرانی،  بلکه متخصصانی از آن کشورهایی که همسایه ایران در آن دوره بودند مثل روسيه  که خیلی ارتباط نزدیکی به موضع کنفرانس نیست. ولیکن فکر می‌کنم که ما خیلی در این چارچوب بودیم.»</p>

<p>علی اضغر سید غراب، استاد دانشگاه لایدن نیز در این باره معتقد است که اسم این کنفرانس نباید گمراه کننده باشد. دو قرن سکوت به این معنا نبود که ایرانی‌ها در این دوران جز سکوت کار دیگری نکردند. کاری که ایرانی‌ها در این دوره کردند این بود که نه تنها فرهنگ ایرانی را زنده نگه داشتند بلکه فرهنگ اسلامی را نیز به وجود آوردند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Ali-Dehbashi_oxford.jpg' /><br/>
<small><small>علی دهباشی</small></small>


</p>

<p>علی دهباشی؛ سردبیر مجله بخارا که درباره ضرورت ویرایش نوین از متون کلاسیک ادبیات فارسی سخنرانی خواهد کرد درباره موضوع سخنرانی خود چنین می‌گوید:</p>

<p>« من در سه زمینه بحث خواهم کرد. یکی چاپ‌های انتقادی از متون کلاسیک است که می‌دانید طی شصت سال گذشته بزرگانی چون علامه قزوینی، محمد علی فروغی و مجتبی مینوی و دیگران متون مهمی مثل دیوان حافظ، سعدی، خیام، کلیله و دمنه و... را براساس آن روش‌های قدیم که تصحیح متون بود، یک متنی را ارائه دادند که تقریبا می‌شود گفت سه نسل با این متون سروکار داشتند و کارهای ادبی و تحقیقاتی‌شان را بر اساس آنها می‌کردند. </p>

<p>اما در دو دهه اخیر ضرورت ديگری حس شد و آن اينکه عده‌ای از استادان این حوزه مثلا مثل دکتر شفیعی کد کنی، دکتر غلامحسین یوسفی و چند تن دیگر؛ با اتکا به آن سنت پربار گذشته آمدند و روی متن‌ها، کارهای تازه‌ای ارائه کردند که باعث شد که راه برای خواندن اين متن‌ها آسان‌تر شود و راه برای ورود به دنيای نويسندگان و شاعران قديم باز بشود.</p>

<p>از دهباشی پرسيدم که در اين بررسی آيا جايی برای ويرايش‌های کسانی چون جعفرمدرس صادقی هم وجود دارد که در جواب گفت:</p>

<p>« اين در مرحله ديگری است که در واقع بازخوانی متون کلاسيک است و با گزيده کردن و استفاده از رسم‌الخط جديد انجام می‌گيرد که با آن کار اوليه که گفتم متفاوت است.</p>

<p>بازخوانی متنون کلاسيک از چهار دهه قبل شروع شد که به نظر من با کارهای شاهرخ مسکوب بود که بر روی داستان‌های شاهنامه؛ داستان سياووش و رستم و اسفنديار انجام گرفت که در واقع تفسير اين متون کهن و دشوار بود و بعد در کتاب «در کوی دوست»، به حافظ پرداخت و بعد از او با کارهای دکتر محمدعلی کاتوزيان ادامه پيدا کرد که به بررسی روانکاوانه اشعار سعدی در کتاب سعدی شاعرعشق و زندگی، حتی به مسئله افسردگی سعدی اشاره می کند که رويکردی غربی است و در آثار ويرايش گران دوره قبل نبود.»</p>

<p>دهباشی در پاسخ به این سوال من که کنفرانس‌های ایران شناسی از این دست در غرب تا چه حد جدی است و می‌توانند در پژوهش‌های فرهنگی و ادبی داخل ايران تاثیرگذار باشند، گفت:</p>

<p>« به هرحال اینها کوشش‌هایی است که می‌شود برای بازشناسی و شاید رفع یکسری ابهامات از یک عده مسائل فرهنگی و ادبی، ولی تا آنجا که من می‌دانم، تاثیر آن آنقدر گسترده نخواهد بود. آن موقعی تاثیر خواهد گذاشت که دقیقا در داخل ایران و گروه مخاطبین که عبارت باشند از استادان و دانشجویان و صاحب‌نظران و نویسندگان مستقل، اینها درگیر بحث بشوند. آن موقع می‌شود یک تصوری داشت از اینکه این بحث‌ها یک جایی ریشه بدواند. ولی اینجا بصورت یک مجموعه‌ای برگزار می‌شود و اینکه چقدر می‌تواند در داخل تاثیر بگذارد من ديد روشنی از آن ندارم. روی هم رفته این کارها خیلی خوب است و ای کاش می‌شد که این کنفرانس‌ها در ایران برگزار می‌شد که حضور گسترده و وسیع‌تری را از مخاطبین را در بر داشت.»</p>

<p>خراسان بزرگ خاستگاه خمريه در شعر فارسی، عنوان سخنرانی علی میرانصاری از دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی بود که به زیبایی شناسی اشعار اولیه فارسی در توصیف شراب(خمريات) و باده گساری خصوصا در اشعار رودکی پرداخت. </p>

<p>به اعتقاد ميرانصاری، شروع اين نوع اشعار(خمريات)، در منطقه خراسان و از قرن چهارم هجری به بعد بوده. به گفته ميرانصاری، از قرن ششم به بعد است که با اشعار عارفانه  صوفيان، شراب نيز مفهومی تمثيلی پيدا کرد.</p>

<p>مير انصاری در جايی از سخنرانی خود که مربوط به طعم، مزه و بوی شراب در شعر شاعران بود، اعلام کرد که « جانماز آب نمی‌کشد ولی خود هرگز نوشيدن شراب را تجربه نکرده است.» <br />
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                       <br /><br />
کامران تلطف؛ استاد زبان فارسی دانشگاه آریزونا نیز سخنران ديگری بود که با لحنی پرشور و حماسی به بررسی محتوایی و تاریخی مفهوم شراب در شعر رودکی خصوصا شعر بلند «مادر می» پرداخت.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Kamran-Tallatof.jpg' /><br/>
<small><small>کامران تلطوف</small></small>


</p>

<p>اجرای حماسی و پرشور اشعار رودکی به وسيله گوينده، بسياری از حاضران در کنفرانس را تحت تاثير قرار داد. به ويژه اينکه کمتر سخنرانی در اين دو روز توانست، اشعاری را که در متن سخنرانی‌های خود به آنها گريز زده بود، با لحن و ضرباهنگ درستی بخواند.</p>

<p>دکتر همايون کاتوزيان، پروفسور کليفورد ادموند باس وورث (مورخ مشهور بريتانيايی و نويسنده کتاب تاريخ غزنويان به ترجمه حسن انوشه)، و دکتر چارلز ملويل از جمله کسانی بودند که میزگردهای مختلف اين کنفرانس را اداره کردند.<br />
</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>محیط زیست، یک مساله لوکس و فرعی نیست</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/morenews/2008/07/post_954.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/morenews//11.22945</id>
 
<published>2008-07-19T16:51:24Z</published>
<updated>2008-07-19T17:34:25Z</updated>
 
<summary>مینو صابری: روزهای اخیر شاهد موج سبزی در وبلاگ‌شهر بودیم که فعالان محیط زیست فراخوان داده و از وبلاگ نویس ها درخواست کرده بودند نسبت به نابودی تالاب‌ها بی‌تفاوت نباشند و اعتراض خودشان را نسبت به این فاجعه زیست محیطی اعلام کنند. به دلیل اهمیت موضوع بر آن شدم تا با تنی چند از کارشناسان محیط زیست گفت و گویی کنم تا از زبان این متخصصین بشنویم که اصلاً تالاب چیست و چرا حافظان محیط زیست به آن‌ها اهمیت می‌دهند، و انگیزه‌ی این که از بلاگر‌ها می‌خواهند به این موضوع هم بپردازند چه بوده است و آیا نتیجه‌ی مطلوبی حاصل شد یا نه؟ </summary>
<author>
<name>مینو صابری</name>


</author>
<category term="محیط زیست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/morenews/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>روزهای اخیر شاهد موج سبزی در وبلاگ‌شهر بودیم که فعالان محیط زیست فراخوان داده و از وبلاگ نویس‌ها درخواست کرده بودند نسبت به نابودی تالاب‌ها بی‌تفاوت نباشند و اعتراض خودشان را نسبت به این فاجعه زیست محیطی اعلام کنند.</p>

<p>محسن تیزهوش نویسنده‌ی وبلاگ <a href="http://mohitezist08.blogfa.com">«آوای محیط زیست»</a> ‌آغازگر این حرکت بود.</p>

<p>به دلیل اهمیت موضوع بر آن شدم تا با تنی چند از کارشناسان محیط زیست گفت و گویی کنم تا از زبان این متخصصین بشنویم که اصلاً تالاب چیست و چرا حافظان محیط زیست به آن‌ها اهمیت می‌دهند؟ کشور ما دارای چند تالاب است و آیا همه ی آن‌ها در معرض خطر هستند؟ انگیزه‌ی این که از بلاگر‌ها می‌خواهند به این موضوع هم بپردازند چه بوده است و آیا نتیجه‌ی مطلوبی حاصل شد یا نه؟ و اصولاً هر کدام از ما به عنوان یک شهروند چه مسوولیتی در برابر تالاب‌ها داریم و مسوولین مربوطه چه کارهایی باید انجام دهند و کوتاهی کرده‌اند و...</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/talab001.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>مهندس محمد درویش نویسنده‌ی وبلاگ <a href="http://darvish100.blogfa.com">مهار بیابان‌زایی</a> در باره‌ی تالاب‌ها و اهمیت حفظ آن‌ها و هم چنین انواع تالاب‌های ایران می‌گوید:</strong></p>

<p>به مناطق پست باتلاقی، مردابی، آبگیرهای طبیعی یا مصنوعی، دایمی یا موقت دارای آب ساکن یا جاری، شیرین، نیم‌شور یا شور و مناطق دارای آب‌های دریایی که عمق آن‌ها در حالت جزر کامل از ۶ متر تجاوز نمی‌کند، تالاب گویند.</p>

<p>تالاب‌ها، ارزشمند‌ترین پهنه‌های شناخته‌شده در کره‌ی خاک هستند. بیشترین اشکال و تراکم حیات را فقط می‌توان در تالاب‌ها دید. </p>

<p>اگر تالاب‌ها را از دست دهیم، یعنی باید با ۱۴ درصد از تولید زیست‌توده‌ی گیاهی و جانوری جهان خداحافظی کنیم؛ آن هم عرصه‌ای که فقط ۲ صدم درصد از مساحت خشکی‌های جهان را به خود اختصاص داده است.‌ مرگ تالاب‌ها، یعنی بدرود ابدی با ۱۳درصد از پستانداران، ۳۱درصد از پرندگان و ۵۲ درصد از ماهیان در حال انقراض جهان.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/talab002.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>در ایران تالاب‌های فراوانی وجود دارد که شمار آن‌ها را تا چند هزار عنوان کرده‌اند، اما از بین آن‌ها، ۲۲ تالاب واجد ارزش‌های جهانی بوده و در سیاهه‌ی رامسر به ثبت رسیده‌اند که از آن جمله باید به انزلی، میانکاله‌، زاغمرز، ارژن، بختگان، گاوخونی، چغاخور، هامون، هورالعظیم، شادگان، باهوکلات و‌... اشاره کرد.</p>


<p><strong>از سپهر سلیمی نویسنده وبلاگ <a href="http://animal.persianblog.ir">«دوست داران حیوانات و محیط زیست»</a> در‌باره‌ی‌ اهمیت همراه شدن وبلاگ‌ها در این امر سوال کردم او با تاکید ‌گفت</strong>:</p>

<p>‌قطعاً می‌تواند موثر باشد و اصولاً هدف از ایجاد موج سبز آشنا وبلاگ‌نویسان با وضعیت محیط زیست کشور بود. همان‌طور که می‌دانید وبلاگ‌نویسان زیست محیطی در فضای مجازی <a href="http://GREENBLOG.IR ">گرین بلگ</a> عضو هستند و روزانه در جریان اخبار و مطالب زیست محیطی هستند و موج سبز برای شکستن این پوسته بود تا مطالب زیست محیطی، محدود به عده‌ای خاص نشود و به گوش دیگران نیز برسد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/talab003.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>خوشبختانه در بین وبلاگ‌نویسان و کاربران اینترنتی در ایران افراد تاثیرگذار و نخبه زیادی وجود دارد و وجود این باعث می‌شود، علی‌رغم آن‌که ضریب نفوذ اینترنت آن‌چنان در ایران بالا نیست، ولی به‌دلیل حضور این افراد و از طریق آن‌ها موج های وبلاگی به‌طور غیر محسوس تاثیر نسبتاً خوبی بر فضای جامعه بگذارد.</p>

<p>البته به نظر من در موج‌های سبز وبلاگی همراهی خوبی را از سوی وبلاگ‌های شخصیت‌های سیاسی و وبلاگ‌های پربازدید شاهد نبودیم‌. نمی‌دانم علت چیست، ولی این ضعف بزرگی است که باید برطرف شود.<br />
محیط زیست یک مساله لوکس و فرعی نیست‌، حفظ محیط زیست مهم‌ترین چالش و دغدغه بشر در آینده خواهد بود‌، حفظ محیط زیست یعنی حفظ جان موجودات و انسان‌ها.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/talab004.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>متاسفانه سیاسیون ما حتی آن‌ها که ادعای اصلاح‌طلبی و روشنفکری دارند، با محیط زیست بیگانه‌اند و نوشتن خاطرات تکراری را به محیط زیست ترجیح می‌دهند و عده‌ای از وبلاگ‌های پربازدید فارسی نیز، تنها به دنبال ترجمه مطالب دست چندم وبلاگ‌های خارجی هستند و تاریخچه ریش‌تراش و تعقیب روزانه اخبار فایر فاکس را به نوشتن مطلب کوتاهی از محیط زیست یا لینک به خبری زیست محیطی ترجیح می‌دهند.</p>

<p><strong>سپهر سلیمی به این سوال که برای نجات تالاب‌ها چه باید کرد؟ و چه بخشی ازحفاظت آن مربوط به مسوولین است و چه بخشی مربوط به مردم میهن‌مان؟ این‌گونه پاسخ داد:</strong></p>

<p>از نگاهی تمام وظیفه بر عهده مسوولین است و از دیدگاهی دیگر تماماً بر عمده مردم است. مسوولین باید منافع پایدار مردم را مد نظر داشته باشند‌، باید نتیجه تصمیمات خود در سال‌ها و قرن‌های آینده را مد نظر قرار دهند و برای ایجاد جاده یا پلی که تنها منافع کوتاه مدت ایجاد می‌کند و بیلان کاری آن‌ها را در سال‌های کوتاه مسوولیت بالا می‌برد، دست به تخریب محیط زیست و منابع تجدید‌ناپذیر نزنند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/rlco6d.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>همچنین مردم نیز باید از مسوولان بخواهند که حافظ تالاب‌ها و محیط زیست باشند‌، همچنین مردم باید در انتخابات به افراد دوستدار محیط زیست اقبال بیشتری نشان دهند و عملکرد مسوولان را بر اساس توسعه پایدار ارزش‌گذاری کنند‌. البته همه این‌ها مستلزم افزایش آگاهی‌های زیست محیطی مردم و مسوولان کشور است.</p>

<p><strong>‌وقتی از سپهر سلیمی پرسیدم آیا اتفاق خاصی در این برهه از زمان منجر به این شد که بحث موج سبز دوم (‌نابودی تالاب‌ها‌) مطرح شود؟ گفت:</strong></p>

<p>بله‌، البته این اتفاق تازگی ندارد و کلاً طی سال‌های گذشته تالاب‌های کشور همانند دیگر منابع طبیعی و محیط زیست در معرض تهیدی جدی بوده‌اند ولی متاسفانه خشک‌سالی و تصمیمات نادرست سازمان حفاظت محیط زیست مزید بر علت شده و باعث شد که روند تخریب تالاب‌ها بیش از پیش نمایان شود‌، آن‌چه در تالاب انزلی می گذرد و هم‌چنین وضعیت بحرانی تالاب گاخونی و دیگر تالاب‌های ایران از طرفی و هم‌چنین تجربه موفق موج سبز اول باعث به‌وجود آمدن موج سبز حمایت از تالاب‌های ایران شد.</p>

<p><strong>از محمد درویش پرسیدم آیا امیدی هست که با یک عزم ملی از نابودی تالاب‌ها جلوگیری شود؟ راهکاری سراغ دارید؟ گفت:</strong></p>

<p>‌بدون امید که نمی‌شود زندگی کرد! باید از تجربه دیگر کشورها در این خصوص عبرت گرفته و بکوشیم تا فجایعی چون آرال، هامون و هورالعظیم را تکرار نکنیم. به باور من، اگر روند آگاه‌سازی مردم ادامه یابد، همین آگاهی می‌تواند به بزرگ‌ترین مانع توسعه‌سازان طبیعت‌ستیز در کشور بدل شود.</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>بشقاب پرنده در آسمان تهران </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.radiozamaaneh.com/revolution/2008/07/post_58.html" />
<id>tag:www.radiozamaaneh.com,2008:/revolution//69.22944</id>
 
<published>2008-07-19T16:06:20Z</published>
<updated>2008-07-19T16:25:03Z</updated>
 
<summary>سعید بشیرتاش، ابراهیم نبوی: سی سال پیش در چنین روزی، گروهی از ساکنان تهران، پرواز شیئی نورانی را که گفته می‌شود بشقاب پرنده بود، با تلفن به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد و رادیو تهران اطلاع دادند. قائم‌مقامی، مدیرعامل رادیو تهران و دیگر کارکنان رادیو، به پشت بام رفتند و شاهد پرواز بشقاب پرنده شدند. یک هواپیمای شکاری از فرودگاه مهرآباد به پرواز درآمد اما چیزی در آسمان نیافت.</summary>
<author>
<name>سعید بشیرتاش، ابراهیم نبوی</name>


</author>


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.radiozamaaneh.com/revolution/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p align="center"><em>چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر نوزدهم ژوئیه ۱۹۷۸میلادی</em></p>

<p><br />
<strong>اتاق اصناف تهران هوشنگ نهاوندی را خدمتگذار کمونیزم خواند</strong></p>

<p>درگیری میان اتاق اصناف پایتخت از یک‌سو و هوشنگ نهاوندی به عنوان مسئول گروه بررسی مسائل ایران بالا گرفت. در پی اعلام این نکته از سوی نهاوندی که اصناف کشور با ناراضی‌تراشی به کمونیزم خدمت کرده اند، جوابیه اتاق اصناف پایتخت منتشر شد. </p>

<p>در این جوابیه آمده است: «این اتاق اصناف پایتخت و ۱۴۰ اتحادیه صنفی نیستند که به کمونیزم خدمت کرده‌اند. کسانی به کمونیزم خدمت کرده‌اند که در زمان ادامه تحصیل در پاریس به مقدسات ملی و میهنی اهانت می‌کردند و هنگامی نیز که در دانشگاه مصدر کار بودند، طوری عمل کردند که از یک‌سو دانشجویان و از سوی دیگر استادان بلندپایه دانشگاه را که همواره به مقدسات ملی و میهنی خود احترام گذاشته، ناراضی و ناراحت کردند. </p>

<p>ناراضی‌تراش آن‌هایی هستند که مدیریت ناصحیح و غلط شان برای طبقه روشنفکر مملکت مشکلاتی به‌وجود آورد که اثرات آن را در ماه‌های اخیر دیدیم.» </p>

<p>در پایان این جوابیه آمده است: «این جامعه با اعتقاد خود به نظام شاهنشاهی و قانون اساسی و انقلاب شاه و ملت خود را حفظ خواهد نمود. شما و عواملتان و مشاورین‌تان به‌خواست خدای بزرگ نمی‌توانند این جامعه شاه‌دوست را از هم بپاشند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/nabavi-dariush.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>داریوش وجدانی اعدام شد</strong></p>

<p>داریوش وجدانی، مردی که پسر نوجوانی به نام مهدی پورنیک را دزدیده بود تا در ازای پانصد هزارتومان پول از خانواده ثروتمند مهدی آزادش کند، با فعالیت پلیس دستگیر شد. ماموران آگاهی پس از پیگیری پرونده دریافتند که مهدی پورنیک توسط قاتل در چاهی انداخته شده و برای گم کردن رد پا جسدش نیز سوزانده شده است. این پرونده که یکی از مهم‌ترین پرونده‌های جنایی و مطبوعاتی سال ۱۳۵۷ بود، سرانجام با اعدام داریوش وجدانی پایان یافت. </p>

<p><strong>مقاطعه‌کار به‌دستور نخست‌وزیر تحت تعقیب قرار گرفت</strong></p>

<p>یکی از مقاطعه‌کاران شرکت مخابرات ایران که سهل‌انگاری وی در انجام تعهدش برای پوشاندن یک چاله در خیابان ری منجر به تصادف دو اتومبیل و کشته شدن دو عابر گردید، به‌دستور جمشید آموزگار نخست وزیر تحت تعقیب قرار گرفت. </p>

<p><strong>دو موشک به سوی سفارت ایران در بیروت پرتاب شد</strong></p>

<p>در جریان پرتاب دو موشک که از مبدا نامعلومی به سوی سفارت ایران در بیروت شلیک شده بود، تنها یک اتومبیل عراقی آسیب دید و خسارت دیگری به‌بار نیامد. خبرنگار «روزنامه اطلاعات» در بیروت گزارش داد که این دو موشک ساعت دو بامداد شلیک شده و در فاصله‌ای نزدیک سفارت منفجر شدند. </p>

<p>منابع دیگری احتمال دادند که سفارت عراق که نزدیک سفارت ایران در بیروت قرار دارد، هدف این حمله قرار داشت. گفته شده است که این موشک‌ها از نزدیکی اردوگاه صبرا شلیک شده است. </p>

<p><strong>بشقاب پرنده در آسمان تهران دیده شد</strong></p>

<p>به‌نوشته روزنامه اطلاعات ۲۹ تیر ۵۷ دیشب یک جسم پرنده نورانی در آسمان تهران پدیدار شد. </p>

<p>به‌نوشته این روزنامه «دیشب عده زیادی از اهالی تهران در پشت بام‌ها، نظاره‌گر جسم نورانی بودند که از شرق تهران به سوی غرب و طرف ساوه حرکت می‌کرد.</p>

<p>گروهی از ساکنان تهران، پرواز شیئی نورانی را که گفته می‌شود بشقاب پرنده بود، با تلفن به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد و رادیو تهران اطلاع دادند. </p>

<p>قائم‌مقامی، مدیرعامل رادیو تهران و دیگر کارکنان رادیو، با آگاهی از پدیدار شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران، به پشت بام رفتند و شاهد پرواز بشقاب پرنده شدند.</p>

<p>مقام‌های برج مراقبت با تائید دیده شدن جسم پرنده نورانی در آسمان تهران، اعلام کردند شیئی نورانی یک شش ضلعی بود که عکس‌های نظیری از آن، در روزنامه اطلاعات و مجله جوانان چاپ شده بود. </p>

<p>مقام‌های برج مراقبت فرودگاه مهرآباد در تائید گفته‌های خود اضافه کردند که از جسم پرنده سفینه‌هایی جدا می‌شد و پس از چند دقیقه دوباره به سفینه اصلی می‌پیوست. ماموران برج مراقبت فرودگاه مهرآباد، بشقاب پرنده را با دوربین و چشم مسلح به‌وضوح دیدند. </p>

<p>در پی دیده شدن شیئی نورانی در آسمان تهران، یک هواپیمای شکاری از فرودگاه مهرآباد به پرواز درآمد اما چیزی در آسمان نیافت.»<br />
</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>پایان مذاکرات «ناتمام» ایران و گروه 5+1</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/07/post_5696.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.22943</id>
 
<published>2008-07-19T15:46:59Z</published>
<updated>2008-07-19T19:12:49Z</updated>
 
<summary>سعید جلیلی مذاکره‌ کننده ارشد ایران در مذاکرات هسته‌ای ایران و خاویر سولانا مسئول سیاست‌خارجی اتحادیه اروپا پس از پایان مذاکرات دوجانبه، نتایج آن را مثبت و امیدوار کننده توصیف کردند.</summary>
<author>



</author>
<category term="برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>سعید جلیلی مذاکره‌ کننده ارشد ایران در مذاکرات هسته‌ای ایران و خاویر سولانا مسئول سیاست‌خارجی اتحادیه اروپا پس از پایان مذاکرات دوجانبه، نتایج آن را مثبت و امیدوار کننده توصیف کردند.</p>

<p>ایران و نمایندگان گروه 5 به علاوه یک برای حل و فصل مناقشه هسته‌ای تهران امروز شنبه در ژنو برای چندمین‌بار به مذاکره پرداختند.</p>

<p>آقای جلیلی و سولانا بعد از پایان مذاکرات امروز خود با حضور در جمع خبرنگاران اعلام کردند که برای ادامه مذاکرات طی دو هفته آینده خود را آماده می‌کنند.</p>

<p>به گزارش زمانه این دو مقام در نشست ژنو که نمایندگان گروه ۵+۱ نیز  در آن حضور داشتند به توافق رسیدند که مذاکرات طی دو هفته آینده ادامه پیدا کند.</p>

<p>آقای سولانا در این کنفرانس خبری همچنین گفت: «تهران در گفتگوهای امروز پاسخ روشنی درباره تعلیق غنی‌سازی اورانیوم ارائه نکرد، اما مذاکرات سازنده و عمیق بود.»</p>

<p> آقای سولانا افزود: «ما منتظر هستیم که تهران به پیشنهادات ما درباره برنامه هسته‌ای خود پاسخ دهد.»</p>

<p>سولانا در عین حال ابراز امیدواری کرد که تهران از فرصت‌های زیادی که اروپا در اختیارش قرار داده است به نحوه مطلوب استفاده کند.</p>

<p>سعید جلیلی نیز در این کنفرانس خبری با مثب خواندن مذاکرات اعلام کرد: «نگاه ما به مذاکرات و ساختار ادامه آن یک نگاه مبنایی است.»</p>

<p>آقای جلیلی همچنین گفت که در مذاکرات خود با خاویر سولانا برخی اختلاف دیدگاه‌ها وجود داشته است.<br />
وی هیچ اشاره به این اختلافات نکرد، اما گفته که قرار است مذاکرات بر مبانی اشتراکات ادامه یابد.</p>

<p>آمریکا که حدود ۳۰ سال است که با ایران روابط دیپلماتیک ندارد، همواره خواهان تعلیق فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم از سوی این کشور بوده است که به ادعای آمریکا با هدف پیشبرد برنامه هسته‌ای نظامی دنبال می‌شود.<br />
آمریکایی‌ها برای نخستین‌بار حاضر شدند در این مذاکرات حضور داشته باشند.</p>

<p>جلیلی پیشتر درباره سازنده بودن مذاکرات امروز ابراز خوش‌بینی کرده بود، البته به شرط آن‌که واشنگتن رویکردی صحیح داشته باشد.</p>

<p>منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران نیز روز جمعه با استقبال از تصمیم آمریکا برای مشارکت دادن یکی از نمایندگان خود در مذاکرات ژنو ان را گامی مثبت توصیف کرده بود.</p>

<p>شش قدرت بزرگ شامل آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا و آلمان از ژوئن سال ۲۰۰۶ میلادی بدون دستیابی به هیچ نتیجه‌ای پیشنهادهای همکاری سیاسی و اقتصادی گسترده‌ای را به ایران ارائه کرده‌اند، که در آنها این همکاری‌ها به تعلیق برنامه‌های غنی‌سازی اورانیوم مشروط شده است.</p>

<p>در شرایط فعلی این شش قدرت بزرگ از هرگونه اظهار نظر درباره پیشرفت احتمالی در مذاکرات خودداری می‌کنند.</p>

<p>این شش کشور امیدوارند تهران ابتدا در مرحله مقدماتی مذاکرات فعالیت‌های غنی‌سازی خود را در سطح کنونی به حال تعلیق در‌آورد و آنها نیز در مقابل از سه قطعنامه‌ای که تاکنون برضد ایران در سازمان ملل متحد به تصویب رسانده‌اند، فراتر نروند.</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>ناهار سه‌جانبه ایران، اروپا و آمریکا در ژنو</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/07/post_5694.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.22934</id>
 
<published>2008-07-19T15:26:09Z</published>
<updated>2008-07-19T16:16:40Z</updated>
 
<summary>مقامات ایرانی اروپایی و آمریکایی امروز شنبه در حالی برای گفتگو درباره برنامه هسته‌ای تهران در ژنو گردهم آمده‌اند که همه طرف‌ها به مثبت بودن نتیجه این نشست ابراز خوش‌بینی کرده‌اند.</summary>
<author>



</author>
<category term="برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
<category term="تیتر یک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>مقامات ایرانی اروپایی و آمریکایی امروز شنبه در حالی برای گفتگو درباره برنامه هسته‌ای تهران در ژنو گردهم آمده‌اند که همه طرف‌ها به مثبت بودن نتیجه این نشست ابراز خوش‌بینی کرده‌اند.</p>

<p>سعید جلیلی و خاویر سولانا با هیئت‌های همراه خود حدود از ساعت ۱۰ و چهل و پنج دقیقه به وقت ژنو (هشت و چهل و پنج دقیقه به وقت گرینویچ) دیدار خود را آغاز کرده‌اند.</p>

<p> ضیافت ناهاری نیز در چارچوب گفتگوهای امروز پیش‌بینی شده است که با توجه به حضور ویلیام برنز دیپلمات ارشد و فرد شماره سه وزارت امور خارجه آمریکا اهمیت ویژه دارد.</p>

<p> حضور برنز در این مذاکرات تحولی جدید در مواضع واشنگتن به حساب می‌آید.</p>

<p> آمریکایی‌ها که در حدود ۳۰ سال است که با ایران روابط دیپلماتیک ندارند، همواره خواهان تعلیق فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم از سوی این کشور  بوده‌اند که به ادعای آنها با هدف پیشبرد برنامه هسته‌ای نظامی دنبال می‌شود، اما حالا حاضر شده‌اند در مذاکرات چند جانبه با تهران حضور یابند.</p>

<p> ایرانیان نیز از این تغییر رویکرد آمریکا استقبال کرده‌اند.</p>

<p>جلیلی روز جمعه درباره سازنده بودن مذاکرات امروز ابراز خوش‌بینی کرد، البته به شرط آن‌که واشنگتن رویکردی صحیح داشته باشد.</p>

<p>منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران نیز روز جمعه با استقبال از تصمیم آمریکا برای مشارکت دادن یکی از نمایندگان خود در مذاکرات ژنو ان را گامی مثبت توصیف کرد.</p>

<p> کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا روز جمعه گفت که تصمیم برای اعزام برنز به این مذاکرات نشان می‌دهد که بوش در تلاش‌های دیپلماتیک برای حل مناقشه هسته‌ای ایران بسیار جدی است.</p>

<p>واشنگتن همچنین تاکید دارد که برنز برای شنیدن پاسخ ایران در نشست ژنو شرکت کرده است و در این نشست مذاکره نخواهد کرد.</p>

<p> به هرحال این نخستین‌بار است که در مذاکرات با ایران درباره متقاعد کردن این کشور به دست کشیدن از برنامه غنی‌سازی اورانیوم خود امریکا نیز نماینده‌ای را شرکت داده است.</p>

<p>شش قدرت بزرگ شامل آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا و آلمان از ژوئن سال ۲۰۰۶ میلادی بدون دستیابی به هیچ نتیجه‌ای پیشنهادهای همکاری سیاسی و اقتصادی گسترده‌ای را به ایران ارائه کرده‌اند که در آنها این همکاری‌ها به تعلیق برنامه‌های غنی‌سازی اورانیوم مشروط شده است.</p>

<p> در شرایط فعلی این شش قدرت بزرگ از هرگونه اظهار نظر درباره پیشرفت احتمالی در مذاکرات خودداری می‌کنند.</p>

<p>این شش کشور امیدوارند تهران ابتدا در مرحله مقدماتی مذاکرات فعالیت‌های غنی‌سازی خود را در سطح کنونی به حال تعلیق در‌آورد و آنها نیز در مقابل از سه قطعنامه‌ای که تاکنون برضد ایران در سازمان ملل متحد به تصویب رسانده‌اند، فراتر نروند.</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>برنز: ایران از فرصت تاریخی مذاکرات استفاده کند</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/07/post_5699.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.22948</id>
 
<published>2008-07-19T15:10:50Z</published>
<updated>2008-07-19T21:47:06Z</updated>
 
<summary>ویلیام برنز مرد شماره سه وزارت خارجه آمریکا از مقامات ایران خواست تا از فرصت تاریخی مذاکره با غرب استفاده کرده و منافع خود و مردم این کشور را تامین کنند، چراکه آمریکا اجازه نخواهد داد تهران برای ادامه فعالیت‌های هسته‌ای‌اش، پشت ایده تهدید خارجی پنهان شود.</summary>
<author>



</author>
<category term="برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>ویلیام برنز مرد شماره سه وزارت خارجه آمریکا از مقامات ایران خواست تا از فرصت تاریخی مذاکره با غرب استفاده کرده و منافع خود و مردم این کشور را تامین کنند، چراکه آمریکا اجازه نخواهد داد تهران برای ادامه فعالیت‌های هسته‌ای‌اش، پشت ایده تهدید خارجی پنهان شود.</p>

<p>آقای برنز که امروز شنبه در مذاکرات سعید جلیلی و خاویر سولانا در ژنو حضور داشت، در سخنانی که نهم جولای سال‌جاری در جلسه ویژه سیاست آمریکا در قبال ایران در کمیته سیاست خارجی کنگره ایراد کرده، گفته است: «ما به ایران پیشنهاد می‌کنیم در این فرصت تاریخی که بدست آورده برای دو چیز تلاش کند؛ کسب دوباره اعتماد بین‌المللی در خصوص اهداف برنامه هسته‌ای خود و دستیابی مردم ایران به تکنولوژی.»</p>

<p>به‌گفته آقای برنز در صورتی که ایران از این فرصت تاریخی استفاده کند، می‌تواند در مسیر رفاه اقتصادی واقعی گام بردارد.</p>

<p>این جلسه سه ساعته که در آن افراد، نمایندگان و مقامات مختلف آمریکایی سخنرانی کردند بازنمای مسائل اصلی میان امریکا و ایران است و سخنان آقای برنز بویژه از این جهت که در آستانه دیدار این هفته او با مقامات ایرانی ایراد شده محتوای سیاست آمریکا را در این مذاکرات نشان می دهد. </p>

<p>هاوارد برمان رئیس کمیته سیاست خارجی کنگره در آغاز این نشست طی سخنانی گفت: «اگر ایران به سلاح اتمی دست یابد جهان برای همیشه تغییر خواهد کرد.»</p>

<p>در عین حال، آقای برنز در این جلسه گفت که واشنگتن به هیچ وجه قصد ندارد منافع مشروع ایران در منطقه و در قبال همسایگانش را انکار کند.</p>

<p>وی افزوده است: «ما متوجه هستیم که مطرح بودن ایران در فضای بین‌المللی به نفع این کشور است.»</p>

<p>این مقام دیپلماتیک از ایران خواسته است توجه بیشتری به روابط دیپلماتیک برای حل و فصل پرونده هسته‌ای‌اش داشته باشد.</p>

<p>سخنان آقای برنز در حالی مطرح می‌شود که مقامات ایران همواره اعلام کرده‌اند که در فضای عادلانه حاضر به ادامه مذاکرات با غرب هستند.</p>

<p>آمریکا و غرب نگران فعالیت‌های هسته‌ای ایران هستند و خواستار توقف غنی‌سازی اورانیوم از سوی تهران شده‌اند، اما جمهوری اسلامی با تاکید بر این‌که فعالیت‌های هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است توقف این فعالیت‌ها را به عنوان خط قرمز خود اعلام کرده است.</p>

<p>با این حال آقای برنز در سخنان خود به مقامات ایران اعلام کرده است که آمریکا از در اختیار گذاشتن امکان انتخاب برای سران ایران، حمایت می‌کند.</p>

<p>براساس متنی که از مذاکرات این جلسه در سایت کنگره آمریکا منتشر شده است، این مقام بلند‌پایه وزارت خارجه آمریکا همچنین اعلام کرده است: «ما به مقامات ایران اجازه نمی‌دهیم که پشت این ایده دروغین که از خارج از کشور در خطر هستند پنهان شوند، ما مکرر در بالاترین سطوح دیپلماتیک با رژیم ایران ارتباط داشته‌ایم.»</p>

<p>وی در بخش دیگری از سخنرانی خود به روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا در خصوص بحران عراق اشاره کرد و گفت: «واقعیت این است که در مذاکرات عراق، این گفتگوهای دیپلماتیک بسی