رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
درنگی بر چیستی ادبیات دانشجویی ایران

ادبیات دانشجویی، زیرِ چترِ سکوت

شاهرخ تندروصالح

در حالی‌که ‌ادبیات‌ حرفه‌ای ‌ایران‌ از کم‌مخاطبی رنج می‌برد ‌ادبیات دانشجویی‌، ‌رنگین‌کمانی از موضوعات و مضامین امروز ایران ‌را در خود دارد‌.

با این همه وقتی در محافل ادبی، نامی از ادبیات دانشجویی به میان می‌آید، آن‌گونه که باید مورد استقبال جدی‌ قرار نمی‌گیرد‌؛ چون هر کس‌، حکایتی به تصور خود از ادبیات و قلمرو آفرینش آن دارد.

‌در جامعه ما، نام دانشجو همواره‌، با نوعى اعتبار فرهنگى - اجتماعى قرین بوده است. دانشجوها، بخشی از جمعیت نخبه کشور هستند که از طبقات مختلف جامعه، در مکان فرهنگى - علمی دانشگاه به یکدیگر مى‌رسند و خود‌، میان طبقه‌اى را تشکیل مى‌دهند که وجه اشتراکشان با یکدیگر‌، برخورداری از شانس فرصت تحصیلات تکمیلی همگانی است.

جمعیت دانشجویی‌ در طول تحصیل‌، جریانی زنده و موثر از حیات فرهنگی‌، سیاسی - اجتماعی را شکل می‌بخشند و به نوعی‌، آیینه خُرده فرهنگ‌های ایران است‌. جمعیت کنونی دانشجویی حدود ۳/۵ میلیون نفر است.1

شاید بتوان ادبیات را نخستین تریبون حضورفرهنگی - اجتماعی دانشجویان برشمرد‌؛ تریبونی که می‌تواند فرصتی برای گفتمان‌های انتقادی - سیاسی با بدنه قدرت باشد‌.


بااتکا به نقاط قوت این فرض‌، می‌شود روایت بخشى از واقعیت‌هاى جامعه و تجربه‌هاى عمومی درمیل به آزادى، عدالت، ستیز با مظاهر استبداد‌، استثمار و استثمار را در آن دید.

شاید از همین منظر است که می‌کوشد به دایره ادبیات حرفه‌ای راه یافته و ازتریبون آن بهره ببرد‌. البته با حرفه‌اى‌نویسی فاصله دارد و فاصله‌اش، نه در ساختار و درونمایه‌، که در پرداخت تخصصى آثار است. به عبارتی‌، هر چقدر که ادبیات حرفه‌ای می کوشد تا خود را از تاریک راه‌های نشر و ممیزی امروز ایران عبور دهد تا به مخاطب برسد‌، این ادبیات بی‌پروا و بی‌پیرایه ‌است.

قالب آثار ادبی دانشجویی به ترتیب فراوانی شعر‌، طنز‌، داستان‌، نمایشنامه، نقد ادبی و مقالات تخصصی را شامل می‌شوند.

پرسش، اندیشه خلاق و نوآورى، سه جزء درون ساختاری طیف‌های آثار ادبى دانشجویى است. این آثار ضمن نشان دادن چهره زندگى فردى و اجتماعی دانشجویان‌، نمایه پرسش ‌های کلان از واقعیت‌های جامعه است‌. چنین رویکردى همانقدر که تجربه‌گرا و آماتور است، مستقل و بومی است و با ایده‌هاى ترجمه‌اى‌، فرضیات و تجربیات ساختارى درادبیات و فرهنگ دیگران فاصله دارد.


در حوزه شعردانشجویى ایران‌، آثار مورد نظر، آمیزه‌اى از شعارهای کلی آمیخته باشور سیاسى و شتاب زدگی است. اما به رغم این ناهمگونی‌، به نوعى نیز تجربه کننده درگیرى تخیل شاعرانه با واقعیت‌هاى زندگی اجتماعی است؛ واقعیت‌هایى که از سطوح زندگى طبقاتى آن‌ها به هندسه ذهن و زبان اندیشه دانشجویى مى‌رسد و افقى اجمالى از واقعیت‌های آمیخته با تخیل شاعرانه آن‌ها را نشان مى‌دهد.


گرایش عمده شعر دانشجویی به صورت‌های مدرن و وزن‌های نیمایی و آزاد است‌. بیشترین تاثیر‌پذیری شاعران نیز از فروغ، ابتهاج‌، سیمین‌، شاملو و آتشی صورت می‌گیرد.

در حوزه ادبیات داستانی دانشجویی نیز گرایش ویژه‌اى به کوتاه‌نویسى و بهره‌گیرى از عنصر روایى گفت وگو، به وضوح دیده می‌شود‌. این ویژگى، نشان‌دهنده گرایش به عبور از آثار تک صدایی و درک صداهایی دیگر است‌. میل به دموکراتیزه شدن دیدگاه‌های ادبی در این آثار، تمرینی برای آزاد زیستن اندیشه‌ها است.

نمایشنامه‌نویسى و اجراهاى دانشجویى از آن‌ها بیشترین برد را در بین علاقه‌مندان ادبیات دارد. این قالب به نظر مى‌رسد شکلِِ ِبه ثمر رسیده‌تری در میان سایر قالب‌های ادبی ‌باشد.

طنز با حوصله شگفتش‌، سهمی قابل توجه از آثار ادبی دانشجویان را به خود اختصاص داده است.

درخصوص آثار حوزه نقد ادبى‌،گرایش مسلط به رفتار آکادمیک و ترجمه‌ای دیده می‌شود که این موضع‌، ازنقاط امید ادبیات انتقادی دانشجویی ایران است.

علی‌رغم میل به تجربیات نو‌اندیش دانشجویان‌، ارایه آثار ادبیات دانشجویى به مخاطبان‌، غیر‌حرفه‌ای و ناکارآمدند. جشنواره‌ها و کنگره‌هاى شعر و داستان و نشست‌هاى محدود نقد حضورى، تنها فرصت‌هایی هستند که در آن‌ها‌، آثار ادبی دانشجویی ارایه می‌شوند. شاید بخش عظیمی از محدودیت‌ها به خاطر گریز دانشجویان از وابستگی به جریانات حمایتی - هدایتی مراکز فوق برنامه دانشجویی باشد.


نشریات ادواری دانشجویی و جُنگ‌های ادبی بیشترین مواد انتشاراتی هستند، اما سانسور نیز تاثیرات مخربش را بر این زاویه گذاشته است. به طوری که عموماً وب‌نویسی و وب‌سایت‌ها را جایگزین نشر مکتوب آثار خود ساخته‌اند‌.

آمارها می‌گویند «نزدیک به ۲۶۰۰ نشریه دارای مجوز، در دانشگاه‌ها‌ی ایران منتشر می‌شوند که ۱۵۰۰ نشریه بیشترین تیراژ‌، مخاطب و درصد فعال بودن را دارند. ۳۰ درصد این نشریات در تهران منتشر می‌شود‌. ۴۱ درصد آن‌ها مستقل‌، ۴‌/۲۱ درصد وابسته به انجمن‌های علمی دانشجویی و بقیه متعلق به کانون‌های فرهنگی هنری، انجمن‌های اسلامی، بسیج دانشجویی و سایر تشکل‌ها‌ی دانشجویی است.»2

ویژگی‌های عمومی ادبیات دانشجویی را می‌توان به شکل اجمالی زیر بر‌شمرد‌:


* ادبیات دانشجویى، ادبیات «اعتراض» و «پرسشگرى» در حوزه نقد عمومی اجتماعی است. این حوزه را مى‌توان حوزه پرسش از بدنه «قدرت» و «قانون» دانست.

‌* سفارش‌پذیر نیست و سفارشی عمل نمی‌کند و دریافتی آزاد در حد بینش و دانش آفرینشگر اثر را به مخاطب خود داده و در حیطه عقل‌، مخاطب خود را جستجو می‌کند و با او به گفتگو می‌نشیند.

‌* ادبیات دانشجویى (‌همچنان که جنبش های دانشجویی‌) ایران‌، جریان باور شده‌ای نیست اما می‌تواند حرکتى ریشه‌دار باشد‌. اختلاف دانش تحلیلگرِ وضع موجود و وضع مطلوب در این آثار‌، این شائبه را به‌وجود می‌آورد که ادبیات دانشجویی از منظر آرمان‌گرایی با مخاطب خود به سخن می‌آید‌، در حالی‌که نشانه‌های آرمان‌گرایی عبور از ساحت عقل و پرداختن به وهم است و ادبیات دانشجویی ،

* از مشخصه‌هاى این ادبیات مى‌توان به گریز از پاستوریزه شدن «ذهن» و «زبان» اثر ادبی اشاره داشت. پاستوریزاسیون ادبی، جریانی است که ادبیات امروز ما را شاگرد حجره‌نشین تعالیم تخیلی می‌خواهد‌. از اواسط دهه شصت در ایران شکل گرفته و ریشه دوانده و بعضاً به نام گرایش به مدرن و پست مدرن و در واقع‌، زیر سقف مراجع ممیزی رسمی و حاشیه‌نشین، به ویترین نشر کشور عرضه شده است .

* ادبیات دانشجویى ادبیات سرخورده و رخوت‌زده و رویا‌پرداز نیست، تحلیل کننده وقایع است. هر چندممکن است در توصیف و تحلیل واقعیت‌ها‌، در شخصی‌نویسی و اغراق متوقف بماند.


‌*‌ ادبیات دانشجویی، دغدغه فروش ندارد‌. به همین خاطر از ملاحظات سیاسی - اجتماعی با فاصله حرکت می‌کند‌. از طرفی‌، مخاطب اصلی‌اش دانشجویان هستند .

‌*‌ ادبیات دانشجویی گرایش ویژه‌ای به وقایع‌نگاری دارد و وقایع‌نگاری‌، متکی بر اعتبار و صحت خبر است‌، لذا از ترفندهای ژورنالیستی و حرفه‌ای مرسوم در حوزه ادبیات به‌دور است .

شک نیست که از دل ادبیات دانشجویى امروز ما‌، آثار در خور تاملی بیرون خواهد آمد. آیا نمی‌توان براى دیده شدن این ادبیات‌، شخصیت حقوقی‌اش را پذیرفت و سپس به نقد چیستی و چگونگی آن نشست‌؟


1- افزایش ۱۸برابری جمعیت دانشجویی كشور پس ازپیروزی انقلاب اسلامی
2- دفتر برنامه‌ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی

نظرهای خوانندگان

مقاله اي دقيق و منصفانه اي است .اميدوار هستم نويسندگان و روزنامه ها به ادبيات دانشجويي بها بدهند .
من خودم نمايشنامه مي نويسم و مي توانم بعضي از آنها را براي شما بفرستم .
موفق باشيد

-- مرضيه جوادي ، May 10, 2008 در ساعت 01:18 PM

چه مقاله خوبي است . يعني واقعا مي شود به دانشجويان كشور اميدوار بود ؟

-- ع.م ، May 11, 2008 در ساعت 01:18 PM