عمو نوروزماریا تبریزپورپيرزنی بود که تنها زندگی ميکرد. تنها دل خوشی اش اين بود که دوست قديمی اش را سالی يک بار ببيند. خانه را آب و جارو ميکرد، خودش را بزک ميکرد، و به انتظار عمو نوروز مي نشست، تا اينکه، .... ادامه قصه را «اینجا» بشنوید. ارسال به:
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
||
![]() |






