| رادیو زمانه > خارج از سیاست > وقایع وبلاگیه > دیدن سینماتوگراف مسعودخان بتوسط بیبیگل و انقلاب روحی مشارالیها | ||
دیدن سینماتوگراف مسعودخان بتوسط بیبیگل و انقلاب روحی مشارالیهابجهت آنکه پانزده نفر از ملاحان جنگی دولت قیصریه بریطانیا را، قوای دولت علّیه ممالک محروسه در شط العرب گرفته و اسیراً به مرکز انتقال دادند و بلوایی که بعد نشان دادن آنها در تله فیزیون ها درگرفت، جمعی از اکابر وبلاگستان هم به این موضوع داخل و نظرات متنوعی دادند. به قرار اخبار، ملاحان مذکور که یک زنی هم در میان آنها بوده در حال اکل و شرب و حتی تدخین نمایش و البته ابراز ندامت آنها از تجاوز به آب ایران مضبوط و توزیع گردیده. دولت علّیه تاکید دارد که ملاحان جنگی بریطانیایی چند زرعی به آبهای ایران داخل شده بودند و دولت قیصریه ابرام می کند که دو سه زراع و بلکه بیشتر آنها داخل در مرز عراق بوده اند کار بالا گرفته وعلی الخصوص بعد نُمودن آنها در انظار عموم، خیلی اوضاع وخیمتر شده. دیگر آنکه بی بی گل بانوی صدر که زن عاقله و کامله ای می نمود و چند حتی صاحب چند کتاب هم بود، یک چند روزی ست که مثل مشاعر از کف داده ها، حرف های غریب زده کارهای نامربوط زیاد کرده، در وبلاگ خود دائم قربان صدقه مسعود خان ده نمکی می رود. و این مسعود خان، همان مسعودخانیست که تا چند سنه قبل، از چماق دارهای خاصه بوده سرگردنه اهل هنر و ادب و فرهنگ را می گرفت و خیلی خون به دل این طایفه می کرد و حتی یکبار هم جدّاً اظهار کرده بود که از نفوس و رعایای کل ایران به سه چهار کرور همفکر و همرای و هممسلک خودش قناعت داشته حاضر است بقیه را به گلوله ببندد و لاکن بعد آنکه هرچه توانست گفت و کرد، خوابنما و هنرور و عاشق سینماتوگراف شد. بعد هم یک عده ای از آرتیست ها که تا قبل این آنها را دائما به سواسیل و ژواگیل منتسب و از آنها برائت می جست را جمع، جنگ مقدس ماضی را یک فیلم خنده داری کرد و چون در فستیوال فیلم فجر، تمام جوایز را به وی و آرتیست های دسته اش ندادند آشوب در آنجا کرده، همه را به باد فحش و فضیحت گرفت. از قرار معلوم، بی بی گل بانوی صدر بعد تماشای سینماتوگراف فوق الشرح، مسما به اخراجی ها منقلب شده، از آن ساعت به بعد دائما مدح مسعودخان را کرده بکرات قسم جلاله خورده که هیچکس مثل معظی الیه توان ساخت سینماتوگراف مضحک و ایضا مضحکه ساختن سینماتوگراف را ندارد. دیگر آنکه یکی از غیاث آبادی های عالم و صاحب کتاب وبلاگستان باسم میرزا رضای مرادی غیاث آبادی، در وبلاگ خود کرتیک کرد که ما ایرانی ها گوش ایستاده ایم که کجا به مذهب و ملیت ما توهین می شود تا آشوب و بلوا کنیم و لاکن تنها سودی که عایدمان می شود این بوده که مثل کتاب سلمان رشدی مرتد و همین سینماتوگراف اخیر سیصد، این قبیل آثار به برکت جار و جنجال ما شهره شوند و صاحبان آنها چندین و چند مرتبه غنی تر. به قرار اعتقاد مشارالیه اینها بواسطه آنست که ما یک ملت عقب مانده ای بوده و در عناصر اربعه جدیده یعنی علم و صنعت و سیاست و اقتصاد صم بکمیم و بهمین واسطه اعتراضات ما هم بجایی نمی رسد چون در دنیای جدید سود بجای حق نشسته، حتی تایید حقایق تاریخی هم باید به سود ملل و دول راقیه باشد تا اعتراضات ما به سمعشان رسیده، مختصر ترتیب اثری بدهند والا کمافی الحال بعوض اثر، ترتیب خود ما را می دهند! تمت.دوازدهم فروردین ۱۳۸۶ جلالی، مطابق اول آوریل ۲۰۰۷ سال مسیحی
![]() |
||
