رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶
وقایع وبلاگیه پنجاه و نهم

منشور درخشان تجرد میرزا جلال وغیرالدوله

بگيريد و بشنويد

جناب میرزا جلال سمیعی وغیرالدوله، اعلام کرد که منشور درخشان تجرد را مشغول به تالیف است که ابتدای امر بواسطه قیل و قال های لاینقطع میرحسین خان درخشان در وبلاگستان خیلی ها گمان بردند که این منشور به وی اشاره دارد، خاصه آنکه مشارالیه از همه حیث مجرد هم شده؛ ولاکن بعدا معلوم شد که ربط چندانی به میرحسین خان نداشته، بیشتر مربوط است به گرفت و گیرهای اخیر که نظمیه اعلان داده چون بواسطه فصل ربیع به عادت مالوف و طریق شدیدا معروف، کثیری از نسوان دارالحکومه، البسه شان تنگ تر شده، پاچه تنبان ها بالاتر رفته، سر و ساق شان نیم برهنه، مابینهم دوچار قلمباسیون خواهد شد، ما هم برخورد می کنیم. میرزا جلال هم که لابد گمان برده آن اوضاع زبطی به عشق و عاشقی و تاهل و تجرد دارد، از سر خیرخواهی یک منشوری تالیف و در وبلاگ خود نصب العین عموم قرار داده که در آن مزایای تجرد و ارضای به خود و معایب و مضار عشق و عاشقی و علی الخصوص تاهل و عیالواری را ذکر، ضمیمتا برای اجتناب از چنین خبطی، دستورالعمل های مفیدی را داده که طالبین و شائقین به وبلاگ معظم الیه می توانند رجوع کنند.

دیگر آنکه از قرار اخبار میرزا ناصر خالدیان ملقب به کبیرالدوله، یک دست خط هایی از خاطرات جناب ببری خان گربه شاه شهید، سلطان ابن سلطان ابن سلطان ناصر الدین شاه را در وبلاگ خود نشر داده که خیلی مقبول است و لاکن به نظر عده ای که دوسیه و سابقه جنسیت ببری خان و میرزا ناصر دستشان است مشکوک! علی ایحال یک قطعه ای از خاطرات ببری خان مذکور که گویا به همه گربه های زمان خود سمت خاقانی داشته، اهل ادب و وارد به سیاست و حکمرانی بوده و در نقطه ته خط میرزا ناصر آمده عینا راپورت می شود:
ما يك غلطي كرديم در يكي از سفرهاي عتبات كه به اتفاق شاه رفته بوديم با گربه‌اي آنجا آشنائيت يافتيم كه شيرين‌كاري خوب مي‌كرد. از هر طرف كه مي‌انداختنش پايين، چهار دست و پا بر خاك فرود مي‌آمد قرمساق. اسمش «گربه‌ي مرتضي علي» بود. حالا از عتبات راهي شده آمده طهران، كانهوا سريش به ما چسبيده و هر روز با طايفه و فرقه‌اي سرگردان است. يك روز با گربه‌هاي سفارت روس يك روز با گربه‌هاي سفارت انگليس يك روز با گربه‌هاي اندروني و هر روز به رنگي در مي‌آيد. از هرات تا پطرزبورغ به شكلي در مي‌آيد و ابن‌الوقتي است كه دومي ندارد. انتظار دارد بلديه‌ي گربه‌هاي طهران را به او بدهيم.

دیگر آنکه آقا نیمای مخالف خوان صاحب وبلاگ ساز مخالف، بواسطه اتفاقات اخیر که منجر به گرفتن و اندکی زندان رفتن یک عده ای از نسوان فعال شده، یک کرتیکی کرد به اصلاحیون و کثیری از فعالین حقوق بشر و نسوان، که چرا شما به مجرد اینکه یک نفر چند ساعتی در بند می ماند در حمایت از وی و محکومیت حکومت به یک طوری افراط می کنید که انگار صرف زندان رفتن را تقدیس می کنید؟ بعد هم ضمن آنکه معترف شد که یک ایامی حتی خودش آرزوی زندان رفتن را می کشیده، گفت من فیمینیستهای واقع بين و اهل عمل به فمينيستهاي رمانتيك و ايده آليست ترجيح مي دهم که از قرار شایعات کثیری برایش پیغام داده اند یافت می نشود گشته ایم ما!

تمت. سی فروردین 1386 جلالی مطابق نوزدهم آوریل 2007 سال مسیحی
میرزا محمود خفیه نویس دارالصوت زمانه

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

ﺟﻧﺎﺏ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﻤﺤﻤﻮﺪ ﺧﺎﻦ ﺧﻓﻴﮫ ﻨﻮﻴﺱ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﺮﺾ ﺳﻼﻢ ﻮ ﺍﺮﺍﺪﺕ
ﻏﺭﺽ ﺍﺯ ﺁﻏﺷﺗﻦ ﺍﻳﻥ ﻤﺼﺤﻒ ﺍﻟﻛﺗﺮﻮﻨﻲ ﺑﮫ ﺠﻮﻫﺭ ﻛﻲﺑﻮﺭﺪ ﻋﺮﺽ ﺳﺭﺳﻼﻤﺗﻲ ﺑﻮﺪ ﻮ ﺪﺳﺕ ﻤﺭﻳﺯﺍﺪ
ﮔﺍﮦ ﺍﺯ ﺷﻨﻳﺪﻦ ﺻﻮﺕ ﺷﻤﺎ ﭼﻨﺎﻦ ﺨﻨﺪﮦﺍﯼ ﺑﮫ ﻤﺎ ﺪﺳﺕ ﻤﻲﺪﻫﺪ ﮐﮫ ﻭﺿﻭﯼ ﺧﻮﺪ ﺑﺎﻄﻞ ﻤﻲﻨﻤﺎﻳﻳﻢ
ﺳﺎﻳﮫ ﺗﺎﻦ ﻤﺴﺗﺪﺍﻢ
ﺍﻟﺤﻗﻳﺭ ﻤﻳﺮﺼﺎﻠﺢ ﺳﺮﻮﺑﺎﻻﻳﻲ

-- saleh ، Apr 23, 2007 در ساعت 02:48 PM

Please correct the link for the previous (58th) episode.

-- Hasan ، Apr 23, 2007 در ساعت 02:48 PM