| رادیو زمانه > خارج از سیاست > وقایع وبلاگیه > اظهارات میرزا عطاالله خان مهاجرانی درباب لزوم نزدیکی | ||
اظهارات میرزا عطاالله خان مهاجرانی درباب لزوم نزدیکیمیرزا عطاالله خان کارگزار الدوله در وبلاگ خود مکتوب که با زوجه محترمه اش جمیله خاتون کدیور بوجه اشتراکی آنجا را اداره می نماید در باب مذاکره با ایالات متحده اظهاراتی کرد. و این عطالله خان که از رجال سیاسی و دیپلوماتیکی مهم بوده و ان شاالله هست همان جناب است که قریب پانزده سال قبل در این خصوص اظهاراتی نمود و گفت شاید بد نباشد که مقداراتی از خصومت با این ایالات متحده بکاهیم و بلکه مختصری مذاکره نماییم که بطور فجیعی با وی مقابله، کم مانده بود که حکم تکفیر وی صادر، خونش مباح شود و بعد هم که ضامنش شدند و از مهلکه جست، علی الدوام وی را مثل اینکه داغ ننگی داشته باشد، به صفت شائق به ارتباط با شیطان اکبر می خواندند. دیگر آنکه بند و بست فیلترینگ که هر روز از جانب حکومت بیشتر به اهالی وبلاگستان اعمال می شود فغان همه را به آسمان رسانده. از قرار مسموع، همین چند روز قبل میرصادق خان دالوندی که حوصله هیچ کاری در وبلاگ خود نداشته به فکر صله ارحام و دیدن همسایه ها افتاده اول به سراغ وبلاگ عمو اروند می رود که مشاهده می کند آنجا فیلتر کرده ورود به آنجا ممکن نیست. بعد عزم می کند که سراغ اسدالله خان علیمحدی رفته احوال وی و سگش را جویا شود که آنجا هم حصار فیلترینگ مانع دخولش می شود. دست از پا درازتر هوس دیدن میرزا محمود فرجامی و سهرابش را می کند اما مواجه می شود با اینکه دهان نیمه باز او را هم به زور فیلتر بسته اند. بعد به همین ترتیب وبالیگ آقا سید یوسف منیری و روزبه خان بهبهانی و عبدالقادر خان بلوچ و میرحسین خان درخشان و میرزا مهدی محسنی و مهدی آقای حکیمی و محسن خان حسینیان هیچکدام را بسبب همین فیلتر ملعون نمی تواند سرکشی کند. پاک منگ شده مدهوش می شود... به خود که می آید با درد و الم شدید ملتفت می شود که به خود وی هم فیلتر استعمال کرده اند! دیگر آنکه معصومه خانوم ناصری که یک کافه ای به اسم خود را در وبلاگستان اداره می کند، و لاکن تا بحال بخلاف کافه های لاله زاری که برای جلب مشتری و کسب دخل بیشتر از شهنازجات استفاده می کردند، هیچ از این کارها نکرده، به کمال وقار به کافه داری خود مشغول، با اعمال و بحثهای منورالفکری، سعی بلیغ می کرد کافه ناصری را به کافه نادری نزدیک کند، چندی قبل به غایت شگفتی یک کتابی که در دولت فعلی به طبع رسیده و در آن بوفور پر و پاچه و ساق و سینه و از این قبیل امور یافت می شد را عرضه کرد. دو پستونت سفید و سینه پر خال بپوش رو سینهتو که رفتم از حال تن گل از تو و گل چیدن از من لب لعل از تو و بوسیدن از من فدای سینه بی کینه تو فدای قلب چون آیینه تو علی هذا جماعت زیادی انجا جمع و یحتمل از اثرات همین صابون در حال کف کردنند. روزبه خان بهبهانی احسن الگفتار هم از این دامن آبی به ذوق آمده چند بیتی در همین قالب صابونی سروده که طالبان مختارند به وبلاگ معظم الیه رجوع کرده حظ و کف بیشتر کنند. تمت میرزا محمود خفیه نویس دارالصوت زمانه ![]() |
||
