| رادیو زمانه > خارج از سیاست > وقایع وبلاگیه > ممنوعیت نشر فتوگراف برهنگی از خود و داروغگی میرزا ناصر | ||
ممنوعیت نشر فتوگراف برهنگی از خود و داروغگی میرزا ناصرشادی خاتون ضابط از وبلاگوار خودش اعلان داد که در تعاقب بلاگرین مرد از خود نویس است و این شادی خاتون از نسوان مستفرنگه و اصحاب تونیورسیتی است که مقرر شده برای دکتور شدن از مدارس فرانسه سی تن از اهل وبلاگستان که شرح حال خود و مسایل جاریه شخصیه را در وبلاگشان اظهار می کنند را یافته به اساتیذ خود معرفی کند. دیگر آنکه از نقطه ته خط میرزا ناصر خالدیان خبر رسید که معظم الیه قداره بسته راه بسته که منبعد هر کس در وبلاگستان فتوگراف برهنه از خودش نشان بدهد یا از الفیه و شلفیه حرف بزند یا نعوذ بالله ترویج لوطی گری کند با من طرفیت داشته قریب سه ساعت هم لیچار به میرحسین خان هودر گفت و البته موکد هم کرد که روی حرفش با وی نیست و بجهت مثال اسم وی را آورده مع ذالک فتوگراف برهنه وی را هم قربتا الی الله نشان داد. و این جناب میرزا ناصر کبیرالدوله هیچ معلوم نیست که بعد آن ماجراها با میس فلرتیشیا که از فرنگ عاشق وی، دائما پیغام های انلارجمت بجهت میرزا ناصر می داد؛ به چه سبب تعصب و غیرتمندی زائد الوصفی یافته سر مسایل ناموسی، تا بحال چند مرتبه از این جهت خون به پا کرده بنحوی که به محض اینکه در ناحیه منورالفکری وبلاگستان که عمارت وبلاگ آن جناب هم همانجا واقع است حرفی از بی ناموسی جات بشود مثل داروغه، فی الفور در مکان حاضر به شدت تمام برخورد می کند. از قرار در بلوای اخیر هم علاوه بر میرحسین خان، جناب آقا رضا قاسمی سراینده شهیر همنوایی شبانه ارکستر چوب ها و صاحب بلاگ دوات را چون در مصاحبه تازه خود با دارالصوت زمانه از اسرار مگوی زیر لحافی حرفهایی به میان آورده بود یک مقدار نواخته حتی گفته که چون این آقا رضا پیر شده بجای مغز با هر دو خصیتینش فکر می کند و لاکن باید مثل من بجای مغز با هردو خصیتینش فکر نکند که این یک مقداری مبهم بوده این خفیه نویس مطمئن نیست منظور میرزا ناصر یکی بوده یا هیچکدام! تمت میرزا محمود خفیه نویس دارالصوت زمانه ![]() |
||

نظرهای خوانندگان
محمود جان مرسي. البته فكر ميكنم اين پست شريف داروغگي را بياييم با هم قسمت بكنيم كه نان و روغنش به هر دويمان برسد چون در مقاله «صداقت.. سكس... سياست... شهرنوش وارد ميشود» شما هم در اينجا:
-- نقطه ته خط ، May 28, 2007 در ساعت 03:11 PMhttp://farjami.debsh.com/archives/2007/01/19/002733.html
و ايضاً ميزگردهاي دبش همين حرف من را شايد هم بهتر زدهاي. حالا شما بر حسب شرايط زمان و سياست زمانه نامش را داروغگي بگذار چون لاجرم طنز سفارشي چنين ايجاب كرده ولي طنز من طنز دل است و نامش را داروغگي و ادعا نميگذارم و چيزي نيست جز صداقت، بي هيچ طمع پول و پستي و آزاد از هر چه رنگ تعلق پذيرد. من هم نه با شخص خانم پارسيپور مشكل دارم و نه رضا قاسمي و نه حسين درخشان و نه هر كس ديگر كه هرزهنگاري ميكند. هر كس توي تنبان يا در خلوتش چه ميگذرد به خودش مربوط است و بر لمپنهاي كوچه و بازار هم حرجي نيست. حتي بر من و شما كه ادعايي نداريم و به همين دليل آدمهاي معمولي محسوب ميشويم شايد حرجي نباشد ولي امان از مدعيان! مدعيان سياست، مدعيان حقوق اين و آن، مدعيان ادبيات و روشنفكرنمايان قلابي كه خشتك مردم و اسافل تنه را با نامها و لعابهاي مختلف، وسيلهي نان و نام كردهاند و آنها كه روي منبر ميروند و شلوارشان را درميآورند. كه خودت بهتر هم ميداني. اينجا تفاوت كمي بيشتر آشكار ميشود مگر نه؟