<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>روزشمار یک انقلاب</title>
      <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Wed, 03 Dec 2008 17:09:02 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>ازهاری: «مسئول منم نه شاه»</title>
         <description><![CDATA[<em><center>سه‌شنبه ۳۰ آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر ۲۰ نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>ازهاری: مسئول منم نه شاه</strong>

ارتشبد ازهاری گفت: «تا زمانی که مسئول دولت هستم مسئولیت امور کشور با من است نه با شاه.» وی در توضیح و تشریح اختیارات خود به عنوان نخست وزیر افزود:

«از این به بعد امور کشور در اختیار نخست وزیر است و شاه در چهارچوب قانون اساسی به اختیاراتش عمل خواهد کرد.»

در تهران شایع شده است که شاه ایران برای بررسی جریانات اخیر یک کمیته مشورتی از علی امینی، نصرالله انتظام، نهاوندی و شریف‌امامی و یکی دیگر از چهره‌های سیاسی کشور تشکیل داده است و با این کمیته برای تصمیم‌گیری‌های خود مشورت می‌کند.

<strong>تظاهرات کماکان ادامه دارد</strong>

تظاهرات و اعتصابات در بخش اعظم کشور همچنان با شدت ادامه دارد. در تظاهرات سی‌ام آبان در شهر شیراز، درگیری با نیروهای نظامی شدید شد و ده‌ها نفر از طرفین کشته شدند.

در شهر اصفهان نیز که یکی از مهم‌ترین قطب‌های انقلاب در کشور است، نیروهای نظامی در کار پزشکان و بیمارستان‌هایی که به مجروحان درگیری‌ها کمک می‌رساندند، دخالت کردند.

بسیاری از دانشجویان پزشکی و دوره‌های تخصصی یکی از بیمارستان‌های شهر اصفهان، به علت رسیدگی و پانسمان مجروحین تظاهرات اخیر از بیمارستان اخراج شدند، و تنها پزشکان بیمارستان‌های تحت نظارت مامورین نظامی به انجام کار مشغول هستند.

در اصفهان، رفتار نظامیان با مخالفان بسیار تند است. در یزد نیز درگیری همچنان وجود داشته، اما با آرامش بیشتری جریان دارد.

طی ماه گذشته، اغلب اصناف و مردم یزد کماکان در اعتصاب به سر می‌بردند. مردم این شهر زیر نظر روحانیون و بازار با برقراری صندوق‌های قرض‌الحسنه از اعتصابیون حمایت کردند.

با این وجود با توصیه مقامات روحانی یزد، کسبه این شهر برای رفع مایحتاج عمومی، به سر کارهای خود برگشتند. در پی درگیری مامورین نظامی با تظاهرکنندگان در فیروز‌آباد، دوتن کشته شدند.

همچنین گروه کثیری از مردم گرمسار با وجود ممانعت نظامیان، در مراسم بزرگداشت کشتگان شهر شرکت کردند.

اما در استان مازندران برای دومین بار در هفته گذشته، حمله طرفداران حکومت به خانه‌ها و باغ‌ها و مغازه‌های طرفداران انقلاب صورت گرفت. در حمله چماق به دستان در بهشهر به باغ مرکبات، مغازه‌ها و بانک‌ها، خسارات فراوانی وارد شد.

[[photow01]]

<strong>هوشنگ انصاری: خداحافظ!</strong>

هوشنگ انصاری، مدیرعامل شرکت نفت که برای مذاکره به پاریس رفته بود، از سمت خود کناره‌گیری کرد و استعفای خود را به وسیله تلفن به تهران خبر داد.

وی با وجود اصراری که از طرف شاه برای بازگشت وی به عمل آمد، گفت: «به دلیل این‌که دچار ناراحتی قلبی هستم و باید به آمریکا بروم به ایران بازنمی‌گردم.»

هوشنگ انصاری کار شاه را تمام شده می‌دانست و فکر می‌کرد اگر به ایران بازگردد، بازداشت خواهد شد.

<strong>تولید نفت افزایش یافت</strong>

با وجود اعتصابات پراکنده در صنعت نفت کشور که به نظر می‌رسد همگان را با نگرانی مواجه کرده است، خبرگزاری رویترز گزارش داد که سقف تولید نفت روزانه به سه میلیون و هفتصد بشکه نفت افزایش یافته است.

<strong>روس‌ها هم از سراب رفتند</strong>

تظاهرات مردم سراب، شاهد به شهادت رسیدن دو تن از تظاهر‌کنندگان بود. این تظاهرات مانند بسیاری از اجتماعات روزهای اخیر با خشونت برگزار شد.

به همین دلیل با شدت گرفتن موج خشونت در این شهر شمال کشور، حدود ۱۵۰ مهندس و کارشناس روسی، این شهر را به قصد کشورشان ترک کردند. در غرب کشور نیز اجتماع بزرگ دیگری برگزار شد.

مسلمانان شیعه و سنی شهر سنندج در یک اجتماع ۵۰ هزار نفری، تحت رهبری حجت‌الاسلام صفدری، روحانی تبعیدی، به استقبال از زندانیان سیاسی آزاد شده رفتند و مشترکاً در خیابان اصلی شهر نماز گزاردند.

<strong>مسلمانان مبارز و اتحادیه کمونیست‌ها اطلاعیه دادند</strong>

جنبش مسلمانان مبارز به رهبری حبیب‌الله پیمان که از سال ۱۳۵۶ دادن اطلاعیه‌های تحلیلی خود علیه حکومت را به طور منظم انجام داده است، اطلاعیه‌ای علیه جنایات شاه صادر کرد.

همچنین اتحادیه کمونیست‌های ایران نیز با انتشار اعلامیه‌ای بر ادامه مبارزه تا سرنگونی شاه تأکید کرد.]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/12/post_150.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/12/post_150.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 03 Dec 2008 17:09:02 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شاه: اگر بروم ایران نابود می‌شود</title>
         <description><![CDATA[<em><center>دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر ۱۹ نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>شاه: اگر بروم ایران نابود می‌شود</strong>

شاه ضمن رد احتمال کناره‌گیری از سلطنت، گفت: «تا به سلطنت رسیدن ولیعهد، در مقام خود خواهد ماند.» محمد‌رضا پهلوی شاه ایران در یک مصاحبه با هفته‌نامه تایم گفت:

«اگر از سلطنت کناره‌گیری کنم، آتش جنگ داخلی در ایران افروخته می‌شود. و اگر چنین جنگی درگیرد هزاران تن کشته می‌شوند و ایران تجزیه خواهد شد و کمونیست‌ها امور را به دست خواهند گرفت.»

وی افزود: «پس از مطالعه راه‌های ممکن تصمیم گرفته‌ام در مقام خود باقی بمانم تا سرانجام فرزند ۱۸ ساله‌ام جانشین من گردد.»

در پاسخ به این اظهارات محمدرضا پهلوی، آیت‌الله خمینی رهبر مخالفان مذهبی شاه در یک مصاحبه با اشپیگل گفت: «ما با رضا پهلوی به عنوان جانشین شاه موافقت نخواهیم کرد.»

آیت‌الله خمینی در مصاحبه با مجله آلمانی اشپیگل، ضمن پاسخ به سوال این مجله در مورد جانشینی رضا پهلوی به جای پدرش، گفتند: «چنین چیزی هیچ‌گاه مورد پذیرش ملت ایران نخواهد بود.»

[[photow01]]

<strong>شلوغی مشهد ادامه دارد</strong>

درگیری‌هایی که در روز ۲۸ آبان منجر به تعدادی کشته در مشهد شد، امروز نیز ادامه یافت. در شهر مشهد، شش هزار دانشجوی دانشگاه فردوسی این شهر دست به تظاهرات زدند.

دانشجویان و مردم برای عیادت از مجروحین دیروز، در مقابل بیمارستان تجمع کرده بودند که چند تن از اساتید و دانشجویان دستگیر شدند. مردم معترض تا شب هنگام به منازل خود نرفتند.

در نتیجه، براساس گفته‌های شاهدین در صحنه، مامورین برای اولین بار با چکمه و تفنگ وارد صحن حرم امام رضا شدند و اقدام به تیراندازی و پرتاب گاز اشک‌آور کردند.

در بیرون نیز عده‌ای از چماق به دستان به جان تظاهرکنندگان افتادند. در واکنش به درگیری‌های دیروز و امروز، جمعی از علما و روحانیون حوزه علمیه قم با ارسال تلگرافی برای آیت‌الله سید عبدالله شیرازی و قمی در مشهد، ضمن اعلام همبستگی با مردم با این شهر، کشته شدن مردم را تسلیت گفتند.

<strong>عربستان و آمریکا از شاه حمایت کردند</strong>

دولت عربستان سعودی در یک بیانیه رسمی، حمایت خود را از شاه اعلام کرد. این دولت که چند روز قبل در مراسم حج تلاش کرد تا مانع از استفاده سیاسی حجاج طرفدار آیت‌الله خمینی از مراسم حج بشود، طی اطلاعیه‌ای رسمی از محمدرضا پهلوی، پادشاه ایران حمایت کرد.

همچنین سایروس ونس، وزیر خارجه آمریکا نیز اعلام کرد: «آمریکا پشتیبان شاه است ولی قصد مداخله در امور داخلی ایران را ندارد.»

در همین حال، سرویس جهانی بی‌بی‌سی در روز ۲۹ آبان ۱۳۵۷ از اخطار برژنف به آمریکا خبر داد. لئونید برژنف، صدر هیأت رییسه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق، به آمریکا درباره عدم دخالت به ویژه نظامی در امور ایران اخطار داد.

به نظر می‌رسد اوضاع انقلاب ایران، دولت‌های خارجی را شدیداً نگران کرده است. برخی از این دولت‌ها از اتباع خود که در ایران زندگی می‌کنند، خواستند به سرعت ایران را ترک کنند.

روزنامه ورلد‌نیوز در مقاله‌ای ضمن گزارش از وضع خارجیان و شرکت‌های خارجی در ایران، اوضاع آن‌ها را بحرانی و نگران‌کننده توصیف کرد.

<strong>سیامک زند یک کارمند دون‌پایه بود</strong>

در پی افشاگری‌های سیامک زند، کارمند وزارت دربار ایران که به انگلیس پناهنده شده است، سفارت ایران در لندن یک بیانیه مطبوعاتی صادر کرد.

آخرین سفیر ایران در انگلیس در مورد سیامک زند گفته است: «با وجود تردیدهای اولیه‌ام ـ که خود را در این گیر و دار و دم آخر سپر بلا و مدافع رژیم نسازم ـ اعلامیه مشروح، و به نظر خودم معتبر، سفارت را در تکذیب اتهامات زند برای تمامی روزنامه‌ها، و از جمله، جانی اپل، نماینده نیویورک تایمز در لندن، فرستادیم. می‌دانم مقامات تهران چنان سرشان شلوغ است که مجال فکر کردن به اتهامات زند را ندارند.»

وی ادامه داد: «با این وصف اعتقاد دارم تهمت‌های او نباید بی‌جواب بماند. از آنجا که تهران کلمه‌ای دستور درباره چگونگی رد اتهامات زند ارسال نداشته است، به فکرم رسید که تنها با از بین بردن اعتبار خود شاهد، می‌توان حرف‌های او را بی‌ارزش جلوه داد. بدین ترتیب بخشنامه‌ای برای روزنامه‌ها تهیه کردم که، «آقای زند در وزارت دربار، کارمندی نسبتاً دون‌پایه در اداره مطبوعات بوده است، نه مشاور نزدیک شاه ایران» که برخی از رسانه‌های گروهی انگلیس او را توصیف کرده‌اند.»

سفیر ایران در انگلیس ادامه می‌دهد: «حرف‌های ضد و نقیض او را خاطرنشان کردم و افزودم طی فرار نامبرده از ایران (‌فراری که هیچ‌کس مانعش نشد) آقای زند در هواپیما رفتار اخلالگرانه داشت و پلیس فرانکفورت پس از دریافت شکایت روز ۱۱ آبان او را بازداشت کرد. در خاتمه گفتم، از مندرجات پاره‌ای روزنامه‌ها چنین مستفاد می‌شود که آقای زند، قبل از فرار با بعضی محافل مطبوعاتی که خصومتشان با حکومت ایران مستند و سابقه‌دار است، در تماس بوده و تعلیم گرفته است. آقای زند آشکارا فردی خودخواه و فرصت‌طلب است که از هرسو باد بوزد بادش می‌دهند.»

[[photow02]]

<strong>آیت‌الله خمینی به روزنامه‌نگاران حقوق می‌دهد</strong>

بخش فارسی رادیو بی‌بی‌‌سی اعلام کرد: «آیت‌الله خمینی وعده داده است که مبلغ ۳۰۰ هزار دلار به کارکنان اعتصابی مطبوعات، به عنوان حقوق پرداخت شود.»

خبرنگاران و روزنامه‌نگاران ایرانی یک ماه است که در حال اعتصاب به سر می‌برند و چنان‌که تشکل‌های صنفی و سندیکایی روزنامه‌نگاران اعلام کرده‌اند، معلوم نیست اعتصابات تا چه زمانی ادامه پیدا کند.

<strong>کارگران نفت اعتصاب کنند</strong>

درگیری میان طرفداران اعتصاب در صنعت نفت خوزستان که حرکت گسترده آنان موجی از وحشت را در حکومت و در میان طرفداران بین‌المللی حکومت پهلوی ایجاد کرد، با دولت و نیروهای امنیتی که تلاش می‌کنند تا جلوی اعتصاب را بگیرند، همچنان ادامه دارد.

برخی اخبار حاکی است که تا روز ۲۹ آبان ۵۷ هنوز کارگران سر کار خود نرفته‌اند. به دنبال اعتصاب کارکنان شرکت نفت آبادان، برخی از اعتصابیون برای ادامه اعتصاب از آیت‌الله خمینی کسب تکلیف کردند.

لذا بنا به توصیه آیت‌الله خمینی، صنعت‌گران نفتی به اعتصاب ادامه دادند. کارکنان پالایشگاه برای جلوگیری از اخراج کارکنان و تعطیل کردن پالایشگاه در محل تجمع کردند.

این در حالی است که علی‌رغم گفته‌های تلویزیون دولتی که در دست نظامیان است، دولت هنوز موفق به گشایش پالایشگاه نشده است.

<strong>عبدالرضا انصاری به ایران بازنمی‌گردد</strong>

عبدالرضا انصاری که چندی شایعه سفر بدون بازگشتش به ایران مطرح شده بود، با تغییر گذرنامه برای همیشه از ایران رفت.

پرویز راجی، سفیر ایران در انگلیس در خاطرات روز ۲۹ آبان خود نوشته است: «ناهار با عبدالرضا انصاری در سفارت. از رفتار اعلی‌حضرت با هویدا صحبت به میان آمد و هر دو هم عقیده‌ایم که در زبان فارسی، برای کسانی که با دستیاران صادق و وفادار خود چنین می‌کنند، اصطلاح خاصی وجود دارد.»

راجی در ادامه نوشته است: «عبدالرضا عقیده دارد که اقدامات اعلی‌حضرت، گریز یاران و اطرافیانش را که از مدت‌ها قبل آغاز شد، تشدید کرده است و به تضعیف موقعیت شاه می‌انجامد. همچنین گفت شخصاً خیال ندارد به تهران بازگردد، چون با وجود آن‌که مو لای درز حساب و کتاب سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی، که وی مدیرعاملش بود نمی‌رود، قضاوت درباره او از روی انصاف نخواهد بود.»

سفیر ایران در ادامه نوشت: «از من خواست گذرنامه سیاسی او را تبدیل به گذرنامه عادی کنم. برای تسهیل کار من، گفت نامه‌ای می‌نویسد و می‌گوید که کیف دستی حاوی گذرنامه مفقود شده است و رسماً درخواست صدور گذرنامه تازه می‌کند. گفتم مطلب را به سرکنسول می‌گویم و خیال نمی‌کنم اشکالی داشته باشد.»]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/12/post_149.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/12/post_149.html</guid>
        
        
         <pubDate>Tue, 02 Dec 2008 18:36:21 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>فرح پهلوی با آیت‌الله خویی دیدار کرد</title>
         <description><![CDATA[<em><center>یک‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر ۱۸ نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>فرح پهلوی با آیت‌الله خویی دیدار کرد</strong>

تلویزیون ملی ایران اعلام کرد فرح پهلوی در نجف به دیدار آیت‌الله خویی رفت و از ایشان کمک طلبید. تلویزیون ایران بدون این‌که فیلمی از این دیدار نشان بدهد، تنها به نشان دادن عکسی از آیت‌الله خویی اکتفا کرد.

ابعاد خبری این دیدار چنان وسیع بود که عبدالله لطفی یگانه، نماینده آیت‌الله خویی در تهران و جلال فقیه‌ایمانی، داماد آیت‌الله خویی در اصفهان از طریق روحانیون و نیروهای مذهبی تحت فشار قرار می‌گیرند و سرانجام پس از یکی دو روز از طریق آقا‌جمال خویی، پسر آیت‌الله خویی گفته می‌شود:

«شهبانوی ایران در حالی که آقای خویی مریض بوده و خوابیده بوده است، بدون اطلاع قبلی با چند نفر مسلح عراقی ناگهان و غافلگیر، پیش آقای خویی رفته‌اند و ایشان در مقام امر انجام شده قرار گرفته است و سخنانی هم که خویی به شهبانوی ایران گفته است کاملاً با گفته رادیو مخالفت دارد، زیرا خویی به ایران و ملت ایران اصلاً دعا نکرده و آن‌ها را دعوت به همبستگی و سرمشق گرفتن از علی علیه السلام نموده و آنچه رادیو می‌گوید نکرده است.»

ضمناً وی توضیح داد که این دیدار در کوفه انجام شد نه در نجف. از این دیدار عکس فرح پهلوی با چادر مشکی منتشر شد.

لازم به یادآوری است که از همان زمان اختلاف میان آیت‌الله خویی و خمینی آشکار بود و پس از انقلاب ایران و به قدرت رسیدن آیت‌الله خمینی این اختلاف بسیار آشکارتر شد.

[[photow01]]

<strong>سایروس ونس: برای حفظ شاه در ایران مداخله نمی‌کنیم</strong>

سایروس ونس، وزیر امور خارجه آمریکا گفت: «آمریکا قصد ندارد برای نگه‌ داشتن محمدرضا شاه در قدرت، اقدام به مداخله در امور ایران بکند.»

این در حالی است که رادیو مسکو که معمولاً هشدارهای ضدامپریالیستی می‌دهد، اعلام کرد: «اگر حکومت نظامی نتواند کشور را مهار کند، نیروی نظامی آمریکا به منظور مهار کردن اوضاع و سرکوب مردم کشور به ایران اعزام می‌شود.»

در همین حال، هفته‌نامه «ایرانشهر» به نقل از لس‌آنجلس تایمز از برخی اتفاقات پشت صحنه سیاست‌های آمریکا در ایران خبر داد. این نشریه نوشت:

«یادداشت دست‌نویسی که کارتر در آن عدم رضایت خود را از سازمان سیا از این‌که نتوانست اوضاع ایران را پیش‌بینی کند، ابراز داشت احتمال دارد تغییرات عمده‌ای در کار سیا بر جا بگذارد. سیا و مجلس نمایندگان آمریکا در نظر دارند درباره اهمال‌کاری آشکار سیا در ایران تحقیقاتی انجام دهند.»

هفته‌نامه «ایرانشهر» در ادامه نوشته است: «همین کمیته در آوریل گذشته تحقیقی درباره علل عدم توانایی آمریکا در مورد پیش‌بینی کودتای افغانستان کرده بود. یک نسخه از یادداشت دست‌نویس کارتر به تاریخ ۱۱ نوامبر برای سایروس ونس، وزیر امور خارجه آمریکا، یک نسخه برای برژینسکی، مشاور امور امنیتی و یک نسخه برای آدمیرال ترنر، رییس سازمان سیا فرستاده شد.»

در ادامه این نوشته می‌خوانیم: «از میان نتایجی که سیا در پیش‌بینی‌های غلط خود به آن رسیده بود و در موقعی عنوان شد که نشانه‌های وضع موجود در ایران آشکار بود، آن است که: ایران در شرایط انقلابی و یا حتی قبل از انقلاب هم نیست. در همین سند گفته شده است: مخالفان چه آن‌هایی که موضع پرخاشگرانه دارند و چه آن‌ها که غیرپرخاشگرند، امکان آن‌که چیزی بیش از دردسرساز باشند، ندارند. هم‌چنین این گزارش نتیجه می‌گیرد: اگرچه نارضایتی‌هایی از کنترل شدید سیاسی از طرف شاه وجود دارد، اما این نارضایتی‌ها نمی‌تواند تهدیدی برای دولت به حساب آید.»

<strong>۲۱۰ زندانی سیاسی آزاد شدند</strong>

بیست و هشتم آبان‌ماه، به مناسبت عید غدیر خم، ۲۱۰ زندانی آزاد شدند. این افراد عمدتاً زندانیانی بودند که از سال‌ها قبل زندانی بودند و به عنوان زندانیان خطرناک ضدامنیتی شناخته می‌شدند. این گروه تقریباً جزو آخرین گروه زندانیان سیاسی بودند که آزاد شدند.

[[photow02]]

<strong>درگیری‌های خونین در مشهد</strong>

درگیری شدید در مشهد به کشته شدن هشت نفر منجر شد. پلیس مشهد برای جلوگیری از تظاهرات مردم، کلیه خیابان‌های منتهی به حرم امام رضا را بست.

اما مردم با تجمع در کوچه‌های فرعی و بیراهه‌ها، خود را به میدان راه‌آهن رساندند. این اجتماع که با شرکت قریب به ۵۰ هزار نفر برگزار شده بود، مورد هجوم نیروهای نظامی و انتظامی و مامورین امنیتی قرار گرفت.

در نتیجه، هشت نفر از مردم مشهد کشته شدند. در شهر نیشابور نیز تظاهرات بزرگی برگزار شد. گروهی از مردم نیشابور که در مسجد جامع شهر تجمع کرده بودند، پس از خروج از مسجد دست به تظاهرات زدند. در نتیجه حمله پلیس، چندین تن مجروح شده و یا به شهادت رسیدند.

<strong>حمله چماقدارانی که جاوید شاه می‌گفتند</strong>

گروهی از طرفداران حکومت پهلوی در حالی که چوب و چماق در دست داشتند با دادن شعار جاوید شاه با مردم انقلابی درگیر شدند.

گفته می شود در روز عید غدیر، حدود ۶۰ نفر چماق به دست از روستای ماه فروچک شهر‌ساری، با حمایت پلیس، در حالی که شعار جاوید شاه می‌گفتند، قصد بهم زدن تجمع مردم در مسجد جامع شهر را داشتند.

در نتیجه، وقتی مخالفان حکومت به مقابله با آنان پرداختند، پلیس در حمایت از آنان وارد درگیری شد. شایعاتی که منتشر شده بود حاکی از این بود که تظاهر‌کنندگان طرفدار حکومت از بهاییان هستند.]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/12/post_148.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/12/post_148.html</guid>
        
        
         <pubDate>Tue, 02 Dec 2008 17:15:42 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ازهاری: امر اعلی‌حضرت بود، نخست وزیر شدم</title>
         <description><![CDATA[<em><center>شنبه ۲۷ آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر ۱۷ نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>ازهاری: امر اعلیحضرت بود، نخست وزیر شدم</strong>

دولت ارتشبد غلام‌رضا ازهاری که دیروز با ورود هشت نظامی به گروه اولیه افراد آن کامل شده بود، از مجلس بیست و چهارم شورای ملی رای اعتماد گرفت. 

وی که دو هفته قبل، پس از آتش‌سوزی بزرگ تهران از سوی پادشاه ایران به عنوان نخست وزیر تعیین شده بود، بلافاصله پس از روی کار آمدن اقدامات نظامی را آغاز کرد. 

ارتشبد ازهاری پانزده سال پس از این واقعه در اسفند ۱۳۷۲ در گفتگو با علیرضا میبدی گفت: «هفت هشت ده روز قبل از آتش زدن تهران، اعلیحضرت به من فرمودند که ما در نظر داریم شما را نخست وزیر بکنیم. بعرضشان رساندم که البته میل مبارک است، ولی من فکر می‌کنم در این موقع، رئیس ستادی، مهم‌تر از نخست‌وزیری باشد. 

فرمودند: میل نداری؟ گفتم هرچه بفرمائید. ولی سووال می‌فرمائید، جواب می‌دهم. فرمودند حال که میل نداری، بسیار خوب. تا روزی که تهران آتش گرفت، آتش زدند، ساعت هشت شب بود که مرا احضار فرمودند. 

[[photow01]]

من رفتم در آنجا و فرمودند از این ساعت شما نخست وزیر هستید. تا خواستم چیزی بگویم، فرمودند، می‌دانم چه می‌خواهی بگویی، این یک امر نظامی است و بایستی اجرا کنی.» 

ارتشبد ازهاری افزود: «زمانی که نخست‌وزیر شدم در حقیقت هیچگونه برنامه خاصی نداشتم، همان برنامه سابق، فقط می‌خواستم مردم را آرام بکنم. جز این قصد دیگری نداشتم، چون اصلا میل نداشتم نخست‌وزیر بشوم. در حقیقت تحمیل که نه، امر اعلیحضرت همایونی بود. من هم اجرا کردم.» 

دولت ازهاری با ترکیبی از نظامیان و چند غیرنظامی موفق به دریافت رای اعتماد مجلس شورای ملی شد. 

<strong>بازگشت اعتصابیون نفتی به سرکار</strong>

واشنگتن پست ۱۵ نوامبر از تهران گزارش می‌دهد، به گفته محافل مدتی اکثر اعتصاب‌کنندگان به کار بازگشته‌اند و تولید نفت بالا رفته است. 

اطلاعات موثقی دایر به پایان یافتن اعتصاب نفتی در دست نیست، زیرا که این منطقه کاملا زیر پوشش نظامی است و هیچ‌کس حق نزدیک شدن به این قسمت را ندارد. در شرایط کنونی و بی‌اعتمادی به دولت، این گفتگو وجود دارد که بازگشت به کار بسیار آرام انجام می‌گیرد.

یک سخنگوی شرکت نفت گفت ۸۰ درصد از کارکنان به سر کارهای خود بازگشته‌اند، اما این هنوز روشن نیست که همه آن‌ها وظیفه خود را در سر کار انجام می‌دهند یا اینکه همان شیوه آرام کاری را ادامه می‌دهند. 

مقامات رسمی می‌گویند، کارکنان پالایشگاه آبادان به کار پرداخته‌اند، ولی کارگران پالایشگاه تهران هنوز سرکار نرفته‌اند و در حال اعتصابند. براساس اخبار رسیده از مناطق جنوب که مرکز استخراج نفت است، اعتصاب پالایشگاه آبادان زمانی شکسته شد که نظامیان ۱۸ نفر از سران اعتصاب و از جمله ۱۲ نفر اعضای کمیته اعتصاب را بازداشت کردند و نظامیان وارد پالایشگاه شدند. 

[[photow02]]

کارکنان روزنامه‌های مهم در حال اعتصابند و به علت برقراری مجدد سانسور از انتشار روزنامه علیرغم اصرار دولت خودداری می‌کنند و روزنامه‌های انگلیسی زبان نیز از انتشار مطالب سانسور شده سرباز زده‌اند.

<strong>بازار کرمانشاه تعطیل، اصفهان در بحران</strong>

همزمان با دریافت رای اعتماد دولت نظامی ازهاری از مجلس شورای ملی، اوضاع شهر اصفهان بحرانی شد. در نتیجه ماموران حکومت نظامی این شهر به صورت مسلح در برابر مردم ظاهر شدند. 

در نتیجه تظاهرات در این شهر عده‌ای کشته و تعدادی زخمی شدند. از سوی دیگر بازار کرمانشاه نیز تعطیل شد. مامورین در این شهر برای دستگیری برخی از روحانیون به منازل آنان مراجعه کردند. در نتیجه به خانه حجت‌الاسلام عبداللهی در این شهر حمله شد. 

در استان خوزستان نیز وضع بحرانی ادامه داشت. تجمع برخی از گروه‌های مردم شهر دوگنبدان مورد هجوم کماندوها قرار گرفت. در نتیجه عده‌ای کشته یا مجروح شدند. شایع شد که بنا به دستور فرمانداری نظامی، بیمارستان‌های دوگنبدان از پذیرش مجروحین خودداری می‌کنند.

<strong>آیت‌الله خمینی، نه آمریکا نه روسیه</strong>

به دنبال مصاحبه‌های بین‌المللی مختلف آیت‌الله خمینی در پاریس، وی در گفت‌وگو با یونایتدپرس شرکت کرد و گفت: «ما در پی جلب حمایت روس‌ها نیستیم. به علاوه ما حمایت مظنون آمریکا را نیز رد می‌کنیم.»

[[photow03]]

<strong>تظاهرات وسیع جهانی علیه رژیم شاه</strong>

امروز تظاهرات کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در آلمان که بیش از ۱۵ هزار نفر ایرانی و دانشجویان آلمانی در آن شرکت داشتند با پیاده روی در شهر فرانکفورت برگزار شد. تظاهرکنندگان از چندین خیابان مرکزی شهر گذشتند و در طول راه علیه رژیم شاه شعار دادند. 

به گزارش هفته‌نامه ایرانشهر، هنگامی که تظاهرکنندگان به کنسولگری آمریکا نزدیک شدند، با مقاومت پلیس روبرو گردیدند و زد و خوردی بین تظاهرکنندگان و پلیس روی داد که سه ساعت به طول انجامید. 

همزمان با تظاهرات در آلمان در آمریکا نیز اعتصاب غذای سراسری توسط دانشجویان ایرانی انجام شد، در واشنگتن تظاهرات در مقابل وزارت امور خارجه و سپس اعتصاب غذای پنج روزه، در نیویورک، تظاهرات در برابر مقر سازمان ملل متحد، در هوستون شب همبستگی با مبارزات توده‌ای مردم، در اکلاهما اعتصاب غذای سه روزه با شرکت سی تن از دانشجویان مبارز، در شمال کالیفرنیا اعتصاب غذای چهار روزه با شرکت پنجاه دانشجوی میهن‌پرست، در ویرجینیا تظاهرات و در شیکاگو نیز یک تظاهرات ۱۲ ساعته برگزار شد.
 
همچنین یکصد دانشجوی ایرانی در فیلیپین در یک اردوگاه نظامی این کشور دست به اعتصاب غذا زدند.

<strong>اسامی غارتگران بیت المال منتشر شد</strong>

کمیته‌ای تحت عنوان کمیته بانک‌ها طی اعلامیه‌ای صورت اسامی کسانی را که طی ماه‌های شهریور و مهر ۵۷ ارز از کشور خارج کرده‌اند، منتشر کرد. 

گفته می شود که نسخه های فراوانی از این اعلامیه به دیوارهای مساجد الصاق شده است. این کمیته اعلام کرد که طی دو ماه مهر و شهریور حدود یک میلیارد لیره استرلینگ از طریق بانک‌های ایران پول از کشور خارج شده است. 

هفته نامه «ایرانشهر» که توسط احمد شاملو شاعر ایرانی در لندن منتشر می‌شود، فهرستی با عنوان «میلیاردها غارت» اسامی کسانی که در دوماه شهریور و مهر میلیاردها تومان ارز خارج کرده‌اند، به چاپ رساند. 

اسامی برخی افراد این فهرست به شرح زیر است: کریم پاشا بهادری (رئیس سابق دفتر فرح)، سپهبد جهانبانی (سناتور مجلس)، منصور روحانی (وزیر اسبق کشاورزی)، ارتشبد غلامعلی اویسی (فرمانده نیروی زمینی و فرماندار نظامی تهران)، شجاع‌الدین شفا (معاون و سخنگوی وزارت دربار)، پرویز ثابتی (معاون ساواک، با ۷۰ میلیون دلار)، محمود جعفریان (رئیس سابق خبرگزاری پارس)، احمد قطبی (دائی فرح)، منوچهر آزمون (استاندار و وزیر سابق)، عبدالعظیم ولیان (وزیر سابق کشاورزی)، سپهبد فردوست (رئیس دفتر مخصوص)، جمشید آموزگار(نخست وزیر سابق)، سپهبد علی محمد خادمی (رئیس سابق هواپیمایی کشور)، ارتشبد نصیری (رئیس ساواک)، دکتر جهانشاه صالح (پزشک مخصوص فرح)، دکتر شیخ الاسلام‌زاده (وزیر اسبق بهداری)، غلامرضا نیک‌پی (شهردار سابق تهران)، سپهبد بدره‌ای (آجودان شاه) .... 

بررسی این فهرست نشان می‌دهد، بخشی از آنان پس از انقلاب در ایران دستگیر و اعدام شدند و بخشی از آنان در هنگام انتشار فهرست دستگیر شده بودند. 
]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_147.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_147.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سی سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 27 Nov 2008 18:48:56 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>چگونه از قمه و ساطور و چماق استفاده کنیم؟</title>
         <description><![CDATA[<em><center>جمعه ۲۶ آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر ۱۶ نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>درگیری در تهران و مانور نظامیان</strong>

با نزدیک شدن محرم، دولت اقدام به قدرت‌نمایی در سطح شهرها کرد. دولت دست به یک مانور بزرگ نظامی هوایی، زمینی و دریایی زد. شهر تهران تبدیل به یک دژ نظامی شد.

آیت‌الله خمینی نیز به مناسبت فرا رسیدن ایام عزاداری، اطلاعیه‌ای را منتشر کرد، ولی انتشار یک اطلاعیه جعلی از سوی ساواک شایعاتی را دامن زد.

گویا این اعلامیه آن‌قدر ناشیانه تنظیم شده بود که ساده‌ترین افراد، جعلی بودن آن را به راحتی تشخیص می‌دادند.

<strong>۴۰۰۰ آمریکایی رفتند</strong>

با بالا گرفتن احساسات ضدخارجی، صدها نفر از کارشناسان شوروی و خانواده‌های‌شان از ایران خارج شدند.

چهار هزار تن از اتباع آمریکا تا کنون از ایران خارج شده‌اند و اتباع انگلیس نیز در حال خروج هستند. موج خروج اتباع کشورهای خارجی به شدت ادامه دارد و به خصوص این‌که حملات دسته‌جمعی به این افراد این موج را تشدید می‌کند.

[[photow01]]

<strong>سه کشته در مشهد</strong>

با نزدیک شدن ایام محرم، مردم مشهد در یک راهپیمایی بزرگ شرکت کردند. در این راهپیمایی با تیراندازی مامورین، سه نفر به شهادت رسیدند و عده زیادی زخمی شدند.

مامورین حکومت برای این‌که مردم به طرف منزل مراجع حرکت نکنند، کلیه خیابان‌های اصلی شهر را مسدود کردند.

در شهر کاشان نیز تظاهرات بسیار عظیمی صورت گرفت و حدود ۵۰ هزار نفر از مردم کاشان در این تظاهرات بزرگ شرکت کردند. این راهپیمایی بدون خونریزی و درگیری انجام شد. اما در اراک، درگیری‌ها منجر به هشت کشته شد.

در حالی که کارخانه‌های ماشین‌سازی و آلومینیوم‌سازی و چند کارخانه دیگر در اراک در حال اعتصاب هستند، مردم این شهر در یک تظاهرات شرکت کردند. در نتیجه شلیک نظامیان، هشت نفر کشته شدند و بیمارستان‌ها مملو از مجروحین شد.

<strong>پنجمین شماره نشریه «ایرانشهر» احمد شاملو در لندن منتشر شد</strong>

در این شماره که به تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۵۷ منتشر شده است، مطالب زیر آمده است:

سرمقاله، به قلم ضیاء موحد، با عنوان «تیر خلاص بر شقیقه شاه»، مروری بر نقش نفت در سیاست خارجی ایران دارد.

مقاله: برادران ارتشی! می‌دانید چه می کنید؟ مقاله‌ای است در ضرورت جدا شددن ارتشیان از ارتش و پیوستن آنان به ملت (‌با این توضیح که: این پیام را تکثیر کنید و به هر وسیله‌ای می‌توانید به دست ارتشیان برسانید.)

آخرین بیانیه سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات در توصیف علت توقف فعالیت مطبوعات.

خبرهای روز از ایران همراه با اعلام همبستگی قوم قشقایی توسط خسروخان قشقایی.

باهم بخوانیم یا مرور روزنامه‌های آمریکا توسط محمود گودرزی از واشنگتن.

تلگراف هیأت نویسندگان روزنامه «ایرانشهر» به گروه‌های دانشجو که در سراسر آمریکا دست به اعتصاب غذا زده‌اند، اسامی اعضای هیأت نویسندگان بدین شرح نوشته شده است: فرهاد آشوری، حسین باقرزاده، حمیدرضا رضایی، دکتر غلامحسین ساعدی، احمد شاملو، شهران طبری، هوشنگ گلشیری و ضیاء موحد.

گزارشی از وضع نفت در ایران با عنوان «خون ایران و رگ‌های صنایع غرب»

مقاله هوشنگ گلشیری با عنوان «‌حرکت از حکومت مطلقه تا مشروطه سلطنتی دور باطلی بیش نیست...

آمریکا بهشت جنایتکاران (‌گزارشی از وضع پلیس جنایتکار سایگون در آمریکا)

«تسمه»، داستانی از آپیک آواکیان نویسنده ارمنی. «بر سنگفرش»، شعری از شاملو و دو شعر از هوشنگ چالنگی

گزارش ویژه: برای سرنگونی رژیم جنبش مقاومت ملی در ایران تشکیل شد (‌آموزش ترور)

انتشار دو اطلاعیه ترور از چریک‌های فدایی خلق و سانسور مطبوعات ایران، از آغاز تا امروز، قسمت چهارم، غلامحسین ساعدی. و نامه‌هایی به سردبیر

[[photow02]]

<strong>چگونه از قمه و ساطور و چماق استفاده کنیم</strong>

در بخش گزارش ویژه نشریه «ایرانشهر» که حداقل ۱۰ تن از روشنفکران مهم کشور اعضای هیأت تحریریه آن هستند، گزارشی به آموزش نظامی اختصاص دارد، در یک بخش آن آمده است:

«از آنجا که مقابله و یا تعرض نسبت به دشمنی که با اشکال و درجات مختلف مسلح است، مستلزم تجهیز به وسایل و سلاح‌های دفاعی است و یا تعرضی مناسبی می‌باشد، بسیج کلیه امکانات خلق برای دستیابی به چنین وسایل و سلاح‌هایی، مسأله‌ای حیاتی خواهد بود».

در ادامه گزارش می‌خوانیم: «برای نیل به چنین ضرورتی، ناگزیر هستیم ابتدا هر شیئی، هر وسیله و ابزاری را به شیئی، وسیله و ابزاری برای نبرد تبدیل کنیم تا قادر شویم «دست خالی» را «دستی پر» سازیم. سلاح‌ها و وسایل ابتدایی نظیر تبر، تیشه، ساطور، قمه، پتک، بیل، کلنگ، چماق‌های چوبی و فلزی، که در دسترس همه می‌باشند، به سادگی می‌توانند به عنوان اولین سلاح در دست هر کسی قرار گیرند».

در بخش‌های دیگر این مقاله که در هفته‌نامه ادبی فرهنگی «ایرانشهر» منتشر شده است، به مواردی مانند «تخریب شبکه انتقال نیروی برق، تخریب شبکه تلفنی شهرها، ایجاد گاردهای خلقی، تهیه اسلحه سرد، تهیه سلاح گرم و مصادره آن از دشمن در این بخش نوشته شده است».

<strong>آقای سفیر نگران است</strong>

پرویز راجی، سفیر ایران در لندن که خاطراتش هر روز مورد توجه ماست، می‌نویسد: «تلفنی از فرهاد به زبان رمز، هشدار می‌داد که من باید اولاً در مکالمات تلفنی‌ام با تهران احتیاط کامل به خرج دهم، ثانیاً تلگراف‌های مهم را برای معینیان، رییس دفتر ویژه بفرستم».

راجی در ادامه نوشته است: «تفصیل مطالب را در نامه‌ای نوشته و نامه را دوستمان علیرضا، که امروز عازم پاریس است از آنجا پست خواهد کرد. همه روز در فکر بودم که معنی این حرف‌ها چیست؟ هرالد تریبیون داستانی به نقل از نیویورک‌تایمز به قلم جانی اپل دارد که سیامک زند گفته تعدادی از روزنامه‌نگاران غربی برای نگارش مقالات ستایش‌آمیز درباره شاه، هدایای گرانبهایی دریافت داشته‌اند».]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_146.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_146.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 26 Nov 2008 19:50:26 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>صدیقی پذیرفت، شاه نپذیرفت</title>
         <description><![CDATA[<em><center>پنج‌شنبه ۲۵ آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر ۱۵ نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>غلامحسین صدیقی نخست وزیری را به شرط ماندن شاه پذیرفت</strong>

تلاش‌های مختلف برای کشاندن غلامحسین صدیقی به نخست وزیری عملاً بی‌نتیجه ماند. نام غلامحسین صدیقی، استاد دانشکده علوم اجتماعی و رییس پژوهشگاه این موسسه و یکی از معتبرترین شخصیت‌های ملی کشور و وزیرکشور کابینه مرحوم مصدق که پیش از این یکی دو بار به عنوان نامزد پست نخست وزیری مطرح شده بود، مجدداً مطرح شد.

گفته شد غلامحسین صدیقی برای احراز پست نخست وزیری طی ملاقاتی با شاه، با وی گفت و گو کرد. علی میرفطروس گفته است‌:

«تنها شخصیت ممتاز و برجسته جبهه ملی، دكتر غلامحسین صدیقی بود كه در طول این سال‌ها به فعالیت‌های فرهنگی و تحقیقاتی مشغول بود. او با تأسیس دانشكده علوم اجتماعی و تربیت دانشجویان بسیار، نقش بسیار مهمی در رواج جامعه‌شناسی و تحقیقات اجتماعی در ایران داشت».

وی در ادامه گفت:‌ «در بحران سال ۵۷، صدیقی ـ علی‌رغم مخالفت ۲۵ ساله‌اش با شاه ـ با او ملاقات كرد و مسوولیت نخست وزیری شاه را پذیرفت با این شرط كه «شاه از ایران خارج نشود» در شبی كه بسیاری از رهبران و مسوولان جبهه ملی برای شنیدن توضیحات دكتر صدیقی در خانه‌اش جمع شده بودند، عموماً با تصمیم صدیقی برای ملاقات با شاه و پذیرفتن نخست وزیری مخالفت كردند».

میرفطروس ادامه داد: «اما صدیقی ضمن تأكید بر ضرورت این ملاقات و آینده سیاهی كه با استقرار حكومت خمینی در انتظار ایران است، با صدایی لرزان گفت: «روزی خواهد آمد كه شما در مرزهای بین‌المللی از آوردن نام ایران و ایرانی خجل و شرمسار باشید». از سوی دیگر سخنگوی جبهه ملی اعلام کرد بین کریم سنجابی و دولت نظامی ملاقات‌هایی انجام شده است».

[[photow01]]

<strong>بازداشت در سنندج</strong>

در ادامه سیاست‌های نظامیان در مناطق کُرد‌نشین، دولت در سنندج عده‌ای را بازداشت کرد. مردم از ترس جان خود در مساجد متحصن شدند.

همچنین در تجمع مردم شهر زنجان در مراسم شب هفت شهدا، به درگیری با مامورین انجامید و مجسمه شاه و فرح با پتک خرد شد.

همچنین گروهی از روحانیون مبارز تهرانی با انتشار اعلامیه‌ای در مورد حرکت انقلابی مردم مسلمان ایران، از جهانیان خواستند به خواسته‌های انقلابی آنان گوش فرا دهند. در تهران نیز در رویارویی مردم و مامورین در تهران، سه مامور رژیم در اثر پرتاب کوکتل کشته شدند.

<strong>ازهاری هشت وزیر نظامی جدید را وارد کابینه خود کرد</strong>

کابینه ارتشبد ازهاری که در ابتدای امر نه نفر آنان، شامل چهار وزیر کابینه شریف‌امامی به شاه معرفی شده بود، روز ۲۵ آبان ۵۷ با هشت وزیر نظامی جدید کامل شد.

قرار است کابینه مذکور پس از تکمیل از مجلس شورای ملی رأی اعتماد بگیرد. آیت‌الله خمینی در مورد کابینه ازهاری گفت:

«تغییر دولت‌ها، تأثیری در نهضت عمومی مردم ایران ندارد. دولت‌ها، چه دولت نظامی باشند و چه دولت‌های دیگر، نمی‌توانند مسایل را حل كنند، یعنی قیامی كه از مردم صادر شده، این قیام را بشكنند». کابینه ازهاری روز ۲۷ آبان رأی اعتماد گرفت.

[[photow02]]

<strong>نخست وزیر انگلیس، مجدداً سیاست‌های شاه را تائید کرد</strong>

در حالی که حکومت شاه به طرق مختلف زیر فشار شدید داخلی و خارجی قرار گرفته است، نخست وزیر انگلیس مجدداً سیاست‌های شاه را تائید کرد.

رییس جمهور فرانسه نیز علی‌رغم حضور آیت‌الله خمینی در این کشور تاکید کرد که از سیاست‌های محمدرضا پهلوی حمایت می‌کند.

<strong>یک ژنرال نمیری برای ایران</strong>

روزنامه تایمز گزارش داد شاه سخت در تلاش است راه‌حلی برای سر کار آوردن جبهه ملی به صورت یک دولت غیرنظامی پیدا کند.

سرویس جهانی بی‌بی‌سی اشاره کرد که آمریکایی‌ها گفته‌اند، در صورت لزوم، با رفتن شاه و برقراری جمهوری موافقت خواهند کرد، مشروط بر آن‌که فردی نظامی، مانند نمیری در سودان، در رأس امور قرار گیرد.

چنین نقشه‌ای در حقیقت بر خمینی و همچنین بر انتخابات آزاد، سال‌های سال خط بطلان می‌کشد.

<strong>دستگیری بازرگانان رفسنجانی</strong>

در پی چندین روز اعتصاب و تعطیلی در بازارهای رفسنجان، نیمه شب دیشب چند تن از بازرگانان سرشناس رفسنجان دستگیر شدند. لازم به یادآوری است که بازار این شهر چندی است در حال اعتصاب به سر می‌برد.]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_145.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_145.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 26 Nov 2008 14:00:37 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«تیر خلاص بر شقیقه رژیم شاه»</title>
         <description><![CDATA[<em><center>چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر ۱۴ نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>تیر خلاص بر شقیقه رژیم شاه</strong>

پنجمین شماره هفته‌نامه «ایرانشهر» به سردبیری احمد شاملو منتشر شد. سرمقاله این شماره که در تاریخ ۲۶ آبان ۵۷ در لندن منتشر شده، توسط ضیاء موحد با عنوان «تیر خلاص بر شقیقه رژیم شاه» نوشته شده است.

در مقدمه این سرمقاله آمده است: «اهمیت اعتصاب صنعت نفت به عنوان تیرخلاص بر شقیقه رژیم شاه می‌باید به طرز وسیعی برای مردم توضیح داده شود. مفسران مطبوعات، رادیو و تلویزیون‌های غرب، با وحشت‌زدگی اعلام می‌کنند که اگر این اعتصاب تا ۱۵روز دیگر ادامه یابد، اثری فلاکت‌بار در معادلات سیاسی جهان به وجود خواهد آورد».

در این سرمقاله همچنین نوشته شده است: «با ادامه اعتصاب کارگران نفت به ناگهان ماهیت وحشت‌انگیز رژیم شاه برملا گردید. روزنامه‌ها و رادیو تلویزیون‌های آمریکا و انگلیس در برابر این اعتصاب سرنوشت‌ساز به ناگهان تغییر چهره دادند. صفحه اول روزنامه‌ها و اولین خبر رادیو تلویزیون‌ها به وقایع ایران اختصاص یافت».

در ادامه نوشته شده است: «واقعیت شاه هرگز چنین عریان نشان داده نشده بود. رژیم شاه تنها نوکر بی‌جیره و مواجب آمریکا و انگلیس نیست، بلکه برای فقط این نوکری جیره و مواجبی هم معادل تمام ثروت ملی ایران به آنان می‌پردازد. رژیم شاه از آن‌رو غارتگران بین‌المللی را در تاراج ثروت ملی ایران آزاد گذاشته است که به او در سرکوبی مبارزات ملت ایران کمک می‌کنند».

در ادامه این سرمقاله آمده است: «وسایل شکنجه به او بفروشند، متخصصان شکنجه برایش بفرستند، روش‌های کشف گروه‌های چریکی به ماموران امنیتش بیاموزند، تا همچنان بتواند لایق‌ترین جوانان مملکت را به سپیده‌دمان اعدام بسپارد».

در ادامه این سرمقاله ضیاء موحد دست حکومت شاه را به «خون برادران عرب، برادران سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، مبارزان سیاه‌پوست رودزیا» نیز آلوده می‌بیند و در ادامه سرمقاله می‌نویسد:

«اکنون می‌توان به وضوح علت دفاع بی‌قید و شرط آمریکا و انگلیس را از رژیم شاه دریافت. اینان هرگز نوکری چنین خدمت‌گذار و پربهره نداشته‌اند. برای اینان از دست دادن چنین حلقه‌ای از سلسله دست‌نشاندگان دست به سینه ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر است».

ضیاء موحد در پایان مقاله در مورد اظهارات تلویزیونی شاه چنین نوشته است : «تضرع نوکرانه شاه که اشتباهات گذشته تکرار نخواهد شد با ماهیت رژیم او در تناقض است. رژیم نوکر شاه نمی‌تواند اشتباه نکند. شرط بقای رژیم شاه در اشتباه کردن است. بزرگ‌ترین اشتباه شاه این است که لحظه‌ای از اشتباه کردن غفلت ورزد».

<strong>اعتصاب تا آزادی کامل قلم</strong>

با دستگیری محمود اعتماد‌زاده، باقر پرهام، نعمت میرزازاده (‌م.آذرم) و حمله نظامیان به مراکز مطبوعاتی، هیأت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات اعلام اعتصاب نامحدود کرد.

این گروه در آخرین بیانیه خود که در شماره پنجم نشریه «ایرانشهر» در لندن منتشر شده است، اعلام کرد سندیکا تا قطع کامل سانسور و تامین آزادی قلم به اعتصاب خود ادامه خواهد داد.

در این بیانیه آمده است: «پاسداران آزادی قلم در مطبوعات، هم‌اکنون در شرایطی از زمان به سر می‌برند که دولت ایران از آن آگاه است و به همین دلیل شاید نیاز بر این‌که بگوییم چرا بار دیگر ناگزیر شدیم قلم‌ها را به زمین بگذاریم نباشد».

در این بیانیه آمده است: «ما در مهرماه در طی اعتصابی که در آن نویسندگان و خبرنگاران و همچنین برادران عزیزمان در واحدهای کارگری و اداری مطبوعات شرکت داشتند، از دولت شریف‌امامی اعلامیه‌ای را دریافت کردیم».

در ادامه بیانیه آمده است: «طی آن اعلامیه، ۱. دولت آزادی مطبوعات را برابر قانون اساسی تضمین می‌کند. ۲. دولت عدم دخالت و اعمال نفوذ مستقیم و غیرمستقیم دستگاه‌ها و مقامات دولتی را در انجام وظایف قانونی کارکنان مطبوعات کشور تضمین کرد. ۳. دولت امنیت حرفه‌ای کلیه کارکنان مطبوعات کشور را با این تاکید که مرجع رسیدگی به هرگونه تخلف مطبوعاتی برابر قانون اساسی مقامات قضایی مملکت هستند، تضمین کرد».

در ادامه این بیانیه توضیح داده شده است: «از سحرگاه روز دوشنبه، پانزدهم آبان‌ماه جاری در شرایطی کاملاً متفاوت از روز قبل قرار گرفتیم. ناگهان واحدهای مطبوعاتی اشغال شد و جمعی از دوستان قلم‌زن ما دستگیر شدند و جمعی دیگر امکان حضور در سر کار را نیافتند، چون تحت تعقیب قرار گرفته‌اند».

نویسندگان این بیانیه آن‌گاه خواستار آزادی روزنامه‌نگاران بازداشت شده، خودداری از دستگیری دیگر نویسندگانی که تحت تعقیب هستند و محترم شمردن آزادی مطبوعات در چارچوب قانون اساسی شدند.

<strong>افزایش پروازهای اسرائیل به ایران</strong>

براساس شایعه‌ای که در شهر تهران پیچید، پروازهای اسرائیل به ایران به شدت افزایش یافته است. در میان انقلابیون گفته می‌شود علت افزایش تعداد پروازهای اسرائیل به ایران، اعزام کارشناس نظامی برای سرکوب مخالفین گزارش شده است.

<strong>آیت‌الله خمینی: آتش‌سوزی‌ها کار دستگاه است</strong>

پیام آیت‌الله خمینی خطاب به کارمندان و کارگران اعتصابی شرکت نفت صادر شد. در قسمتی از این پیام آمده است:

«سلام من و ملت ایران بر کارگران و کارمندان شرکت نفت ایران... اعتصاب شما هر روز و هر ساعتش، با ارزش و کوبنده است».

آیت‌الله خمینی در پاسخ به این‌که چرا مردم اماکن را خراب می‌کنند؟ گفت: «اکثر آتش‌سوزی‌های اخیر از طرف دستگاه بوده است و مردم فقط مراکز فحشا و استثمار را از بین می‌برند».]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_144.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_144.html</guid>
        
        
         <pubDate>Tue, 25 Nov 2008 18:28:18 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«انگلیس هنوز به ایران اسلحه می‌فروشد»</title>
         <description><![CDATA[<em><center>سه‌شنبه ۲۳ آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر ۱۳ نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>انگلیس هنوز به ایران اسلحه می‌فروشد</strong>

معاون وزیر امور خارجه انگلیس بر حمایت خود از شاه ایران تاکید کرد. در روز ۲۳ آبان ۵۷ در مجلس اعیان انگلستان موضوع ایران مطرح شد.

معاون وزیر امور خارجه گفت: «ما باید از شاه ایران حمایت کنیم». به همین دلیل رادیو بی‌بی‌سی اعلام کرد: «انگلیس هنوز مایل است به ایران اسلحه بفروشد».

هفته‌نامه «ایرانشهر» که در لندن چاپ می‌شود در مقاله‌ای با عنوان «ایران تاکنون قراردادهای خرید اسلحه از انگلیس را حتی کاهش نداده است» گزارشی از روابط ایران و انگلیس در مورد فروش اسلحه ارائه داد.

براساس این گزارش به نوشته روزنامه تایمز هفتم نوامبر ۱۹۷۸ «تا امروز از طرف شاه ایران نه تنها هیچ‌گونه اقدامی در جهت کاهش خرید اسلحه نشده بلکه حتی روز دوشنبه گذشته مذاکرات دیگری هم برای سفارش خرید اسلحه انجام شده است که رقم آن در حدود چندین هزار میلیون پاند است».

[[photow01]]

<strong>پالایشگاه آبادان اشغال شد</strong>

با اشغال پالایشگاه نفت آبادان توسط نظامیان، کارگران اعتصابی مجبور به رفتن سر کارها شدند. این اقدام در حالی رخ داد که در جریان اعتصاب صنعت نفت، فشارهای بین‌المللی به حکومت افزایش یافته بود.

از سوی دیگر، درگیری در شهرهای خوزستان ادامه دارد. یک شایعه می‌گوید: «در جریان تیراندازی مامورین نظامی به تجمع مردم خرمشهر، یک کودک در آغوش مادرش جان باخت. یکی از سربازان که از این جنایت به شدت متأثر شده بود، با شلیک تیر به سوی فرمانده خود، او را کشت».

شایعه دیگری که در خوزستان مطرح شد این است که «تا کنون دولت اسامی چهار تن از کشتگان اخیر شهر اهواز را اعلام کرده است. اما فرمانداری نظامی به خانواده کشتگان گفته است حق پوشیدن لباس سیاه ندارند و برای گرفتن جنازه‌های خود در ازای هر گلوله باید ۲۷۰ تومان پرداخت کنند. از طرفی ساواک، رییس صندوق قرض‌الحسنه شهر را تهدید کرده است اگر به اعتصابیون شرکت نفت کمک کند، خانه‌اش منفجر خواهد شد».

به نظر می‌رسد دولت نظامیان علاوه بر درگیری‌های شهری در جنگ روانی نیز بازی را باخته است.

<strong>خارجی‌ها از ایران می‌روند</strong>

به گفته پرویز راجی، سفیر دولت شاهنشاهی در لندن، بحران خروج متخصصان خارجی دامنگیر صنعت نفت شده است. وی در خاطراتش در روز ۲۳ آبان نوشت:

«بعد‌از‌ظهر پرویز مینا را دیدم. گفت عزیمت خارجیان از ایران شروع شده و خودش توانسته با اعمال نفوذ جایی در هواپیما دست و پا کند و از تهران درآید. می‌گفت ماه‌های زمستان هنگامی است که چرخ‌های صنعت نفت می‌باید برای صادرات و مصرف داخلی با تمام ظرفیت به کار افتد».

راجی در ادامه نوشته است: «اگر اعتصاب کارگران نفت فیصله نیابد، ذخایر سوخت در ظرف ۱۵ روز به انتها می‌رسد. آنچه مسلم است کمبودهایی در کار خواهد بود، ولو کارگران فردا صبح سرکار برگردند. تیمسار اویسی با او مشورت کرده بود و پرویز نظر خود را گفته بود. اما خواسته‌های کارگران نفت جنبه سیاسی دارد، و او به خارج آمده مبادا از او بخواهند اداره صنعت بیماری که بیماری‌اش سیاسی است، برعهده بگیرد».

[[photow02]]

<strong>درگیری در شهرها ادامه دارد</strong>

به گفته منابع آگاه، تهران و شهرستان‌ها در روز جاری همچنان صحنه درگیری نظامیان و مردم بود. در تهران با افزایش روزافزون کشته‌ها، بهشت زهرای تهران به صورت یک میعادگاه مردم شهر درآمده است.

علاوه بر تهران در شهرهای دیگر نیز درگیری‌هایی رخ داد. در شهر سنقر کلیایی برسر نصب تصاویر آیت‌الله خمینی به یکی از مدارس این شهر میان ماموران نظامی و دانش‌آموزان درگیری رخ داد.

به نوشته «ایرانشهر» در شهرهای همدان، کرمانشاه، مریوان، ایلام، لاهیجان، بابل، نوشهر، بندرعباس و شیراز درگیری‌های مختلفی رخ داد و تعدادی از مردم و ماموران کشته شدند.

در شیراز آیت‌الله بهاء‌الدین محلاتی در محکومیت دولت نظامی اعلامیه‌ای منتشر کرد. در اهواز نیز به اتومبیل رییس آمریکایی شرکت سرویس‌های نفتی بمب آتش‌زا پرتاب شد. به دنبال این درگیری‌ها دولت‌های کانادا و هلند اتباع خود را از ایران احضار کردند.

<strong>اشغال دفتر هواپیمایی ایران در لندن</strong>

دفتر هواپیمایی ملی ایران در لندن توسط گروهی از دانشجویان مخالف اشغال شد. به نوشته هفته‌نامه «ایرانشهر» نمایندگان گروه‌های مختلف دانشجویان ایرانی مقیم بریتانیا طبق یک برنامه مشترک دفتر هواپیمایی ملی ایران در لندن را اشغال کردند.

در این اقدام دانشجویان تصاویر شاه را پاره کردند و دیوارها و ویترین را با شعارهای مخالف حکومت پر کردند. به گفته «ایرانشهر» پلیس بعد از ۲۰ دقیقه به محل رسید و هشت تن از دانشجویان را دستگیر کرد.

از این عده دو تن به قید ضمانت آزاد شده و شش نفر دیگر دست به اعتصاب غذا زدند. سفیر ایران در لندن در یادداشت‌های خود نوشت:

«ساعت یازده و ربع یکی از ماموران امنیتی سفارت تلفن کرد که یک گروه هشت نفری، به عنوان مسافر وارد دفتر هواپیمایی ملی در لندن شده‌اند، عکس‌های شاه را پاره کرده به آن‌ها اسید پاشیده‌اند و عکس‌های خمینی جای آن‌ها آویخته‌اند. دیوارها غرق شعار است و خرابی و خسارت زیادی بار آمده است».]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_143.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_143.html</guid>
        
        
         <pubDate>Tue, 25 Nov 2008 12:25:42 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«سنجابی، مرد ضعیفی است»</title>
         <description><![CDATA[<em><center>دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر دوازدهم نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>برادر ارتشی! تا کی برادرکشی!</strong>

براساس خبرهای منتشره در واحدهای ارتش، دو دستگی به وجود آمد، عده‌ای از نظامیان از اجرای دستور فرمانده‌هان خود در مورد شلیک به مردم خودداری کردند.

خبرها حاکی از این است که واحدهایی از نیروهای نظامی از دستور فرماندهان خود در رویارویی با ملت سرپیچی کردند.

همچنین گفته شده است که تعداد سربازان فراری از سربازخانه‌ها افزایش یافت. در شماره‌ی پنجم هفته‌نامه «ایرانشهر» احمد شاملو که روز ۲۶ آبان در لندن منتشر شد، در مقاله ای با عنوان «برادران ارتشی! می‌دانید چه می کنید؟» آمده است:

«برادران ارتشی می‌دانید اگر شاه حتی برای مدت کوتاهی ثبات نسبی پیدا کند، چه تصفیه‌ای در ارتش خواهد کرد؟ می‌دانید پس از آشکار شدن بستگی ناگزیر گروه کثیری از برادران شریف و آگاه ارتشی با ملت ایران، شاه چه نقشه‌ای برای ارتش کشیده است؟ می‌دانید اگر شاه موفق شود به اعتصابات، به خصوص اعتصاب سرنوشت‌ساز کارگران نفت، آن هم به دست شما پایان دهد، نه تنها شما مسوول قتل عامی خواهید بود که شاه با غیرارتشیان می‌کند، بلکه مسوول قتل عام برادران ارتشی خود نیز خواهید بود».

در ادامه آمده است: «می‌دانید اگر شاه بماند تمام رده‌های عالی ارتش زیر نظر افسران آمریکایی ـ انگلیسی و اسرائیلی قرار خواهند گرفت؟ این نقشه‌ای بود که آغاز گردیده بود و هیچ‌کس به اندازه شما از آن اطلاع نداشت. اکنون این نقشه‌ی خائنانه با انقلاب مردم ایران ناتمام مانده است. می‌دانید همکاری با شاه یعنی کمک به پایان این نقشه؟ می‌دانید همکاری با شاه یعنی به اسارت درآوردن خود در زنجیر آمریکا و انگلیس و نوکران آنان؟»

[[photow01]]

<strong>تهران در خاموشی فرو رفت</strong>

براثر اعتصاب کارگران کارخانه برق تهران، خاموشی تهران را فرا گرفت. جریان اعتصاب از شب ۲۲ آبان آغاز شد و تهران هر شب با خاموشی برق مواجه شد.

هم‌زمان با همین واقعه، کارمندان تلویزیون از مردم خواستند تا تلویزیون‌های خود را خاموش کنند، به دلیل این‌که نظامیان در کارهای آنان نظارت می‌کنند. هفته‌نامه ایرانشهر نوشت:

«نویسندگان و خبرنگاران جراید از مردم خواستند تلویزیون‌های خود را روشن نکنند، زیرا مطالب آن از طرف حکومت نظامی کنترل می‌شود. کارکنان رادیو و تلویزیون پشتیبانی کامل خود را از اقدام روزنامه‌نگاران و کارکنان چاپخانه‌ها اعلام کردند».

<strong>کارمندان مخابرات، مستشاران آمریکایی را بیرون کردند</strong>

در پی گسترش تهاجمات و حملات انقلابیون به کارمندان و کارکنان خارجی شاغل در ایران، کارمندان آمریکایی شرکت مخابرات ایران توسط نیروهای انقلابی این شرکت اخراج شدند.

این کارکنان موفق به بازگشت به سر کارشان نشدند. هم‌زمان با همین موضوع، ۴۰۰ دانشجوی ایرانی در واشنگتن علیه حضور مشاورین نظامی و اطلاعاتی آمریکا در ایران تظاهرات کردند.

[[photow02]]

<strong>مشاور سیاسی کارتر: شاه متحد وفادار ماست</strong>

هم‌زمان با اوج‌گیری موج ضدآمریکایی در ایران، مشاور سیاسی کارتر گفت ما تمام رویدادهای ایران را دنبال می‌کنیم و برای هر رویدادی نقشه‌ای آماده داریم.

کارتر نیز گفت ما به شاه مانند یک دوست و متحد وفادار می‌نگریم و جریان‌های اخیر ایران به عنوان یک بحران در سیاست خارجی کارتر، مورد بررسی قرار دارد.

هم‌زمان با همین موضوع، براساس اسناد منتشره سفارت آمریکا، علی امینی که برای تشکیل شورای سلطنت در حال تلاش است، ضمن تماس با یکی از افراد نزدیک و مورد اعتماد سفارت آمریکا، از وی خواست تا سالیوان در ملاقاتش با شاه وی را برای انجام این کار متقاعد سازد.

<strong>سنجابی مرد ضعیفی است</strong>

پرویز راجی، سفیر ایران در لندن در یادداشت‌های روز ۲۲ آبان خود نوشت: «ناهار با مایکل وبر بودم. گفت تونی پارسونز و بیل سالیوان، تقریباً به طور روزمره اعلی‌حضرت را می‌بینند و بنا بر تلگراف‌های سالیوان که مایکل در واشنگتن دیده بود، بیشتر حرف‌ها را تونی می‌زند. امید فراوانی به تشکیل یک دولت ائتلافی آشتی ملی دارند».

راجی در ادامه نوشته است: «ابتدا قرار بود انتظام، نخست وزیر شود، ولی او واقعاً به علت کسالت نمی‌پذیرد. سپس صحبت امینی پیش می‌آید و عضویت امثال سنجابی و بازرگان و پسر شریعتمداری در هیات دولت، اما جبهه ملی در آخرین دقیقه زیر حرف خود می‌زند».

مایکل گفت: «سنجابی مرد ضعیفی است، در پاریس زیادی درجا زد، و حالا، البته، دیگر کسی نمانده که بشود با او صحبت کرد. پرسید چیزی به نظر من می‌رسد. دو دل، درباره ضرورت مسلم یافتن نوعی راه‌حل سیاسی، مطالبی من من کردم و افزودم ارزشیابی وزارت خارجه انگلیس به نظر من زیادی بدبینانه است. مایکل گفت: تو خودت هم خیلی غرق در خوشبینی نیستی. تونی پارسنز، از درد ناچاری پیشنهاد می‌کند دولتی موقت از افراد خوشنام و قابل اعتماد، ولو سیاستمدار نباشند، تشکیل شود. اما فوری به مشکل اسامی برمی‌خوریم».

[[photow03]]

<strong>سیامک زند: شاه قصاب است</strong>

تلویزیون انگلیس در خبرهای اول شب، مصاحبه‌ای با یک ایرانی به نام سیامک زند پخش کرد. سیامک زند ادعا می‌کرد از کارمندان عالی‌رتبه وزارت دربار است.

وی از انگلستان درخواست پناهندگی سیاسی کرده است. سیامک زند شاه را فاسد و مسوول کلیه کشتارها خواند و در مصاحبه تلویزیونی‌اش گفت: «شاه قصاب است».

وقتی پیتر اسنو، مصاحبه‌کننده تلویزیون، از او پرسید چه توجیهی برای اثبات لفظ «قصاب» دارد، زند گفت چون روز جمعه سیاه، هفدهم شهریور، شاه شخصاً در هلیکوپتری بود که به روی تظاهر‌کنندگان شلیک می‌کرد. ]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_141.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_141.html</guid>
        
        
         <pubDate>Sat, 22 Nov 2008 20:45:29 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«انقلاب، صنعت نفت را فلج کرد»</title>
         <description><![CDATA[<em><center>یکشنبه بیست ویکم آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر یازدهم نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>انقلاب صنعت نفت را فلج کرد</strong>

کارگران اعتصابی در آبادان و اهواز دست به تظاهرات زدند. اعتصاب در صنعت نفت تاثیر بسیاری بر وضع کشور و دولت گذاشته و به همین دلیل نظامیان تلاش کردند که کارگران را به سر کار برگردانند. 

تلویزیون ملی ایران که توسط نظامیان اداره می‌شود، اعلام کرد که کارگران اعتصاب کننده سرکار برگشتند، اما به نوشته هفته‌نامه ایرانشهر «علی‌رغم ادعاهای دولت و بعضی خبرنگاران خارجی، فقط ده درصد از کارکنان نفت به سرکار برگشتند.»

‌این هفته‌نامه افزود: «سربازان در سراسر پالایشگاه و تاسیسات نفت پاس می‌دهند و کارگران را با زور اسلحه و تهدید به سرکار برمی‌گردانند. دولت دوازده نفر از رهبران اعتصاب را دستگیر کرده است.»

روزنامه واشنگتن پست در سرمقاله‌اش با عنوان «اعتصاب نفت ایران» نوشت: «همه کشورهائی که نفت مصرف می‌کنند به‌طور مستقیم علاقمند به برقراری مجدد ثبات سیاسی در ایرانند.»

این روزنامه نوشت: «وزارت خارجه در واشنگتن می‌گوید که قربانیان منطقه نفتی کارگرانی بوده‌اند که در برابر سربازان و ارتش که برای حفظ موسسات نفتی فرستاده شده بودند، مقاومت کردند.»

[[photow01]]

<strong>پاسخ آیت‌الله منتظری به نامه آیت‌الله خمینی </strong>

در پاسخ به نامه آیت‌الله خمینی برای آیت‌الله منتظری که به مناسبت آزادی ایشان از زندان ارسال شده بود، نامه‌ای از سوی آیت‌الله منتظری برای آیت‌الله خمینی فرستاده شد. ‏

در پيامى كه آیت‌الله خمينى در روز هشتم آبان ۵۷ خطاب به آيت‌الله منتظرى به‏ ‏مناسبت آزادى وی صادر كرد، نوشت: ‏

«هيچ از دستگاه جبار جنايتكار تعجب نيست كه مثل جنابعالى‏ ‏شخصيت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سال‌ها از آزادى،‏ ‏ابتدايى‌ترين حقوق بشر محروم، و با شكنجه‌هاى قرون وسطايى با او و‏ ‏ساير علماى مذهب و رجال آزاديخواه رفتار كند. خيانتكاران به كشور و‏ ‏ملت از سايه مثل شما رجال عدالتخواه مى‎ترسند. بايد رجال دين و‏ ‏سياست در بند باشند تا براى اجانب و بستگان آنان هرچه بيشتر راه چپاول‏ ‏بيت المال و ذخائر كشور باز باشد.»

[[photow02]]

<strong>غلامرضا نیک‌پی، شهردار پیشین تهران بازداشت شد</strong>

غلامرضا نیک‌پی که از سال ۱۳۴۸ تا سال ۱۳۵۶ به مدت ۸۹ ماه شهردار تهران بود، توسط دولت ازهاری بازداشت شد. نیک‌پی اولین شهرداری بود که طرح جامع شهر تهران را تدوین کرد. 

به نوشته بی‌بی‌سی «در سال ۱۳۵۴ که درآمد حاصل از نفت چهره تهران و شهرهای کشور را تغيير داده بود، با توجه به احاطه کامل حکومت به بازار و شاخه‌های آن، غلامرضا نيک پی، شهردار وقت تهران ماموريت يافت تا کاری را که در سال‌های گذشته آغاز شده بود، به انجام برساند.»

غلامرضا نيک پی بعد از انقلاب، به جرم سخت‌گيری در اجرای قوانين و مجوزها، بعد از انقلاب در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.

<strong>برای احترام به دین، ساعت‌ها به عقب کشیده شد</strong>

خبرگزاری فرانسه گزارش داد: «دولت به عنوان اعطای یک امتیاز دیگر به مخالفین مذهبی، دستور داد که ساعت‌ها، نیم ساعت به عقب کشیده شود. لازم به یادآوری است، چندی پیش دولت برای صرفه‌جویی در برق دستور داده بود که ساعت‌ها، نیم ساعت جلو کشیده شود که این امر با مخالفت مردم مواجه شده بود.»

[[photow03]]

<strong>وضع هویدا در هر حال وخیم است</strong>

پرویز راجی، سفیر وقت ایران در لندن در خاطرات خود نوشت هرالد تریبیون در صفحه اول خود عکس بزرگی از آیت الله خمینی را چاپ کرد. 

وی نوشت: «خانم افشار، همسر وزیر خارجه، زنی خوشرو، جذاب و دوست داشتنی، برای ناهار آمد. والاحضرت فاطمه گفته بود برای قهوه به ما ملحق می‌شود، ولی تا ناهار را شروع کردیم رسید. هرالد تریبیون امروز در صفحه اول خود عکس بزرگی از خمینی دارد و همین روحیه خانم‌ها را خراب کرده است. والاحضرت راجع به هویدا سوال کرد. گفتم هرچه پیش آید، وضع او وخیم به نظر می‌رسد. اشک چشمش را پاک کرد و پرسید: «می کشندش؟»
]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_142.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_142.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سی سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 22 Nov 2008 14:29:13 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سنجابی و فروهر بازداشت شدند</title>
         <description><![CDATA[<em><center>شنبه بیستم آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر دهم نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>سنجابی و فروهر بازداشت شدند</strong>

دکتر کریم سنجابی و داریوش فروهر هنگام مصاحبه مطبوعاتی بازداشت شدند. مقامات نظامی ایران، کریم سنجابی رهبر جبهه ملی ایران را که یک روز قبل پس از ملاقات با آیت‌الله خمینی از پاریس بازگشته بود، قبل از شرکت در یک کنفرانس مطبوعاتی بازداشت کردند. 

[[photow01]]

سنجابی در آخرین اظهاراتش در پاریس خواستار سرنگونی حکومت پهلوی شده بود. پرویز راجی سفیر ایران در لندن در خاطرات مربوط به روز بیستم آبان ۵۷ خود نوشت: «اخبار سه بعدازظهر گزارش داد که سنجابی، در شرف آغاز یک مصاحبه مطبوعاتی توسط یک سرتیپ و چند مامور غیرنظامی ساواک دستگیر شده است.آدم یاد اروپای شرقی می‌افتد.» 

وی نوشت: «مقامات نظامی مشغول دستگیری سرکرده‌های مخالفان‌اند. تلگرافی به افشار فرستادم که به مسوولین تذکر بدهد در رفتار خود با بازداشت شدگان، رعایت حداقل ضوابط اخلاقی را بکنند، وگرنه بار دگر مشتمان نزد سازمانهای حقوق بشر خارج کشور باز می‌شود.»

<strong>اعتصاب شرکت نفت گسترده شد</strong>

به کارگران اعتصابی شرکت نفت نسبت به ادامه اعتصاب اخطار داده شد. مسوولان امر برای بازگشت کارگران به سرکار وعده بیست و دو درصد اضافه حقوق دادند. با این وجود تظاهرات و اعتصاب در شرکت نفت ادامه دارد. 

<strong>حمله انقلابیون به آمریکایی‌ها</strong>

حمله مردم به کارکنان خارجی و به خصوص آمریکایی‌ها در کشور به صورت موج گسترده‌ای درآمده است. در دومین حمله مردم به اتوبوس آمریکایی‌ها در بهبهان، عده‌ای مجروح شدند. 

در شوشتر نیز بیست خانه آمریکایی‌ها تخریب شد. در موارد دیگر نیز یادداشت‌های تهدیدآمیزی از سوی نیروهای انقلابی برای خارجی‌های مقیم ایران ارسال شده است. به دنبال یادداشت‌های تهدیدآمیز علیه ده‌ها خارجی و به طور عمده آمریکایی‌ها، متخصصان خارجی آماده خروج از مناطق نفتی هستند. در همین رابطه کره جنوبی کلیه اتباع خود را از ایران فراخواند.

<strong>تظاهرات در عید قربان برگزار شد</strong>

در روز عید قربان، در شیراز و مشهد تظاهرات بزرگی برپا شد. همچنین گروهی از نظامیان در خرمشهر از اقامه نماز جماعت یک امام جماعت یکی از مساجد شهر جلوگیری کردند. 

گروهی از مردم در اعتراض به این عمل دست به تظاهرات زدند. گفته می‌شود که به سبب تیراندازی مامورین سیزده نفر کشته شدند. همچنین در جریان تظاهرات مردم آبادان، یک کودک خردسال مجروح شد.

<strong>شعار علیه شاه در مراسم حج</strong>

با وجود ممانعت و ناراحتی دولت و ماموران حکومت عربستان سعودی، گروهی از حجاج ایرانی- که برخی از حجاج سایر کشورها نیز با آنان همراهی می‌کردند- در مراسم حج علیه رژیم شاه شعار دادند. دو هفته قبل آیت‌الله خمینی در پیامی که به مناسبت حج از پاریس صادر کرده بود، از حجاج خواسته بود از موقعیت حج برای مخالفت با حکومت استفاده کنند.

<strong>همایون مازندی از تهیه فیلم از آیت‌الله خمینی بازماند</strong>

از کار همایون مازندی خبرنگار یونایتدپرس که با خرج خودش گروهی فیلمبردار تلویزیونی استخدام کرده و قصد مصاحبه و ساخت فیلمی از آیت‌الله خمینی در پاریس داشت، جلوگیری شد. 

پرویز راجی، سفیر ایران در لندن در خاطراتش نوشته است؛ «پس از ناهار همایون مازندی برای گفتگو درباره مصاحبه‌اش با خمینی به سفارت آمد. به گفته خودش، هیجان عاطفی شدیدی که دامنگیرش شده بود و حرفه‌ای نبودنش، کار را خراب کرده بود. به او اتهام می‌زنند که «ساواکی» است و بیرونش می‌اندازند. 

در روی پله‌های بیرون خانه آیت‌الله بغضش می‌ترکد و مدت درازی گریه می‌کند. و آخر سر برمی‌گردد. فیلم مصاحبه‌اش را با آیت‌الله به من سپرد. به او قول دادم فکر کنم با آن چه می‌توان کرد». نیت پاک، قدرت عمل، و شهامت فوق‌العاده او را ستودم.»

<strong>آیت‌الله شریعتمداری انقلاب را یک جنگ اجتماعی خواند</strong>

[[photow02]]

شش خبرنگار خارجی با آیت‌الله شریعتمداری گفتگو کردند. هفته‌نامه شماره پنجم ایرانشهر ۲۶ آبان ۵۷ نوشت، شش خبرنگار خارجی پس از بگومگوهای فراوان با محاصره‌کنندگان خانه آیت‌الله شریعتمداری در قم، بالاخره موفق شدند با وی مصاحبه کنند. 

این مرجع تقلید شیعیان به خبرنگاران گفت که بسیاری از افسران و افراد ارتش، از درجات مختلف، به او مراجعه کرده و گفته‌اند هر موقع لازم باشد آماده‌اند به نهضت مقاومت مردم بپیوندند. 

آیت‌الله شریعتمداری گفت بعضی از افسران و درجه‌داران به قدری از موقعیت خود افسرده و ناراحت بودند که هنگام صحبت بی‌اختیار اشک می‌ریختند. آیت‌الله شریعتمداری گفت: «آن‌چه در ایران اتفاق می‌افتد، یک جنگ اجتماعی است، نه یک پیکار مذهبی.»]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_140.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_140.html</guid>
        
        
         <pubDate>Fri, 21 Nov 2008 21:26:31 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سرمقاله شاملو: ایرانیان، اسلحه بردارید</title>
         <description><![CDATA[<em><center>جمعه نوزدهم آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر نهم نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>سرمقاله شاملو: ایرانیان، اسلحه بردارید</strong>

سرمقاله چهارمین شماره نشریه «ایرانشهر» احمد شاملو که در لندن منتشر می شود، در روز نوزدهم آبان ۱۳۵۷ منتشر شد. در این سرمقاله با عنوان «ایران سرتاسر تعطیل است» چنین نوشته شده است:

نویسنده برای آن دست به قلم می‌برد که چیزی را توضیح بدهد. ما در شرایط خاص موجود، برای آن می‌نویسیم که هشداری بدهیم، یا موضوعی را که مهم به نظر می‌رسد مطرح کنیم.

اما چه می‌توان گفت و چه می‌توان کرد در مواجهه با مردمی که عصیان‌شان را در سراسر تاریخ بشر الگویی نیست و نه فقط کادر خبری یک روزنامه، که حتی رهبران جنبش نیز از هر طرف و به هر سرعتی که بجنبند، نه پیشاپیش صفوف، که به دنبال آن‌ها قرار می‌گیرند؟

اینک آخرین خبرهای «ایرانشهر» است که از طریق تلفن به دست آورده‌ایم و ترجیح می‌دهیم خلاصه آن‌ها را جانشین سرمقاله این هفته کنیم. بی‌هیچ تفسیر و تعبیری و تنها به عنوان...

گوش کنید: همه جا اعتصاب است. همه جا... نیروگاه‌های برق فقط قسمت توربین‌هایش کار می‌کند. آن هم با اعلام این موضوع که اگر تا یک‌شنبه رژیم از پا درنیاید توربین‌ها را هم از کار می‌اندازند. بازارها در سراسر کشور تعطیل است.

شهرستان‌ها دست به مقاومتی غیرقابل تصور زده‌اند: روز چهارشنبه همدان بیش از یکصد نفر و قم بیش از بیست و پنج نفر تلفات داده است.

خانه آیت‌الله شریعتمداری با تانک و زره‌پوش به محاصره نظامیان درآمده است و به هیچ‌کس حق تماس با او را نمی‌دهند. مردم آمل دست به اسلحه برده‌اند.

تأسیسات نفتی در اعتصاب کامل است. اعلام این خبر از رادیوی اشغال شده ایران که «اعتصاب کارگران و کارکنان نفت شکسته» دروغ بی‌شرمانه‌ای بیش نیست.

شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در حال اعتصاب و اعتراض نسبت به حکومت قزاقان است. کارکنان، کارمندان، هیات تحریریه و کادر فنی روزنامه‌ها به طور یکپارچه نسبت به کابینه «وزارت جنگ» اعلام «اعتصاب نامحدود» کرده‌اند.

این موسسات، سراسر در اشتغال نیروهای نظامی است. در قوچان، مردم توانسته‌اند بخشی از نیروهای نظامی را خلع سلاح کنند.

روشنفکران و کادرهای سخنگوی مردم در حال جنگ و گریزند. ناصر پاکدامن و عده‌ای دیگر از سخنگویان «هفته همبستگی ملی» معلوم نیست کجا هستند.

اعلامیه‌‌ا‌ی که در جنوب شهر به طور وسیع پخش شده است همگان را به «اتحاد برای آزادی» دعوت کرده است. این اعلامیه بسیار مفصل دارای شش ماده تفصیلی است که از آن جمله است:

«اعتصاب عمومی تمام کارمندان دولت، دانشگاه‌ها و مدارس، بازار و اصناف، موسسات و شرکت‌های خصوصی و دست آخر: دعوت همگانی برای وارد آوردن ضربه نهایی به رژیم از طریق مبارزه مسلحانه، اینک آن پیام. آن راه‌حل نهایی ملت ما: ایرانیان، اسلحه بردارید.

[[photow01]]

<strong>اعلی‌حضرت باید از تانک استفاده کنند</strong>

لرد جرج براون در دیدار با شاه اظهار داشت: «اگر قرار است تانک‌ها کاری نکنند، پس فایده آوردنشان در خیابان چیست؟»

به نوشته پرویز راجی، سفیر ایران در لندن، در ملاقاتی که در روز نوزدهم آبان ۱۳۵۷ میان لرد جرج براون و همسرش در سفارت ایران رخ داد، وی گفت:

«در شرفیابی اخیر خود، اعلی‌حضرت را بسیار دلسرد یافته بود و برای تقویت روحیه شاه هرچه به عقلش رسیده بود گفته بود، از جمله این‌که اعلی‌حضرت باید خود تصمیم بگیرند چه قصدی دارند و اگر می‌خواهند بمانند نباید در توسل به اقداماتی که این هدف را تحقق می بخشد ـ از جمله استفاده بیشتر از نیروی نظامی و سپر بلا قرار دادن افرادی چون هویدا و نصیری دل‌نازکی به خرج دهند. شاه از این حرف جا می‌خورد و با شیوه کار پیشنهادی مخالفت می‌کند، اما جرج براون اصرار می‌ورزد که اگر قرار است تانک‌ها و سربازها کاری نکنند، پس فایده آوردنشان توی خیابان چیست؟»

<strong>هفتم سیزدهم آبان در بهشت زهرا برگزار شد</strong>

جمعه، نوزدهم آبان، جمعیت بسیاری در بهشت زهرا گرد آمدند و مراسم هفتم کشتگان سیزدهم آبان در دانشگاه تهران را برگزار کردند. این مراسم در ابعادی گسترده در اکثر شهرهای بزرگ ایران نیز برگزار شد.

<strong>چهارمین شماره «ایرانشهر» شاملو منتشر شد</strong>

چهارمین شماره هفته‌نامه «ایرانشهر» به سردبیری احمد شاملو در لندن منتشر شد. تیتر اصلی این شماره «ایرانشهر» که روز ۱۹ آبان ۵۷ چنین است: «ایران یکپارچه اعتصاب و تظاهرات شده است.» در شماره چهارم «ایرانشهر» مطالب زیر آمده است:

سرمقاله: ایران سراسر تعطیل است

پیام آیت‌الله خمینی به ملت ایران به مناسبت روی کار آمدن حکومت نظامی

گزارش ویژه: به دنبال کودتای آمریکایی شاه، ایران یکپارچه اعتصاب و تظاهرات است.

در آئینه مطبوعات جهان، قتل عام ۱۷ شهریور چند برابر قتل عام مای‌لای

گزارش اقتصادی: بحران ایران اقتصاد بریتانیا را فلج کرد.

سانسور مطبوعات ایران؛ از آغاز تا امروز

قسمت‌هایی از گفته‌های شاه: من صدای انقلاب شما را شنیدم.

کهن‌ترین داستان جهان؛ داستانی از رومن گاری، ترجمه ابوالحسن نجفی

سمبل قهرمانی در ادب مقاومت، غالی شکری، ترجمه: م. ح. روحانی

گزارش کنفرانس سران عرب در بغداد، معجزه‌ای که اتفاق نیفتاد

ایران از دیدگاه یک روزنامه‌نگار آمریکایی: «آیا ایرانیان شایسته دموکراسی و آزادی هستند؟»

[[photow02]]

<strong>اشرف پهلوی: هویدا اعلی‌حضرت را گمراه کرد</strong>

دیدگاه‌های مختلف در مورد دستگیری امیرعباس هویدا، مهم‌ترین نخست وزیر حکومت پهلوی که ۱۳ سال قدرت را در دست داشت و پس از دستگیری توسط حکومت نظامی شاه، به دست انقلابیون افتاده و اعدام شد، همچنان ادامه داشت.

پرویز راجی، سفیر ایران در لندن که از یک‌سو با اعضای خانواده هویدا و از سوی دیگر با اعضای خانواده سلطنتی گفت و گو می کرد در یادداشت‌های خود در روز نوزدهم آبان ۵۷ نوشته است:

«شب با والاحضرت اشرف در نیویورک صحبت کردم. گفت فریدون عقلش را از دست داده است. به هر کس می‌رسد درباره خیانت شاه به برادرش چیزهایی می‌گوید که آدم شاخ درمی آورد. از اوضاع تهران خیلی نگران به نظر نمی رسید و اظهارنظر کرد که حکومت نظامی ممکن است پنج، شش سال باقی بماند. وقتی رفتار برادرش با هویدا را پیش کشیدم، بدون کوچک‌ترین اثری از دلسوزی در بیانش، گفت هویدا بود که در شش سال آخر نخست وزیری‌اش اعلی‌حضرت را گمراه کرد و موجبات آشوب و هرج و مرج کنونی را فراهم آورد».

پرویز راجی آن‌گاه از قول اشرف گفته است که هوشنگ انصاری از تهران خارج شده، ولی معلوم نیست به کجا رفته و هیچ‌کس از مقصد او خبر ندارد. ]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_139.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_139.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 19 Nov 2008 22:20:36 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«شاه به هویدا نارو زد»</title>
         <description><![CDATA[<em><center>پنج‌شنبه هجدهم آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر هشتم نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>شاه به هویدا نارو زد</strong>

در پی دستگیری امیر‌عباس هویدا، نخست وزیر ایران که به مدت ۱۳ سال مدیریت قوه مجریه شاه را برعهده داشت، واکنش‌های متعددی از سوی منابع مختلف سیاسی و حقوق بشری برای آزادی وی به راه افتاد.

فریدون هویدا، برادر امیرعباس که خود از روشنفکران و نویسندگان مطرح ایرانی بود، از دستگیری برادرش ابراز نگرانی کرد.

پرویز راجی، سفیر ایران در لندن شرح این نگرانی را در یادداشت‌های خود چنین نوشته است: «بعد‌از‌ظهر به فریدون در نیویورک زنگ زدم. شوریده حال بود. گفت جان امیرعباس در خطر است و تو باید فوری با مارتین آنالز تماس بگیری و از او بخواهی که دست به کار گردد. افزود «این دومین بار است که شاه به برادرم نارو می‌زند». مرا در ابهام گذاشت که اولین بارش کی بود ـ «‌عناصر لیبرال دولت کارتر را سخت زیر فشار گذاشته‌اند از دولت نظامی کنونی که مشغول دستگیری و کشتار مردم است، پشتیبانی نکند». و کارتر دیر یا زود تسلیم این فشار خواهد شد. کار همه‌مان زار است. در خاتمه گفت: «امیر عباس در حال حاضر باید فقط و فقط در فکر جان خودش باشد».

[[photow01]]

<strong>شاه، مامور رسیدگی به اموال خاندان خود را تعیین کرد</strong>

شاه، کمیسیون ویژه‌ای را مامور رسیدگی به دارایی بستگان خود کرد. در رأس این کمیسیون جمال اخوی قرار دارد.

جمال اخوی، قاضی سالخورده‌ای است که در زمان مصدق دادستان کل و در زمان زاهدی، وزیر دادگستری بود.

قرار است این کمیسیون به اموال خانواده پهلوی رسیدگی کند. براساس شایعات خواهران شاه اموال و دارایی‌های بسیاری دارند یا این اموال را از کشور خارج کرده‌اند.

<strong>تیمسار خادمی به قتل رسیده است</strong>

مرگ مرموز و مبهم تیمسار علی‌محمد خادمی، رییس سازمان هواپیمایی ملی ایران (‌هما) به اشکال مختلف مطرح شد.

برخی نشریات مخالفان سیاسی شاه که در خارج از ایران منتشر می‌شد، اعلام کردند که وی پس از مراجعه ماموران به خانه‌اش برای دستگیری او، خودکشی کرده است.

پرویز راجی، سفیر ایران در لندن در یادداشت‌های مربوط به روز هجدهم آبان ۱۳۵۷ نوشت: «به رغم تلگرافات رسمی وزارت خارجه که علت مرگ خادمی را خودکشی ذکر کرده است، دادرسان گفت تلفنی با همسر تیمسار گفت و گو کرده و خادمی در حقیقت به قتل رسیده است».

<strong>تظاهرات خونین، تمام شهرهای ایران را فرا گرفت</strong>

با نزدیک شدن هفتم کشتگان دانشگاه تهران و تمرکز عزاداری‌ها در بهشت زهرا، تظاهرات در اکثر نقاط کشور اتفاق افتاد.

اطلاعیه آیت‌الله خمینی که در آن مردم به اداره تظاهرات و اعتصابات ترغیب شده و آیت‌الله از مردم خواسته‌اند که تا سرنگونی شاه به حضور خود ادامه دهند در سطح وسیع پخش شد.

این تظاهرات که در اکثر شهرهای بزرگ کشور صورت گرفت، اولین واکنش مردمی پس از روی کار آمدن ازهاری بوده است.

<strong>سنجابی: یک‌شنبه اعتصاب عمومی است</strong>

کریم سنجابی در مراجعت از پاریس اظهار داشته، درباره تشکیل یک دولت واقعاً ملی با آیت‌الله خمینی به توافق رسیده است و مادام که چنین دولتی سر کار نیاید اعتصاب‌ها و نافرمانی‌ها باید ادامه یابد.

رهبر جبهه ملی، یک‌شنبه را روز اعتصاب عمومی اعلام کرد. از قرار معلوم کارگران شرکت نفت همه سر کار برنگشته‌اند و کسری موجودی خزانه کشور هر روز چشم‌گیرتر می‌شود.

براساس اطلاعیه مهمی که آیت‌الله خمینی، دیروز در پاریس منتشر کرد، از کارگران و کارمندان دولت خواسته شده است که اعتصابات و تظاهرات و نافرمانی را تا سرنگونی حکومت شاه ادامه دهند.

<strong>پارلمان انگلیس از شاه حمایت کرد</strong>

گروه پارلمانی ایران و انگلیس از شاه حمایت کرد. ۱۰ روز پس از حمایت دیوید اوئن، وزیر خارجه انگلستان از شاه ایران و برنامه‌های او برای گسترش آزادی‌ها در ایران که باعث شده بود برخی منابع حقوق بشری از وزیر خارجه مذکور انتقاد کنند، الدن گریفیتس اعلام کرد نماینده گروه پارلمانی ایران و انگلیس حمایت خود را از شاه ایران اعلام داشته است.

وی در تماس با سفیر ایران در انگلیس این مورد را به اطلاع وی رساند و از وی خواست تا حمایت این گروه پارلمانی را به اطلاع شاه ایران برساند. ]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_138.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_138.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 19 Nov 2008 18:09:03 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«دستگیری هویدا از نان شب هم واجب‌تر است»</title>
         <description><![CDATA[<em><center>چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر هفتم نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>دستگیری هویدا از نان شب هم واجب‌تر است</strong>

با دستگیری هویدا در روز هفدهم آبان ۵۷، برخورد حکومت با انقلاب وارد مرحله جدیدی شد. دولت ازهاری یک روز قبل از هویدا تعداد زیادی از مسوولان عالی‌رتبه حکومت شاه از جمله تیمسار نصیری، رییس ساواک را بازداشت کرده بود.

منابع نزدیک به هویدا نوشتند: «در ۱۸ شهریور ۵۷ هویدا از وزارت دربار معزول شد. شاه به او پیشنهاد سفارت ایران در بلژیک را کرد و او را مختار کرد که به شغلی بیرون ایران برود. ولی هویدا به دلیل این‌که نمی‌خواست از مادر ۸۰ ساله‌اش دور شود، نرفت. لیلا امامی، همسر سابق هویدا نیز پیشنهاد کرد که از کار کناره بگیرد و به آرزوی دیرینه‌اش که دایر کردن کتابفروشی بود، بپردازد».

مهدی پیراسته، وزیر کشور و سفیر سابق ایران در عراق در یادداشت‌های خود نوشته است: «جلسه در حضور شاه فقید تشکیل شده و موضوع بازداشت هویدا مطرح بود. شاه فقید مطلبی را که قبلاً هم از زبان دیگران شنیده بود، تکرار کرد و گفت: «محاکمه هویدا، محاکمه رژیم است». پس از مدتی گفت و شنود، تلفن مخصوص زنگ زد و کسی که حدس می زنم سپهبد مقدم، رییس ساواک بود، مطالبی گفت که البته ما نمی‌شنیدیم».

سفیر سابق ایران در ادامه نوشته است: «در این موقع شاه خطاب به تلفن‌کننده گفت عده‌ای اینجا هستند که عقیده به بازداشت هویدا دارند. پس از آن دست را روی گوشی گذاشت و با تبسم تلخی گفت: «او هم می‌گوید از شام شب واجب‌تر است.» بالاخره ایشان تلفنی به یک نفر که تصور می‌کنم ارتشبد اویسی، فرماندار نظامی تهران بود دستور بازداشت هویدا را صادر کرد».

[[photow01]]

<strong>شاه: هویدا هرگز محاکمه نخواهد شد</strong>

پرویز راجی، سفیر وقت ایران در لندن نیز در خاطراتش نوشته است: «مایکل وبر تلفنی گفت تونی پارسونز، شب گذشته شرفیاب شده است و به نظرش اعلی‌حضرت بسیار سرحال‌تر از گذشته بوده‌اند. شاه از عزم خود در مبارزه با فساد سخن رانده بود. صحبت هویدا هم شده بود و اعلی‌حضرت فرموده‌اند هویدا هرگز محاکمه نخواهد شد، چون این به معنای محاکمه رژیم است».

<strong>پرویز راجی: هویدا در هنگام دستگیری خونسرد و آرام بود</strong>

پرویز راجی در یادداشت روز هفدهم آبان نوشت: «ساعت پنج بعد‌از‌ظهر افسانه جهانبانی، منشی هویدا از تهران تلفن زد و گفت هویدا توقیف شده است. لحظه‌ای پیش از آن‌که در خانه‌اش را بزنند، اعلی‌حضرت به هویدا تلفن می‌کند و می‌گوید او را به جایی می‌برند که «ایمنی‌اش در خطر نباشد.» به هویدا مهلت دادند وسایل لازم از جمله مقداری کتاب، بردارد و با خود ببرد».

راجی در ادامه نوشت: «به گفته علی غفاری و فرشته رضوی، که با او بودند، هویدا خونسرد و آرام بوده است. یک سپهبد در لباس شخصی، به اتفاق دو افسر دیگر، همه خیلی رسمی و مودب، مامور توقیف او بودند. افسانه در ضمن گفت تیمسار خادمی دست به خودکشی نزده بود، بلکه دو نفر ناشناس از دیوار خانه‌اش به داخل پریده و سر او را هدف گلوله قرار داده‌اند. در خبرهای ساعت هشت شنیدم شهرام چوبین هویدا را یک بهایی خواند که شخصاً فاسد نیست، اما سپر بلا قرار گرفته است. دلم برای هویدا می‌سوزد».

[[photow02]]

<strong>آیت‌الله خمینی: توبه شاه برای فریب ملت است</strong>

آیت‌الله خمینى در پیامى که به همین مناسبت از پاریس فرستادند، گفت: «عزیزان من! صبور باشید که پیروزى نهایى نزدیک است و خدا با صابران است. ایران امروز جایگاه آزادگان است… من از این راه دور چشم امید به شما دوخته ام… صداى آزادی‌خواهى و استقلال‌طلبى شما را به گوش جهانیان مى‌رسانم».

آیت‌الله خمینی به نقل از پیامی که در نشریه «ایرانشهر» چاپ لندن به طور کامل منتشر شده بود، گفت: من اگرچه می‌دانم فریبکاری‌های شاه و نرمش لفظی و ارعاب عملی او در صفوف فشرده ملت بزرگ ما تاثیری ندارد، لیکن در هر موقع و در هر پیش‌آمدی لازم می‌دانم تذکراتی به شما عزیزانم بدهم:

۱. هدف همان است که در سخنرانی‌ها و اعلامیه‌های خود ذکر نموده‌ام:
الف- سرنگونی سلطنت پهلوی و رژیم منحوس شاهنشاهی.
ب- برپا داشتن حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلام متکی به آراء ملت

۲. وحدت با شیوه‌های گوناگون، مخصوصاً اعتصابات در همه ادارات و دستگاه‌های دولتی باید ادامه داشته باشد. دولت نظامی ایران، غاصب و مخالف قانون است و بر ملت است که از آنان اطاعات نکند و سرپیچی و کارشکنی تا حد فلج نمودن دستگاه‌های دولتی پیش رود. من از جمیع کارمندان محترم دولت و سایر موسسات که با اعتصاب خود پشتیبانی از برادران و خواهران خود کرده‌اند، تشکر می‌کنم.

۳. شاه با روی کار آوردن دولت نظامی دست به توطئه دیگری زده است و آن این‌که از طرفی در پیشگاه خدا و ملت عذر تقصیر می‌خواهد و اعتراف به اشتباهات و جنایات خویش در طول سلطنت ننگین می‌کند و از آیات عظام و علمای اعلام و سایر طبقات استمداد می‌کند و از طرفی دیگر دولت نظامی‌اش با سرکوبی شدید و قتل‌ها و اعزام چماق به دست‌ها و سرنیزه‌دارها و توپ و تانک‌ها بر ملت مظلوم می‌تازد و عزیزان ما را بیش از پیش به خاک و خون می‌کشد.

به خیال آن‌که با این نقشه می‌تواند خودش را از گناه قتل و غارت‌های دوران سلطنتش تبرئه نماید و با دستگیری ماموران خود که یک عمر عامل خیانت‌های او بوده‌اند، خود را توبه کار معرفی نماید.

شاه در یک دست چماق و سرنیزه و مسلسل برای سرکوب ملت دارد و در دست دیگر توبه‌نامه و اعتراف به خیانت‌ها و جنایت‌ها و عذر تقصیرها را گرفته است.

ملت هوشمند و بیدار ایران نه از چماق و سرنیزه هراس دارد و نه از این خدعه و نیرنگ فریب می‌خورد. این شخص که از مراجع و علمای اعلام برای فرو نشاندن نهضت اسلامی و باز کردن راهی برای چپاول و هدم اسلام و قرآن کریم استمداد می‌کند، همان مردکی است که تا دیروز علمای اسلام و روحانیون عظیم ایشان را مرتجع و راه آنان را که راه اسلام و قرآن است ارتجاع سیاه می‌نامید.

و در یکی از نطق‌های خود با کمال وقاحت گفت از این طبقه که مثل حیوان نجس است اجتناب کنید. و در نطق دیگر با کمال بی‌شرمی گفت روحانیون مثل کرم‌ها در نجاست می‌لولند.

چه شد که امروز این چنین با روحانیون آشتی می‌کند؟ این نیز خدعه نیست؟ او که امروز به سیاسیون و جوانان ملت روی آورده و از آنان برای وطن استمداد می‌کند، همان است که گروه‌هایی از آنان را اعدام و شکنجه و زندان کرده و می‌کند.

جوانان غیرتمند ما را به خاک و خون کشیده و می‌کشد. دانشگاه‌های ما را به قتلگاه‌های جوانان ما تبدیل نموده است. من از جنایاتی که اخیراً در دانشگاه‌های ما با جوانان اسلام نموده‌اند در سوگم.

من از دانشجویان عزیز که در راه اسلام و کشور فدایی داده‌اند و در مقابل شاه با مشتی گره کرده ایستاده و او را محکوم کرده‌اند، تشکر می‌کنم.

ملت ایران بداند که این نطق‌‌های فریبنده برای اغفال مردم و فرو نشاندن آتش خشم مردم است تا تثبیت مقام کرده و قدرت را بازیابد و خدا می‌داند که اسلام و روحانیت و عموم ملت پس از آن با چه مصیبت‌های دردناکی مواجه خواهد شد.

عزیزان من! از این هیاهوی نظامی نهراسید که نمی‌هراسید. شما ملت شجاع ثابت کرده‌اید که این تانک‌ها و مسلسل‌ها و سرنیزه‌ها زنگ زده‌اند و با اراده آهنین ملت نمی‌توانند مقابله کنند و از این نرمش‌های شیطانی و توبه‌نامه‌های ابلیسی فریب نخورید که نمی‌خورید.

شاه در اول سلطنت غاصبانه خود سوگند خورد که به اسلام وفادار باشد و به ملت خیانت نکند و اکنون اعتراف می‌کند که خائن است و اسلام و ایران را به تباهی کشانده است و تمام خیانت‌ها عمدی بوده است که امروز اسم اشتباه بر آن می‌گذارد.

غفلت نکنید که این اشتباه‌های عمدی تکرار خواهند شد و کشور را به نیستی و ملت را به تباهی خواهند کشاند. امروز بر تمام طبقات ملت از مراجع عظام و علمای اعلام و مدرسین و فضلای عالی‌مقام و اساتید محترم دانشگاه‌ها و دانش‌سراها و دانشجویان دلیر و طلاب شجاع تا جناح‌های سیاسی و روشنفکران و کارگران و کشاورزان تا بازاریان و اصناف، از کارمندان دولتی تا افسران نیروهای سه‌گانه، از سربازان تا صاحب منصبان عالی‌رتبه و بر همه اقشار ملت تکلیف الهی و وجدانی است که با اتحاد کلمه بدون هراس از قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها هدف اسلامی خود را تعقیب و گلوی این ستمگر تاریخ را بفشارند و با قاطعیت و جدیت به سوی هدف پیش روند که وعده خداوند به مستضعفین نزدیک است و کشتن و کشته شدن در راه خدا سرفرازی است.

<em>روح‌الله الموسوی الخمینی پاریس، ۱۷ آبان ۱۳۵۷</em>

[[photow03]]

<strong>سنجابی به ایران بازگشت</strong>

کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی که برای گفت و گو با آیت‌الله خمینی به فرانسه سفر کرده بود، روز هفدهم آبان‌ماه ۱۳۵۷ از پاریس به تهران بازگشت.

سنجابی در هنگام ترک پاریس خواستار سرنگونی شاه و پایان دادن حکومت نظامی شد. تا پیش از ملاقات سنجابی با آیت‌الله خمینی، جبهه ملی ایران همیشه موضع معتدلی نسبت به حکومت پهلوی بود و هرگز اعلام براندازی حکومت را نکرده بود. اتخاذ موضع براندازی توسط سنجابی منجر به درگیری در درون جبهه ملی شد.

<strong>مصاحبه آیت‌الله خمینی با ساندی‌تایمز</strong>

هفته‌نامه ساندی‌تایمز که مانند بسیاری از نشریات مهم جهان در پاریس حضور دارد، مصاحبه خود را با آیت‌الله خمینی منتشر کرد. آیت‌الله خمینی در مصاحبه با این هفته‌نامه چاپ انگلستان گفت:

«امیدواریم ایران بدون قیام مسلحانه با همین نهضتی که هم اکنون تمام اقشار ایران را فرا گرفته و با همین فشارهایی که ملت بر شاه وارد می کند، حل شود». آیت‌الله خمینی در پیام‌های مختلف خود به مردم ایران خواستار سرنگونی حکومت پهلوی شده است.

[[photow04]]

<strong>شاه دستور داد خانواده سلطنتی از لندن به تهران برنگردند</strong>

پرویز راجی در خاطرات روز هفدهم آبان ۵۷ خود نوشت: «کارکنان مخابرات بار دیگر دست به اعتصاب زده‌اند و برای ارتباط فوری با تهران به دستگاه تلکس نمی‌توان اعتماد کرد. چون هواپیمایی ملی ایران هم در حال اعتصاب است، از پیک ویژه نیز خبری نیست، و تنها وسیله تماس تلفن است.

راجی در ادامه نوشت: «از قضا آخرین پیام رمزی که از تهران رسید از وزارت خارجه نبود. از رییس دفتر مخصوص بود و دستور می‌داد به اعضای خاندان سلطنتی که در لندن به سر می‌برند، اطلاع دهم بدون اجازه صریح قبلی اعلی‌حضرت به تهران مراجعت نکنند».]]></description>
         <link>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_137.html</link>
         <guid>http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/11/post_137.html</guid>
        
        
         <pubDate>Tue, 18 Nov 2008 22:43:26 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شاه صدای انقلاب را شنید، هویدا بازداشت شد</title>
         <description><![CDATA[<em><center>سه‌شنبه شانزدهم آبان ۱۳۵۷ هجری خورشیدی برابر ششم نوامبر ۱۹۷۸ میلادی</center></em>

<strong>امیرعباس هویدا بازداشت شد</strong>

امیر عباس هویدا، نخست وزیر سابق و وزیر دربار پیشین بازداشت شد. ساعت شش بعداز‌ظهر، سپهبد رحیمی لاریجانی، معاون فرماندار نظامی به منزل او رفته و دستور بازداشت او را ابلاغ کرد.

امیرعباس هویدا در حالی که با دکتر جواد سعید، رییس مجلس شورای ملی و دکتر یگانه، رییس دیوانعالی کشور مشغول مذاکره بود، خود را تسلیم سپهبد رحیمی لاریجانی کرد و به اتفاق او به طرف زندان اوین حرکت کردند.

امیر عباس هویدا یک روز پس از روی کار آمدن ارتشبد ازهاری بازداشت شد و در ۱۷ فروردین ۱۳۵۸ به حکم دادگاه انقلاب در سن ۶۰ سالگی اعدام شد.

<strong>شاه: من صدای انقلاب شما را شنیدم</strong>

در ساعت ۱۰ صبح پانزدهم آبان ۱۳۵۷، محمد‌رضا پهلوی برای آخرین بار مردم ایران را مورد خطاب قرار داد: «ملت عزیز ایران در فضای باز سیاسی که از دو سال پیش به تدریج ایجاد می‌شد، شما ملت ایران علیه ظلم و فساد به پا خاستید. انقلاب ملت ایران نمی‌تواند مورد تأیید من به‌ عنوان پادشاه ایران و به عنوان یک فرد ایرانی نباشد. متاسفانه در کنار این انقلاب دسیسه و سو‌استفاده دیگران از احساسات و خشم شما آشوب هرج و مرج و شورش نیز به بارآورد».

شاه در ادامه گفت: «موج اعتصاب‌ها نیز که بسیاری از آن‌ها برحق بوده، اخیراً تغییر ماهیت و جهت یافت تا چرخ‌های اقتصاد مملکت و زندگی روزمره مردم فلج شود. من آگاهم که به نام جلوگیری از آشوب و هرج و مرج این امکان وجود دارد که اشتباه‌های گذشته و فشار و اختناق تکرار شود. من آگاهم که ممکن است بعضی احساس کنند که به نام مصالح ملی و پیشرفت مملکت و با ایجاد فشار این خطر وجود دارد که سازش نامقدس فساد مالی و فساد سیاسی تکرار شود».

شاه ایران ادامه داد: «اما من به نام پادشاه شما بار دیگر در برابر ملت ایران سوگند خود را تکرار می‌کنم و «متعهد» می‌شوم که خطاهای گذشته و بی‌قانونی و ظلم و فساد دیگر