تاریخ انتشار: ۹ فروردین ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 184

گردش مکانیکی سیاره

اینقدر این روزگار کهنه را به بهانه گردش مکانیکی سیاره‌یی به گرد ستاره‌یی روز نو خوانده‌ایم و هلهله کشیده‌ام که باورمان شده است روزگارمان نو می‌شود! نمی‌دانم این چه طلسم شومی است که ما را فراگرفته است. جنبش دانش‌جویی منزوی و منحرف شد و از آن آتش فروزان جز خردک شرری باقی نماند. جنبش کارگران شرکت واحد در اوج خفه شد. جنبش زنان به جنبش چند زن تبدیل شد و اکنون ما مانده‌ایم و جنبش معلمان که معلوم نیست چه سرنوشتی داشته باشد. رفقایی هم که روزی امیدی به آن‌ها بسته بودم مشغول خاله‌بازی انشعاب هستند و از آن امید فقط این برای من ماند که عزیزترین کس زنده‌گی‌ام را ربودند!
بگذریم عید است و بهار است باید با سیلی صورت سرخ کنیم. چند روز پیش به دوستی می‌گفتم: «باید خوش‌بین باشیم» و او گفت: «اما واقع‌بین بودن بهتر است» و من گفتم: «می‌گوییم باید خوش‌بین باشیم واقع‌بینی که همان بدبینی است!» و هر دو خندیدم و این خنده چقدر تلخ بود.

به هر روی روزگار است فراز و نشیب دارد و پستی و بلندی در پست‌ترین روزگاران نباید فراموش کرد که فرازی در راه است که خرابی چون به نهایت رسد آبادی در پی دارد که هیچ روندی تا بی‌نهایت ادامه پیدا نمی‌کند. بی‌شک این سیاهی مانده‌گار نیست و رو به کوتهی دارد و آن روز است که می‌توانیم طلیعه روزگار نو را به هم تبریک بگوییم.

عجالتان به امید آن روز این روز مبارک باد.

Spectre

Share/Save/Bookmark
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)