تاریخ انتشار: ۷ فروردین ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 181

مرگ بر آزادی

من و تو مثل دو تا ماهی‏قرمز زیبا، وسط سفره هفت‏سین. دنیامون اون‏قدر کوچیکه و ما به هم اون‏قدر نزدیک، که هیچ‏ ترسی از گم شدن و گم کردن نیست.
امّا من از اون روزی می‏ترسم که آدم‏ها بخوان ما رو توی رودخونه رها کنن، من و تو دو تا ماهی قرمز کوچولو وسط اون دریای بزرگ، ترس از گم شدن، ترس از گم کردنت. کاش رهایی هرگز نمی‏رسید...

مطرود

Share/Save/Bookmark
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)