تاریخ انتشار: ۱۳ فروردین ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 188

سیا بازی

راسش می‌خواسم باش اختلاط کنم. ا خاطرخوایی و این صوبتا. گفتم شوما شا وزیر بلتی،. گف نه یه نموره هم سرخ وسفید شد جون شوما. تلپ شدم پایین پاش و گفتم...
این جوریاس. ای کبریت رو زمین خوابید که حاجی‌ت دزه، اگه به پهلو نشس که کوچیکت وزیره، اما اگه واساد، یعنی که آره و اینا، شاه شاهه... گرفتی چه جوریاس؟

لامروت. خندید. دلم رف. گفتم بمیرت

...

تو تیریپ شا وزیر حسابی واردات شده بود. یه روز دل بی‌صاحابو زدم به دریا و گفتم...

کبریت رو زمین بخوابه من نالوطی‌ام، به پهلو بشینه کارم دٌرٌسه، اما اگه واساد هم لوطی‌ام، هم کارم دٌرٌسه هم خاطرتو خیلی می‌خوام.

خندید. نفسم به یک و دو افتاد. گفتم خرابتم قناری.

...

یه سرچراغی، نشسم صاف روبروش، گفتم کبریتت کو؟ همون که نکشیده جونم باش الو می‌گیره.

خندید اما رنگ ننداخت.

دست کرد کبریت را هل داد طرف من، له‌ش کرده بود.

سربند همون دیگه قوطی کبریت هیچ رقم وانساد.

قاصدک


Share/Save/Bookmark
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)