| رادیو زمانه > خارج از سیاست > اجتماعی > یک تشکر ساده | ||
یک تشکر سادهخانم محترمی که دست خواهر کوچکتر من رو گرفتهای و به زور سوار اتوبوس می کنی! خانم محترمی که پلاکاردی در دستت می گیری و روش می نویسی "زنان بدحجاب اسیر نگاه مرداناند"! خانم نمایندهی مجلس که از برخورد نیروی انتظامی با بدحجاب ها تشکر می کنی! آقای محترمی که کنار خیابون یا دم در دانشگاه یا هرجای دیگه می ایستی و سراپای هر خانمی را که از اون جا رد بشه برانداز می کنی و بعد به جرم بدحجابی بهش تذکر می دی یا سوار می نی بوس ِ مربوطه می کنی. آقا یا خانمی که دخترها و زنان ما رو به جرمی که خودت تعریف کردهای (به اسم بدحجابی) در دسته ی "مفاسد" قرار می دی؟ خانم مدیری که فکر می کردی اگر مدرسهات نمونهی حجاب در منطقه باشه گلی به سر شما زده میشه و دستور میدادی از وسط حیاط مدرسه طنابی بکشند و چند نفر از هم کلاسهای ما رو مامور می کردی اون جا بایستند و حتا رنگ خط بالای جورابمون رو چک کنند! خانم مدیر یا ناظمی یا امور تربیتی که ما رو از دوستها هم کلاس هامون هم ترسوندی! خانم یا آقای "انجمنی" که تو دانشگاه حواست بود دختری به پسری حتا سلام نکنه! آقا یا خانمی که از اول دبستان رنگ تیره بر تن ما کردی و هر رنگ شادی رو از زندگی ما (نیمی از روز و در مدرسه) دور کردی و به خیال خودت اسلام رو به مدرسهها آوردی! مدیری که حتا جسارت این رو نداشتی که بگذاری سر کلاس درس روسری از سر برداریم تا موهامون نفسی بکشه یا این که اجازه بدی بات گرمکن و شلوار تو زنگ ورزش بدوییم و ورزش کنیم. آقایی که نشستی و در طول هزار سال برای من و خواهرها و مادر و دوستهام و ... قانون گذاشتی که در کیسه بمانیم (یا اگر زورت می رسید در خانه بمانیم) تا تو یک وقت گناه نکنی! خانمی که این قانون گذار عزیز رو تشویق هم کردی تا مبادا زنان باعث گمراهی شوهرت یا پسرت شوند!! خانمی که تا لباس رنگ روشن ِ من و دوستانم رو دیدی بر ما خشم گرفتی که سنگین نیستیم! خانمی که میگی خوشحالم دخترم رو به دانشگاه نفرستادم، اونجا معلوم نبود چی می شد و از دستم در می رفت! ای خانمی که دوستم رو به جرم رنگ مانتو، به جرم نپوشیدن جوراب، به دانشگاه راه ندادی! خانمی که گفتی این دوره و زمانه دخترها گرگ شده اند و آدم می ترسه پسرش رو بده دستشون! بارباماما ![]() |
||
