تاریخ انتشار: ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 227

شوهر تو

يادت هست درست بيست و هفت سال و پنج ماه و يازده روز پيش، همان ماههای اولِ نامزدیمان، برادر دوقلوی من تصادف کرد و مرد، و تو دلواپس بودی که مبادا عروسی عقب بيافتد؟ حالا درست بيست و شش سال و پنج ماه و ده روز است که تو عروس خانهی منی، هيچوقت هم نفهميدی شوهر تو، همانی بود که مرد...

لانگ شات

Share/Save/Bookmark
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)