| خانه > ِیک سر و هزار سودا > عاشقانه > دلتنگیهای عاشقانه | |||
دلتنگیهای عاشقانه......بوسهی شتابزدهی لحظهی آخر، "مراقب خودت باش" گفتنها، پنهان کردن بغض توی همهمهها و خندههای الکی، خیابانگردی بعد از خداحافظی تا باورم شود که رفتهای. میدانم، تلفن خواهی کرد. از همه چیز حرف میزنیم، مثل همهی این سالها. مثل روزهایی که حرفی نبوده است و فقط خواستهایم صدای یکدیگر را بشنویم. میدانم که باز هم برایت از اینجا میگویم، از وضعیت تیمها توی لیگ، از آخرین مهمانی، از سفری که رفتهام یا خواهم رفت، از جوکهای اس.ام.اسی جدید، از شاهکارهای آشپزیام، از همهی چیزهای احمقانه و ساده و کوچکی که جز با تو نمیشود دربارهشان حرف زد. میدانم باز هم از همهی اینها حرف میزنیم، هر کجا که باشی، هر کجا که باشم. اما دلم میخواهد یک روز باز هم تلفن کنی که بپرسی بستنی قهوه میخواهم یا شکلاتی و من مطمئن باشم که قبل از آب شدن بستنیها، رسیدهای. ![]()
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
||
![]() |








نظرهای خوانندگان
Fantastic !!! Tx
-- Misagh ، May 7, 2007وصف حال ابن روزها!
-- رها ، May 7, 2007kheyli khub bud.ehsase khub va kheyli ajibie ke adam hes mikone ye nafar ye jaye dige donya momkene deltangi ro ke to dari un ham dashte bashe.mamnun
-- sorsh ، May 8, 2007