|
خانه
>
ِیک سر و هزار سودا
>
اجتماعی
>
از ایران خسته شدم
|
سودای 260
از ایران خسته شدم
فایل صوتی
در تمام مدتي كه بيرون از خانه هستم از همه چيز تنفر دارم. از ديشب مدام چهره اون زني رو مي بينم كه در هفت تير با كتك هاي ماموران پليس زخمي شده بود. مي تونم حس كنم و بفهمم كه اون زن چه حالي داشته. اون اتفاق براي من رخ نداد اما از ديشب به همه چيز و همه كس نفرين مي فرستم.
حالا به تمام ارگان هاي پليس كه به راحتي در سيما حاضر مي شوند و از رضايت مردم دم مي زنند، بدم مي ياد.
آقاي رادان كدام رضايت؟ اين زن كه ديروز با مشت و لگد ماموران وحشي زن شما به آن روز افتاد هم جزء همين مردم است، مي فهميد؟
از مردماني كه ديروز در هفت تير بودند و فقط تماشاچي اين صحنه بودند متنفرم.
از همه آنهايي كه مي توانستند به اين كار اعتراض كنند چرا همشهريشان را به اين وضع كتك زده اند، بدم مي ياد.
مگر گناه آن زن چه بود؟ اينكه حجاب خوبي نداشت؟ اينكه در خيابان هاي شهرش راه مي رفت. نفس مي كشيد. مي خنديد. نه شما حتي حس خنديدن را از همه گرفتيد.
حالم از مردم شهرم، از در و ديوار كثيف شهرم به هم مي خورد.از اينكه همه به فكر اين هستند تا جايي به نفر كناري پشت پايي بزنند تا خودشان به جايي برسند. از مردمي كه بي اختيار وقتي پشت چراغ قرمز هستند دست روي بوق مي گذارند و تا ثانيه اي ديرتر حركت مي كنند به پدر و مادر طرف فحش مي دهند، بدم مي ياد.
از همه ماموران زن پليس بدم مي ياد. از همه اين زنان كه عقده هاي دروني خودشان را با تذكر دادن و كتك زدن مردم بدبخت خالي مي كنند، بدم مي ياد.
از زندگي كردن در اين شهر كه ماه ها مردمش را با بحث بنزين سركار گذاشتند بدم مي ياد. از اينكه همه اين مسائل بازي مسخره اي بيش نبود و همه ملت سركار بودند بدم مي ياد.
روزي هزار بار در اين روزها با خودم مي گويم كاش ايراني نبودم، كاش ايراني نبودم، كاش ايراني نبودم.
روزگاري به ايراني بودن خودم افتخار مي كردم اما حالا حتي حاضر به دقيقه اي زندگي در اين . . .
از كار روزنامه نگاري بسته اينجا بدم مي ياد. از اينكه بر سر يك گزارش كه در آن از اعتقادات مذهبي و ديني ملت استفاده شده و وقتي آن را كار مي كنم از هر طرف فحش مي شنوم و تهديد مي شوم، بدم مي ياد.
از اينكه هر روز بايد منتظر يك خبر بد، يك فاجعه و يه مثيبت باشم خسته شدم.
از ايران خسته شدم . . .
فریاد سکوت

نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
|
نظرهای خوانندگان
مصیبت درسته !
-- Mekh ، May 31, 2007مثل اینکه زیادی جوگیر شدید !