| خانه > ِیک سر و هزار سودا > شخصی > هیچ وقت نفهمیدم چرا... | |||
هیچ وقت نفهمیدم چرا...همه¬ی ما موقعی که می¬خوابیم، در واقع برای یک ماموریت مهم فرازمینی اعزام می¬شیم. ما کهکشان رو نجات می¬دیم و بیگانگان فضایی رو از بین می¬بریم هرشب. و هرشب عاشق شاه¬زاده¬ی یکی از سیاره¬ها می¬شیم و قبل از این¬که به¬ش بگیم که دوست¬ش داریم...ساعت زنگ می¬زنه و از خواب بیدار می¬شیم. و اون موقع با خودمون گیج می¬زنیم که :«هی...من یه خواب عجیب دیدم...اما...نه...یادم نمی¬آد.» ![]()
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
||
![]() |







