تاریخ انتشار: ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 366

گفتمان

فایل صوتی
دوباره دعوایشان شده بود.مرد اصلا حرف نمیزد. زن میگفت: آخه نمی گی من چطوری باید خرج خانه رو در بیارم؟ ببین دستام رو. ببین عروست شده نظافتچی خونهی همسایه ها.

مرد جواب نداد. زن چادرشو کشید جلوتر. دوباره زیر چشمی به اطراف نکاه کرد. کسی نبود. جری تر شد. گفت: این هم از شازده پسرت که میگفتی درسخونه. آقا دو تا تجدید آورده تازه میگه همه معلم خصوصی دارن منم میخوام.

مرد ساکت بود. زن خندید و گفت: یه خبر خوب هم دارم. برای نرگس خواستگار پیدا شده. کاش بودی و می دیدی...

و بعد یک قطره اشک از چشمهاش جدا شد. جوی باریکی روی صورتش کشید و یواش افتاد روی سنگ قبر ...

وبلاگ خداحافظ

Share/Save/Bookmark
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)