| خانه > ِیک سر و هزار سودا > وطن بازی | |
وطن بازیسودای 397 چو ایران نباشد تن من مباد؟می گفت چون اشعار فارسی نقطه گذاری درستی ندارند همه در خوانش آن دچار اشتباه می شوند؛ می گفت برای مثال ... سودای 396 از گربه تا پروانهوطن برای من در آغاز ِ اندیشه گربه ایست نشسته بر سیاره ای به نام زمین در منظومهء شمسی." گربه حیوان شیرینی است"؛ این را یکی از همکارانم می گفت که دو سالیست ... سودای 395 وطننگاهم میکند و میگوید اینجا همیشه همینطور میماند. میگوید باید با یک دست داد و با دست دیگر گرفت. باید "رند" بود ... سودای 389 وطننگاهم میکند و میگوید اینجا همیشه همینطور میماند. میگوید باید با یک دست داد و با دست دیگر گرفت. باید "رند" بود ... سودای 388 آسمان وطننمیدانم این وطن چرا آسمان را ول نمیکند.در آسمان "قمر در عقرب" است.روی این زمین لعنتی هم فقط اوضاع ما " قمر در عقرب" است... سودای 387 بازی با کلماتسالها قبل، وقتی نوجوان دبیرستانی بودم، وطن برایم مثل مادر بود. عزیز و مقدس..جنگ بود..و فضای مملکت ، جور دیگری بود.. سودای 384 وطن تو کجاست هموطنجنگ واقعیت بزرگی است . از آن بزرگتر و واقعی تر ، وطن است که برایش کارهای غیرممکن می کنیم . برای من و تو جنگ یعنی شهرهای ولنگار ... سودای 383 وطن پرستی بدون عق زدن!باور كن اصلا لازم نيست در اتاقت از اشك بلرزي و مانند مسخ شدگان خودت را در شاملو غرق كني و منتظر چيزي باشي،هر چه كه باشد، |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
![]() |






